شهید «سیدعبدالله محمد عطوى» (حر عاملى) اشاره: آزاده‏اى بود از جنوب لبنان و«حُرّ عاملى» را انتخاب کرده بود برای اسم نظامی اش. هنوز بیست سالش نشده بود که در یک...

آزاده ای از جنوب لبنان

آزاده ای از جنوب لبنان

شهید «سیدعبدالله محمد عطوى» (حر عاملى)

اشاره:
آزاده‏اى بود از جنوب لبنان و«حُرّ عاملى» را انتخاب کرده بود برای اسم نظامی اش. هنوز بیست سالش نشده بود که در یک عملیات شهادت طلبانه داغی بر دل صهیونیست ها گذاشت که روسایشان زبان به اعتراف گشودند. «دان شِمرون» رئیس ارکان ارتش اسرائیل، «اسحاق رابین» وزیر دفاع رژیم صهیونیستى، «زیف زاهادین» فرمانده واحد ارتباطات ارتش اسرائیل؛ اذعان کردندکه: «این عملیات قوى‏ترین ضربه علیه اسرائیل در جنوب لبنان بود.» 27 مهرماه سالروز شهادت «سید عبداللَّه محمد عطوى»، از رزمندگان مقاومت اسلامى لبنان است به همین مناسبت مروری خواهیم داشت بر سیره این فرزند خمینی (ره).

روز چهارشنبه 27/07/1367 ه.ش (7 ربیع‏الاول 1409ه.ق، 19اکتبر 1988م) هنگامى که مسلمانان شیعه و سنّى لبنان، همچون دیگر کشورهاى اسلامى، مى‏رفتند تا خود را براى استقبال از «هفته‏ى وحدت» و سالروز ولادت با سعادت پیامبر اسلام حضرت محمدصلى الله علیه وآله وسلم، آماده کنند، جوان آزاده‏اى از جنوب لبنان، برخاست و با خون پاک خویش، میثاق وحدت را میان مسلمانان تثبیت کرد.
رژیم صهیونیستى، هر روز، بیش‏تر خود را براى انتخابات در اسرائیل آماده مى‏کرد و کوچک‏ترین حرکت حساب نشده‏اى مى‏توانست اثر بزرگى بر نتایج آن وارد آورد؛ این گونه نیز شد و همه‏ى حساب‏هاى سیاسى، نظامى و پیش بینى‏هاى این رژیم بر هم خورد. حادثه‏اى که در هزار مترى مرزهاى شمالى فلسطین اشغالى، در جنوب روستاى «کَفَر کِلا» مقابل گذرگاه «بَوّابَهَ‏فاطمه» که به «جِدارالطَیِّب» نیز معروف بود، رخ داد، علت مهمِ آشفتگى طرح‏ها بود.
یک دستگاه کامیون اسرائیلى با 18 سرنشین از سربازانى که از «کمربند امنیتى» لبنان باز مى‏گشتند تا به منطقه‏اى دیگر منتقل شوند، همراه با یک دستگاه نفربر از نوع «ام 113» با هشت سرنشین، در حالى که یک دستگاه جیپ نظامى با چهار سرنشین آن‏ها را اسکورت مى‏کرد، در جاده‏ى منتهى به داخل لبنان در حرکت بودند. یک دستگاه «مرسدس بنز» با ظاهر پوششى و غیر نظامى، که چهار تن از عناصر اطلاعاتى رژیم صهیونیستى داخل آن بودند، به دنبال آنان به طرف مناطق اشغالى جنوب لبنان پیش مى‏رفت.

سیاهىِ کامیون‏ها از دور نمایان شد. عبداللَّه که سعى داشت شک کسى را بر نیانگیزد، در کمال خونسردى، با کودکان روبوسى و خداحافظى کرد و در حالى که مى‏رفت تا بر ماشین خود سوار شود، دست در جیب برد و همه‏ى پولى را که با خود داشت به آن‏ها داد. زیر لب ذکرى گفت و پشت فرمان نشست.

