دلنوشته های کاربران


امید
3 شهریور, 1398 | 14:47
سلام امام رضا جانم دوباره داره بوی روزهای سخت میاد امام رضا جانم بی کسم تو تمام کس و کارم تو تمام پشت و پناهم دخیلک و دخیل جدک رسول الله
7
یه منتظر
3 شهریور, 1398 | 12:50
سلام اخه چرا دلنوشته من هیچوقت تو دلنوشته ها نیست با وجودی که تیک همیشه میزنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
5
محمد رسولي
3 شهریور, 1398 | 11:32
حاجتمو بده اقا امام رضا همونجور كه شما منو به خانوادم بخشيديد هيچي جز رضاتون نميخام هيچي جز محبتتون نميخام اقاي مهربونم منو همسرمو شاد كن
11
فاطمه فاطمه هست
3 شهریور, 1398 | 11:25
سلام آقا دلم برات تنگ شده حال دلم خوب کنید ممنون آقا جان کاش منم رسانه ای بشم بگم شفا مریضم گرفتم حاجتم از آقا گرفتم فریاد بزنم گرفتم آقا جوابم داده عاشقتم آقا جان
8
بیچاره بی پناه
3 شهریور, 1398 | 02:49
سلام آقای مهربونم. من و دختر سه ساله ام خیلی دوست داریم بیاییم زیارت و پابوس شما. خیلی امید دارم که شما حاجتمو میدین. مطمئنم و به دلم افتاده به این زودیا میام همینجا مینویسم که امام مهربونم سلطان و سرورم ممنون که حاجتمو دادین نگذاشتین مدیون و محتاج دیگران باشم. خیلی به لطف شما و رحمت پروردگارم امیدوارم.از همه التماس دعا
5
مهدی
3 شهریور, 1398 | 01:23
باز هم در به در شب شدم ای نور سلام باز هم زائرتان نیستم از دور سلام با زبانی که به ذکرت شده مأمور سلام به سلیمان برسد از طرف مور سلام
101
الناز قدیمی
3 شهریور, 1398 | 01:21
سلام اقا جان بد دل تنگتم میخام ییلم پیشت تا دوباره انرژی بگیرم بتونم این روزای سختو تموم کنم اقا جون تموم شدم خودت دستم بگیر
8
صدرا
3 شهریور, 1398 | 01:12
سلام امام رضا جون تو که دردمو میدونی تا حالا هرچی خواستم بهم دادی تا اخر عمر قدردانتم اما چکار کنم که هربار دوباره میام سراغ خودت رضاجون شوهرم سه ساله بیکاره با دوتا بچه تو خیلی رحیمی پس رحمت به دوتا بچه هام بیاد نذار خفیف و خار بشیم
5
آشنا
3 شهریور, 1398 | 00:10
سلام امام رضا،اینقدر صدات میکنم تا حاجتمو بگیرم چراحاجتمو نمیدی
4
دختر بخت بر گشته
2 شهریور, 1398 | 23:18
امام رضااا این عهدی هست بین منو شما وخداوند وپسرت . اگ این مشکلی که اون شریک مالیمون با کلاشی کلاه گذاری سرمون اورده حل کنی واین گره رو باز کنی .بینی وبین الله عهد میکنم ونذر میکنم وپیمان میبندم وتلافی میکنم وعمل میکنم بع عهدم که پسر تورو که ازسادات رضوی هست ببخشم وازش بگذرم دردنیا واخرت .اون حق تهمت وحرفای زشت وبدی که بمن زده رو .حلالش میکنم به ابروی تو امام رضا بشرطی ک شما هم مشکلمون بااون شریک مالی مون رو نیمه شبه ونصفه روزه انشالله حل ونیرنگشو خنثی کنید .الهی امین .این عهدیه که خدا وند وملائکه وهمه ملکوتیان واولیا رو دراون شاهد میگیرم .والسلام
3
مریمی
2 شهریور, 1398 | 18:34
سلام اقای مهربونیها..درسته ی ماهه از مشهد اومدم ولی باز دلم برا حرمتون ی ذررره شده یاد اون شبی میفتم ک جلو ایوون طلاتون تا خود صب نشستم و محو عظمت حرمتون بودم افتادم..خیلی بهم لطف داشتین همیشه..درسته ی مدت بخاطر ی خواسته ک اجابت نشده بود ازتون دور شده بودم ولی الان ک میفهمم اون اجابت نشدن خودش ی لطف بود درحق من شرمنده اون گله ها و شکایتام میشم خیییییلی آقایی میخام بدونین مریمی خیلی دوستون داره ی کم بیشتر هوامو داشته باشین گرچه میدونم اگه نگاه خدا و کرم امام رضایی شما اگه نبود خیلی وقت پیشاا زمین خورده بودم.عاشقتونم دستمو ک گرفتین میدونم.. ولش نکنین دوستون دارم ❤
5
سعید
2 شهریور, 1398 | 15:04
آقا جان، ده پونزده سال دهه اول محرم کنار شما عرض ادب کردم، امسال هم رخصت بدین...
