دوران حیات امام رضا (علیه السلام) در خراسان به علت وجود جریانهای فکری انحرافی و شکل گیری نهضت ترجمه، دوره ای خاص در تاریخ حیات اهل بیت (علیهم السلام) است بگونه ای که مواجهه آن حضرت با جریان ها و شخصیت های علمی، زمینه ساز پیدایی بسیاری از مفاهیم فلسفی گردید. بنابراین این سؤال مطرح است که در روایات امام رضا (علیه السلام) چه نوع مفاهیم و آموزه های فلسفی وجود دارد؟ از بررسی اجمالی این روایات، وجود آموزه های فلسفی الهیات بالمعنی الاعم و بالمعنی الاخص به چشم می خورد که بر مهمترین مکاتب فلسفی تأثیرگذار بوده است.

آموزه های فلسفی در روایات امام رضا (علیه السلام)

آموزه های فلسفی در روایات امام رضا (علیه السلام)

مقدمه:

از بررسی شرایط سیاسی و فضای فکری - فرهنگی حاکم بر خراسان در دوران حضور امام رضا (علیه السلام) این نکته بدست می آید که فعالیت جریانهای متعدد فکری - اعتقادی و تنوع ادیان و مذاهب موجود چون زرتشتی، مزدک و مانوی و ... زمینه را برای انحراف فکری - فرهنگی مسلمانان این دیار در آن روزگار فراهم کرده بود.

از زمان خلافت مأمون تا متوکل عباسی (198-232ﻫ) را دوران نفوذ و اقتدار سیاسی - اجتماعی معتزله دانسته اند. در همین زمان بود که معتزله با برخورداری از شخصیتهای متنوع به طرح آموزه های مختلف و مباحث دقیق کلام و موضوعاتی چون جوهر و عرض، جسم، اراده و متولدات و مباحثی که رنگ و بوی فلسفی داشت پرداختند. («زمینه های سیاسی ـ اجتماعی اوج و فرود تفکر اعتزال»، مجله طلوع، شماره15)

از طرفی «در زمان مأمون، نهضت ترجمه تأثیر فراوانی در شکوفایی علمی مسلمانان گذاشت، اما این تأثیرگذاری عاری از مسایل نگران کننده نبوده است، چرا که مترجمان متعصب فرق غیراسلامی که کار ترجمه را انجام میدادند در کار خود حسن نیت نداشتند. عده ای هم سعی داشتند از بازار داغ ورود علوم بیگانه برای نشر عقاید خود استفاده کنند، لذا متون ترجمه شده خالی از خرافات و عقاید انحرافی نبود. این وضعیت بود که مسؤولیت امام رضا (علیه السلام) را چند برابر میکرد، چون ایشان باید مردم را از این ورطه نجات میدادند.» (ویژگی خاص عالمیت امام رضا (علیه السلام)، در: razavi.aqr.ir) لذا پرداختن به برخی مسائل فلسفی از جهت مبارزه با افکار فلسفی و بویژه در برابر دانشمندان از مقتضیات زمان آن حضرت بود.





یکی از جنبه های فکری فعالیت های امام رضا (علیه السلام) پرداختن به مباحث عقلانی در قالب گفتگوها، منظره ها و طرح مباحث فلسفی - کلامی است که در روایات آن حضرت به چشم میخورد.

اگرچه پژوهش هایی در خصوص برخی مبانی فکری و اعتقادی امام رضا (علیه السلام) با نگرش های فلسفی و کلامی انجام گرفته است، مانند: «کاربرد عقل در استدلال کلامی امام رضا (علیه السلام)» و «خردورزی در اندیشه کلامی امام رضا (علیه السلام)» و «جریانهای دینی خراسان در عصر امام رضا (علیه السلام)» که همگی جنبه کلامی دارند. اما جامع ترین پژوهش که هم از جنبه های فلسفی و هم کلامی روایات برخوردار است، کتاب «علی بن موسی الرضا (علیه السلام) و الفلسفة الالهیه» اثر استاد علامه جوادی آملی است که با عنوان «فلسفه الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)» ترجمه شده است.

