من از شهر قلمدان های مرصع به پای بوس آمده ام؛ السلام علیک یا امام الغریب...

آشنای غریب
۷ خرداد ۱۳۹۷ 433 155.7 KB 15 0

آشنای غریب

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یا امام الغریب

السلام علیک یا امام الشهید

آمدم تا دوباره در چشمم، گریه بی اختیار بنشیند

می تواند درخت معجزه ات، بار دیگر به بار بنشیند

بغض نقاره ها ترک برداشت، فرصت عاشقی فراهم شد

در کنار ضریح می خواهد، عاشقی بی قرار بنشیند

باز هم آمده ام؛ آخر اینجا خانه امید است و هیچ چشمی نیست که محتاج گوشه چشمتان نباشد. آقای مهربان! در قحط سال محبت، بارگاه شما دروازه مهربانی و رأفت است و پناه گاه خسته دلی های زائرانی که شوق زیارت را سر از پا نمی شناسند.

باز هم آمده ام تا بال در بال کبوتران طلایی حرم، دست هایم به سوی ضریح آفتاب، پرنده شوند. از شهر قلمدان های مرصع به پای بوس آمده ام و هنوز طنطنه ی کلمات مقدستان را می شنوم که: « کلمه لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی بشرطها و شروطها و انا من شروطها».

5b0bf7c61ff35.jpg

مولای من! چنانت دوست دارم که همه شرط ها را بی هیچ چون و چرایی گردن گذاشته ام. بدان امید که شاید یک بار نامم را در زمره دوستانت زمزمه کنی.

مقابل پنجره فولاد به ندبه می نشینم و تمام آرزوهایم را با سرانگشتانم بر سنگ فرش های صحن حک می کنم. انگشتانم صدای گریه هایم را می شنوند.

از مؤذنه بانگ الله اکبر آسمان را تازه می کند و همه صحن ها پر از هیاهوی اشتیاق زائرانی می شود که در جستجوی جایی برای ایستادنند و بالاخره نماز را قامت می بندند در صفوفی فشرده که زمین را به آسمان متصل می کند.

اصلا این تکه از زمین، خود آسمان است. انگار در آسمان پرواز می کنم. ستاره ها چنان نزدیکند که به آنها دست می کشم و شاعر می شوم. شاعر تمام شعرهایی که فاصله شان را با آشنای غریب، آه کشیده اند.


محمد ابراهیم لگزیان

منابع:

  • گلدسته های عشق؛ ج 1؛ منتخب اشعار جشنواره بین المللی امام رضا (ع)
  • دل نامه ها؛ مؤسسه فرهنگی قدس

مطالب مرتبط