در ساعت 30/13 ظهر، کاروان نیروهاى نظامىِ در حال حرکت، به مقابل مقر پست و بازرسى «بوابه فاطمه» رسید؛ نیروهاى مقر مشغول کنترل برگه‏هاى مأموریت سربازان بودند و هشت نگهبان مرزى، اطراف اتاق کنترل و بازرسى تردد وسایل نظامى قرار داشتند. آن سوتر تعدادى مردم غیرنظامى در حال خروج از منطقه‏ى اشغالى و ورود به مناطق آزاد بودند و نگهبانان در برج‏هاى مراقبت و حفاظت، آن‏ها را کنترل مى‏کردند. در یک‏لحظه انفجار عظیمى رخ داد.
انبوهى از آتش و دود، گذرگاه و خودروهایى را که در مسیرش قرار داشتند، در برگرفت. لحظاتى نگذشت که عربده‏ها و فریادهاى کمک‏خواهى که به زبان عبرى (یهودى) بود، به گوش رسید. این نعره‏ها حکایت از آن داشت که تعدادى از سربازان اسرائیلى آسیب شدید دیده‏اند.

شخصیت شهید
«سید عبداللَّه محمد عطوى »، از رزمندگان مقاومت اسلامى لبنان،که اسم نظامى «حُرّ عاملى» را به عنوان آزاده‏اى از جنوب لبنان براى خود برگزیده بود، در حالى که بیش از بیست پاییز از عمرش سپرى نشده بود،قهرمان این عملیات شهادت طلبانه بود. دوستان و همرزمان او درباره‏اش مى‏گویند: «سیدعبداللَّه از همرزمان نزدیک و از دوستان شهید صلاح غندور(که بعدها در عملیاتى شهادت‏طلبانه در «بنت جبیل» به شهادت رسید.) بود و همراه و همدوش او، در چندین عملیات علیه مواضع و پایگاه‏هاى اسرائیل شرکت داشت.
همه‏ى کسانى که عبداللَّه را مى‏شناختند خوب مى‏دانند که او بسیار ساکت بود و رحیم القلب. با دیدن هر یتیم یا مسکینى، گریه‏اش مى‏گرفت و به هر وسیله‏ى ممکن، در صدد کمک برمى‏آمد. با وجود همین روحیه‏ى مهربانى و عطوفت، در عملیات از روحیه‏اى بسیار مصمم و استوار برخوردار بود». یک ساعت به زمان و موعد عملیات مانده، سید عبداللَّه در حالى که به نزدیکى روستایى رسیده بود، از ماشین تویوتاى سفید رنگ خود که500 کیلو مواد منفجره در صندوق عقب و زیر صندلى‏هاى آن جاسازى شده بود، پیاده شد.
ضمن این‏که دوردست‏هاى جاده را مى‏پائید، به طرف کودکانى که بازى بودند، رفت؛ در کنارشان نشست و شروع به بازى با آنان کرد. بچه‏هاى کم سن و سال که از گشاده رویى و تبسم‏هاى زیباى او خوششان آمده بود، به بازى‏با او پرداختند. عبداللَّه از مغازه‏اى که در آن نزدیکى بود، مقدارى بیسکویت و خوراکى‏هاى کودکانه خرید و به آن‏ها داد.در حین همبازى شدن با کودکان مظلوم جنوب لبنان، مدام به ساعت خود نگاه مى‏کرد و سپس نگاهش را به گذرگاه مى‏دوخت تا از آمدن کاروان مطمئن شود.
سیاهىِ کامیون‏ها از دور نمایان شد. عبداللَّه که سعى داشت شک کسى را بر نیانگیزد، در کمال خونسردى، با کودکان روبوسى و خداحافظى کرد و در حالى که مى‏رفت تا بر ماشین خود سوار شود، دست در جیب برد و همه‏ى پولى را که با خود داشت به آن‏ها داد. زیر لب ذکرى گفت و پشت فرمان نشست. ماشین را که روشن کرد، در حال حرکت، با تبسمى زیبا، دستى براى کودکان تکان داد و خداحافظى کرد. آنان نیز با خنده‏هاى شیرین خود، جواب سید را دادند.
یکى از کسانى که در آخرین دقایق پیش از حمله، شاهد اعمال و رفتار حرّ عاملى بوده است، آن‏چه را که خود نظاره کرده، این گونه تعریف مى‏کند: «هنگامى که کامیون‏هاى اسرائیلى به گذرگاه نزدیک شدند، عبداللَّه که همچنان سرگرم بازى با کودکان بود ولى نگاهش بدان سو بود، ذوق زده شد و یک آن با صداى تقریباً بلند با خود گفت: او ناهاش... اوناهاش... اللَّه اکبر. کسى منظور او را نفهمید؛ ولى عبداللَّه به طرف ماشین رفت و لحظه‏اى بعد راه افتاد».