آنچه در این پژوهش بدنبال آن هستیم رسیدن به پاسخ این سؤال است که: در روایات امام رضا (علیه السلام) چه نوع آموزه های فلسفی وجود دارد؟ و این آموزه ها چه تأثیری بر مکاتب فلسفی نهاده است؟

در جای خود ثابت نموده ایم که مقام امامت از مقام حکمت برتر است (ابعاد شخصیتی امام رضا (علیه السلام) و نیازهای جهان، اخگری، در razavi.aqr.ir) از طرفی با توجه به اينكه حکمت با تمام معانی و مصادیقی که برای آن برشمرده اند (رک: فرهنگ معارف اسلامی، سجادی، ج2، ص755-757) برتر از فلسفه است، این نتیجه بدست می آید که معصومین (علیهم السلام) فیلسوف نیز بوده اند؛ یعنی کسانی که حقیقت را از طریق برهان بدست می آورده اند.





بنابراین می توان روایات معصومین (علیهم السلام) از جمله امام رضا (علیه السلام) را با روش تحلیل فلسفی نیز مورد بررسی قرار داد.

ضرورت این پژوهش نیز در آنجاست که برخی محققان تلاش نموده اند با تمسک به ظاهر برخی از روایت امام رضا (علیه السلام) و تعارض آن با ظاهر برخی مباحث فلسفی و عرفانی به نفی این مباحث در آموزه های توحیدی آن حضرت بپردازند.1

  • الهیات بالمعنی الاعم و الهیات بالمعنی الاخص:
  • نسبت بین خدا و مخلوقات:
  • جمع بندی و نتیجه:

فیلسوفان همواره مباحث فلسفی خود را در دو مبحث الهیات بالمعنی الاعم (امور عامه) و الهیات بالمعنی الاخص ارائه می نموده اند. امور عامه عبارت از یک سری مباحث مقدماتی و کلی فلسفی چون وجود و عدم، قوه و فعل، علت و معلول، جوهر و عرض و ... است و الهیات بالمعنی الاخص شامل مباحث فلسفی خداشناسی چون اثبات وجود خدا، صفات خدا، جبر و اختیار، خیر و شر و ... است. (رک: مجموعه آثار شهید مطهری، ج5 (شرح منظومه)، ص467) با توجه به اینکه در کتاب های فلسفه اسلامی مباحث الهیات بالمعنی الاعم همواره قبل از الهیات بالمعنی الاخص مطرح میشده است، این مباحث مقدمه ای برای خداشناسی فلسفی در مباحث الهیات بالمعنی الاخص به شمار می آمده است. بنابراین این ترتیب در این پژوهش، که به بررسی روایات امام رضا (علیه السلام) می پردازیم نیز مورد توجه قرار میگیرد:

2-1- الهیات بالمعنی الاعم در روایات امام رضا (علیه السلام):

از بررسی روایات امام رضا (علیه السلام) برخی از مفاهیم مهم فلسفی را می توان بدست آورد که مبنای فکری مکاتب فلسفی بزرگی چون فلسفه مشاء (ابن سینا) و فلسفه اشراق (سهروردی) بوده است:

1-2-1- علت و معلول:

طرح مفاهیم مهم فلسفی علت و معلول در کلام آن حضرت به چشم میخورد آنجا که می فرمایند: «کل قائم فی سواه معلول» (توحید، صدوق، ص35) آن حضرت در اینجا به اصل مهم علیت اشاره میکنند که اگر موجودی در موجودیتش مستقل نباشد باید به واسطه موجودی غیر از خود موجود گردد و چنین موجودی معلول خواهد بود. (فلسفه الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)، جوادی آملی، ص33)

2-2-1- حدوث و قدم:

طرح دو مفهوم حدوث و قدم نیز در مناظره آن حضرت با عمران صابی آمده، آنجا که می فرمایند: «چيزي‌ كه‌ ازلي‌ نباشد حادث‌ است‌ و اگر حادث‌ نباشد ازلي‌ است‌.» (بحارالانوار، ج10، ص331) یعنی دو مفهوم حدوث و ازلی بودن (قدم) نقطه مقابل یکدیگرند.