4
فاطمه
2 شهریور, 1398 | 13:47
باید برم برای مصاحبه دانشگاه . میدونید که مشکلم چیه آقاااا مگه نه ؟ خیلی سعی کردم که برطرفش کنم . مشکل الانم نیست . سالها به خاطرش عذاب کشیدم اما نتونستم از پسش بر بیام حالا الان که اینا رو مینویسم از ته دلم میخوام که یه معلم باشم یک معلم فداکار . یک معلم خوب . من این موضوع رو به خدا سپردم و میدونم جز صلاحم رو نمیخواد . اما نوشتن و حرف زدن با شما حالم رو خوب میکنه . سخته برام از خوانوادم جدا بشم برای دانشگاه رفتن . حس میکنم این روزایی که باید دور از اونا باشم روزای زیادی مهمیه که باید باشم و استفاده بکنم . تنهایی بده . شما میدونید که چی میگم . مشکل بزرگم داره کمتر میشه میدونم خواست خداست . میدونم شم اهوامو داری که داره مشکلم حل میشه . دلم میخواست بیام مجاور حرمتون بشم اما از قرار معلوم تقدیر برام چیز دیگه ای رقم زده . من قول میدم که معلمی باشم که با تمام وجودش برای دانش آموزاش وقت بزاره . التماس دعا دارم آقا جان . هر وقت زیارتتان آمدم دلم پر بود اما نشد که بگیرم دوای دردم را از یاد می رود روبروی گنبدتان هر غصه و غم درد از یادم
5
یه منتظر
2 شهریور, 1398 | 13:33
سلام اقا جان اقای مهربونم عزیزدلم ببخش که گاهی نارحتت میکنم انوروز خیلی کم اورده بودم خیلی دلم پر بود باید ببخشی از طرف من از عموی بزرگوارتون و پدرتون معذرت خواهی کنید
3
صادق
2 شهریور, 1398 | 13:10
سلام اقا.ازتون ممنونم که لطف کردین مسافرت خوبی داشته باشیم.ان شاالله همه مسافرها به سلامت برن و برگردن.اقاجان ازتون میخام همه مریضها رو بطور کامل شفا بدین.همه مستاجرها صاحبخونه بشن و قرض دارها ادای دین کنن.کسانی که بچه دار نمیشن بچه سالم و صالح نصیبشون بشه.همه مجردها ازدواج عالی داشته باشن.همه بیکارها شغل عالی پیدا کنن.همه دانشجوها و دانش اموزها موفق باشن.اونایی که بچه شون یا پدر و مادرشون مشکل و مریضی دارن حل و رفع بشه.همه اونایی که احساس تنهایی و دل مردگی میکنن به نحو احسنت شاد بشن.اقاجان منم تو 33 سالگی مریض و مجرد و بیکارم.اقاجان اگه امکان داره تا 6 شهریور که تولد من هست دغدغه ها و گره های زندگی من از بین برن.اقاجان بشدت به شما و خواهرتون و 14 معصوم علاقه مندم.عشق 14 معصوم در دل عاشقان واقعی هرگز نمی میرد.امیدوارم من هم یک عاشق واقعی باشم.کوچک شما صادق
3
فاطمه ام
2 شهریور, 1398 | 09:13
سلام آقا، لطفا حاجتم رو برآورده کن... دلم براتون تنگ شده. بیشتر از یه ساله که نتونستم بیام ولی همیشه به یادتون هستم، همیشه.
4
سیدمحمدباقرحیات الغیب
2 شهریور, 1398 | 09:13
یاامام رضامن مردیدتم دلم میخوادمنزلم بیادمشهدتاخودم وبچهام نوکریت کنیم وهم نوکرزائرانت بشیم
9
م
2 شهریور, 1398 | 01:56
سلام . یادتون هست قبلا میومدم و کلی دلنشوته مینوشتم واستون؟ ..... الان هم دوباره بهتون اعتماد کردم .اومدم که بگم به حرمت مادر عزیزتون حضرت زهرا....
9
باز امدم
2 شهریور, 1398 | 01:27
باز اومدم شكسته اومدم نميدونم چي ميشه ولي من بريدم خب چي ميشه مشكل من برا هميشه درست شه!سوختم تو بگو چه كنم تو دستمو بگير منكه راه به جايي ندارم ديگه خودت كاري كن من ميترسم من تنهام من هييييچ راهي ندارم فقط چشمم به توئه بگو كه نااميدم نميكني يه كاريييي كن خداااا
4
غریب
2 شهریور, 1398 | 00:56
سلام اقا جان جان جوادت کمکم کن دیگه بریدم از مستاجری خسته شدم با سه تا بچه من چیکار کنم پول برای خرید خونه میخوام اقا جان دیگه بریدم بریدم
55
logo
×
دانلود نسخه موبايل سایت پخش زنده از حرم مطهر امام رضا علیه السلام app download on Razavi TV