سید عبداللَّه، خونسرد و متبسم، ماشین خود را تا کنار کامیون‏هاى اسرائیلى جلو برد و پس از آن‏که در آینه‏هاى ماشین، اطراف خود را وارسى کرد، و مطمئن شد هیچ آسیبى به رهگذران شخصى نخواهد رسید، به یک‏باره فرمان را چرخاند و در حالى که رمز عملیات «یا رسول‏اللَّه‏صلى الله علیه وآله وسلم» را فریاد مى‏زد، ماشین را به میان کاروان و پست بازرسى کوبید، و با زدن چاشنى، آن را منفجر کرد. در یک چشم بر هم زدن، از کماندوهاى اشغال‏گر، چیزى جز اجساد تکه تکه باقى نماند. یکى از درجه‏داران صهیونیست که از این تهاجم جان سالم به در برده و فقط دچار بعضى جراحات سطحى شده بود، بعدها درباره‏ى آن‏چه در «بوابه فاطمه» رخ داد، این گونه اظهار داشت: «آن روز، من جوانى را دیدم که در کمال خوشرویى، آرامش و خونسردى، خیلى عادى و بدون هیچ دغدغه‏اى، به طرف معبر (گذرگاه) آمد و در کنار کامیون‏ها خود را منفجر کرد و ضربه سختى بر ما وارد آورد».
یهودیان ساکن شهرک «کِریات شَمعونِه» در شمال فلسطین که بامحل حادثه 15کیلو متر فاصله دارد در اوج وحشت و هراس، صداى انفجار عظیم را شنیدند و با خود گفتند: که حتماً یکى دیگر از لبنانى‏ها دست به عملیات انفجارى زده است. غیر نظامیانى که به محل انفجار نزدیک بودند، با دیدن صحنه‏ى به وجود آمده، به سرعت از آن‏جا گریختند. ارتش اسرائیل بلافاصله تمام گذرگاه‏هاى مناطق اشغالى را تا اطلاع بعدى مسدود اعلام کرد و سریع در شهرک‏هاى «عُدَیسه»، «قَلیعه»، «دِیر مِیماس» و «تَل‏النَحاس» منطقه‏ى بسته امنیتى ایجاد کرد و در خیابان‏ها و جاده‏ها پایگاه‏هاى بازرسى تشکیل داده، و تردد مردم را در شهرک‏ها و روستاها ممنوع اعلام شد. هلى‏کوپترهاى نظامى، در ارتفاع پایین، به گشت‏زنى در اطراف محل حادثه پرداخته و گروه‏هاى گشتى نیز به روستاها هجوم برده و به جستجوى خانه به خانه پرداختند. بیش از 1500 تن از اهالى ده روستاى اطراف محل عملیات، مورد بازخواست و بازجویى قرار گرفتند و بیش از500 نفر آن‏ها به عنوان مشکوک به همکارى با عملیات انفجارى، دستگیر و براى ادامه‏ى بازجویى به بازداشتگاه‏ها اعزام شدند. آمبولانس‏هاى اسرائیلى، مجروحین را به بیمارستان مَرجعیون منتقل کردند که از آن‏جا پس از مداواى اولیه، با هلى‏کوپتر به داخل فلسطین اشغالى برده شدند.
به دنبال عملیات شهید حرّ عاملى و بیانیه‏ى مقاومت اسلامى، رادیوهاى محلى در داخل فلسطین اشغالى، خبر چگونگى این عملیات، به خصوص پیام اصلى آن را براى مردم مظلوم آن سامان اعلام کردند. در روزهاى نخست پس از عملیات، مراسمى در بزرگداشت شهید حر عاملى در شهرهاى فلسطین به ویژه در «نابلُس» به صورتى با شکوه برگزار شد که مردم فلسطین در مراسم و اجتماعات خود، با شهید حرعاملى پیمان بستند که قیام انتفاضه را همچنان پر شورتر از گذشته، ادامه خواهند داد.
در روزهاى بعد، مقاومت اسلامى، نوار ویدیوئى‏اى از تلویزیون پخش کرد که حرعاملى بر روى زمین نشسته، در دست راستش تسبیحى دارد و بالاى سرش تصویرى از امام خمینى نصب کرده است و، وصیت‏نامه خویش را قرائت مى‏کند. او این عملیات را به انتفاضه‏ى اسلامى فلسطین هدیه مى‏کند تا به این وسیله حیات در رگ‏هاى قهرمانان آن دمیده شود. او به جوانان انتفاضه تاکید مى‏کند: «سنگ‏هایى که شما به وسیله‏ى آن با دشمن صهیونیستى مى‏جنگید، قوى‏ترین سلاح موجود بر روى کره‏ى زمین است».
وى در ادامه مى‏گوید: «مقاومت اسلامى لبنان از شما حمایت و پشتیبانى مى‏کند. به درستى که ناراحتى شما، ناراحتى ما، و پیروزى شما، پیروزى ما خواهد بود». حر عاملى خطاب به مادر خویش مى‏گوید: «از تو مى‏خواهم که با شنیدن خبر شهادت من خوشحال شوى و بایستى و بگویى: خداوندا! این قربانى را از ما قبول بفرما». شهید عطوى خطاب به برادران، نزدیکان و دوستانش مى‏گوید: «آن‏چه که مهم است، یک چیز است و آن این‏که در این مسیر که من در آن حرکت کردم حرکت کنید و این راهى است که خط امام حسین‏علیه السلام است و این است که شهداى ما به سویش مى‏شتابند».