از طرفی حدوث اشیاء نیز نشان دهندة آنست که تنها موجود ازلی و قدیم، خداوند متعال است: «المستشهد بحدوث الاشياء علي أزليته». (عيون اخبار الرضا، ج1، ص121)

3-2-1- صنع و ابداع:

دو مفهوم دیگری که به ویژه در فلسفه مشاء مطرح شده است (شرح الاشارات و التنبيهات، طوسی، ج‏3، ص67) مفاهیم صنع و ابداع است. منظور از خلقت ابداعی خلقتی است که بدون وجود ماده و زمان باشد، یعنی ایجاد شیء بدون مسبوق بودن عدم، اما منظور از صنع خلقتی است که مسبوق به عدم است. (فرهنگ معارف اسلامی، سجادی، ج1، ص28)

در روایتی امام رضا (علیه السلام) آمده است: «إن كل صانع شيء فمن شيء صنعه، والله‏ الخالق اللطيف الجليل خلق و صنع لا من شيء». (عيون اخبار الرضا، ج1، ص129) در این روایت منظور از «خلق» همان همان خلقت مسبوق به عدم یعنی «صنع» است و منظور از «صنع لا من شیء» همان خلقت غیرمسبوق به عدم یعنی «ابداع» است.





2-2- الهیات بالمعنی الاخص در روایات امام رضا (علیه السلام):

همانطور که گفتیم مباحث الهیات بالمعنی الاخص مربوط به خداشناسی فلسفی است که در دو محور مطالب مربوط به ذات الهی و مباحث افعال و صفات الهی قابل ارائه هستند:

1-2-2- ویژگی های ذات الهی:

الف) اثبات توحید ذاتی (واحد و احد):

از جمله مهمترین مباحث خداشناسی فلسفی، مسأله توحید و یکتایی خداوند متعال است که بر اساس قرآن و روایات معصومین (علیهم السلام)، هم واحدیت و هم احدیت خداوند متعال قابل اثبات است. در روایات امام رضا (علیه السلام) نیز این هر دو مطلب به چشم میخورد.

توحید واحدی حق تعالی اینگونه در کلام آن حضرت (علیه السلام) آمده است: «و بمقارنته بین الامور عرف ان لاقرین له ... » (التوحید، صدوق، ص37) یعنی به اینکه در میان تمامی امور مخلوقات مثل و مانند و قرینی قرار داده است معلوم می شود که او هیچ قرینی نداشته و واحد است.

آن حضرت (علیه السلام) در روایتی ضمن مقایسه مرکب بودن وجود انسان و اجزاء داشتن انسان اثبات میکنند که انسان نمی تواند از وحدت و بساطت برخوردار باشد: «پس انسان خودش یکی نیست چرا که دارای اعضایی متفاوت و رنگ هایی گوناگون است، و انسان دارای اجزایی جدا از یکدیگر است که یکسان نیستند؛ خون انسان غیر از گوشت او و گوشت او غیر از خون اوست و سایر مخلوقات نیز اینگونه اند.»2

در حالیکه خداوند متعال واحد است نه به معنی وحدت عددی، بلکه واحد است یعنی بسیط است و هیچ واحدی جز او نیست و اینکه اختلاف در او نیست یعنی مرکب از اجزاء نیست: «و الله جلّ جلاله هو واحد لا واحد غیره لا اختلاف فیه» (اصول کافی، کلینی، ج1، ص61) و این همان معنای احدیت حق تعالی است.





اما احدیت حق تعالی از معنای صمد بودن نیز بدست می آید آنجا که امام رضا (علیه السلام) درباره معنای صمد می فرمایند: «الصمد الذّی لاجوف له: صمد آن است که میان تهی نیست». (شرح توحید الصدوق، قاضی سعید قمی، ج2، ص103) احدیت حق تعالی یعنی بساطت ذات و اینکه هم اول است و هم آخر: «هو الاول و الآخر» و صمدیت یعنی اگر اول و آخر است، میان تهی نیست و وسط هم هست. خلاصه اینکه احد و صمد نشان دهندة آنست که حق تعالی در همه چیز و همه جا حضور دارد و به عبارت دقیق تر همه چیز نزد او حاضر است.

ب) اثبات توحید صفاتی:

توحید صفاتی یعنی اینکه صفات خدا با یکدیگر متحدند و عین ذات الهی اند. امام رضا (علیه السلام) در یکجا همگی صفات را به ذات خدا نسبت داده اند: «لم یزل الله عزوجل عالما قادرا حیاً قدیماً سمیعاً بصیراً لذاته» (صدوق، التوحید، ص34) و در جای دیگر صفات را از خدا نفی کرده اند، به جهت آنکه محدودیت صفات نشان دهندة مخلوقیت آنهاست: «اول عباده الله معرفته و اصل معرفه الله جل اسمه توحیده، و نظام توحیده نفی التحدید عنه لشهاده العقول أنّ کل محدود مخلوق» (امالی شیخ مفید، مجلس30، ص253؛ به نقل از: فلسفه الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)، جوادی آملی، ص53) بنابراین نفی صفات به معنی نفی محدودیت آنهاست و اینکه تصور شود هر صفتی صفت دیگر را محدود میکند. لذا از نفی محدودیت صفات و نسبت دادن همگی صفات به ذات الهی، توحید صفاتی ثابت می شود.