عکس ‏العمل
«دان شِمرون» رئیس ارکان ارتش اسرائیل، که معلوم بود از ضربه‏ى وارد آمده بر پیکره‏ى نظامى و سیاسى رژیم صهیونیستى به شدت جا خورده‏است، ادعا کرد: «این ضربه براى ما دردناک بود؛ ولى انتقام آن را خواهیم گرفت». ژنرال صهیونیستى «یوسى بیلید»، در یک کنفرانس مطبوعاتى که در شهرک «المُطّلِه» انجام شد، در پاسخ به سوالات خبرنگاران گفت: «این عملیات قوى‏ترین ضربه علیه اسرائیل در جنوب لبنان بود. هدف این حمله، یک کامیون نظامى بود که به اسرائیل مى‏آمد و کامیون دیگر که به لبنان مى‏رفت».
«اسحاق رابین» وزیر دفاع رژیم صهیونیستى، در حالى که چهره‏ى برافروخته‏اش حکایت از اضطراب و عصبانیش از این ضربه‏ى سخت داشت، گفت: «مسئول این حمله، حزب‏اللَّه است و ضربه‏ى دردناکى بود؛ ولى ما انتقام آن را مى‏گیریم.» در میان اظهارات مقامات سیاسى، نظامى و امنیتى اسرائیل، سخن «زیف زاهادین» فرمانده «واحد ارتباطات ارتش اسرائیل»، از بقیه بارزتر مى‏نمود که گفت: «اسرائیل درس‏هاى زیادى از حملات انتحارى آموخته است».
علامه «سید محمد حسین فضل‏اللَّه» از روحانیون برجسته‏ى شیعه و امام جمعه مسجد امام رضاعلیه السلام در حومه‏ى جنوبى بیروت، در مصاحبه با یک خبرگزارى خارجى، ضمن تایید این عملیات گفت: «دشمن ما را از مرگ مى‏ترساند؛ در حالى که قهرمانان ما، مثل شهید این عملیات با چهره‏ى خندان به طرف مرگ مى‏روند تا دشمن را از لبنان بیرون کنند. این عملیات نشان داد که مجاهدان، به هر هدف، در هر جا که بخواهند مى‏توانند دست پیدا کنند و ضربه بزنند».

منبع:
کتاب «پاره های پولاد» نویسنده: حمید داود آبادی


مطالب مرتبط