ج) خداوند متعال ماهیت (تعریف حدی) ندارد:

امام رضا (علیه السلام) در روایتی حد نداشتن خدا را دلیل بر مثل نداشتن او میدانند: «و لاحدّ له یضرب له الامثال» (متن و ترجمه عیون اخبار الرضا، صدوق، ج1، ص42) این سخن امام (علیه السلام) مبنای قول فلاسفه است که معتقدند خداوند متعال تعریف حدی ندارد، زیرا ماهیت ندارد؛ بلکه ماهیت او عین وجود اوست، همانطور که حکیم سبزواری در منظومه می فرماید: «ماهیت حق تعالی عین وجود اوست چرا که اگر وجودش غیر از ماهیت بوده و عارض بر ماهیت شود، معلول خواهد بود.»3 (شرح منظومه، سبزواری، ج2، ص96)

د) صرافت ذات حق تعالی:

امام رضا (علیه السلام) در مناظره با عمران صابی با اشاره به علم حق تعالی به ذات خویش در پاسخ به سوال وی که «آیا آن وجود، به خودى خود، نزد خودش، معلوم بوده و به خودش علم داشته است؟» فرمودند: «علم و شناخت هر چیز براى تمیز آن از غیر خودش است، و موجودیّت خودش را برای غیر خودش ثابت کند، ولی در آن مقام غیرى نبود تا تمییز لازم باشد، و ضرورتى باشد که امتیاز هر یک معلوم گردد، یا لازم آید حدّ هر یک معلوم گردد.»4 (بحارالانوار، ج10، ص311) در این بیان، ضمن تأکید بر علم محض بودن حق تعالی و عدم غیریت برای آن وجود متعالی، به «محض بودن وجود حق تعالی» با این عبارت اشاره شده است که: «ولی در آن مقام غیرى نبود تا تمییز لازم باشد» یعنی «واجب تعالی وجود محض است که هیچ حد و مرزی ندارد» (فلسفه الهی از منظر امام رضا (علیه السلام)، جوادی آملی، ص54)

و از این سخن به این اصل مهم فلسفی می رسیم که خداوند متعال «صرف الوجود و الحقیقه است» چرا که همانطور که در فلسفه اثبات شده است حقیقت صرف تکرار نشده و ثانی ندارد: «صرف الحقيقة لايتكرر و لايتثنى» (الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج1، ص54)





ﻫ) خدا نور است:

یکی از مباحث مهم فلسفی که به ویژه در فلسفه اشراق (سهروردی) مطرح بوده است «نور بودن خداوند متعال» است که در روایات امام رضا (علیه السلام) نیز به چشم میخورد. آن حضرت در این باره می فرمایند: «او نور است به اين معنا كه هادي و راهنماي مخلوقاتش از اهل آسمان و زمين است.»5 (بحارالانوار، ج10، ص312) این معنای از نورانیت حق تعالی، حقیقت نور است که حقیقتاً درباره خداوند متعال بکار می رود و درباره دیگران مجازاً.6

البته این نورانیت عین ذات و حقیقت اوست؛ یعنی ذاتش چیزی جز نورانیت نیست؛ همان چیزی که فلاسفه به «فیاضیّت علی الاطلاق» تعبیر می کنند. امام رضا (علیه السلام) در این باره و در ادامه مطلب فوق می فرمایند: «در مورد چراغ، گفته نمى‏ شود: نور می دهد، چون نورِ چراغ، کار و وجودی از چراغ نیست بلکه نور دادن چیزى جز چراغ نیست. پس هنگامى که به ما روشنى مى‏ بخشد، می گوئیم به ما روشنی بخشید و روشن شدیم.» (بحارالانوار، ج10، ص313)

بر اساس معنای حقیقی نور و نه تعبیر مجازی آن، تعبیر به «نور الانوار» درباره خداوند متعال در فلسفه اشراق مطرح شده است. (مجموعه مصنفات، ج2(حکمة الاشراق)، سهروردی، ص121)

هرچند این تعبیر به خاتم انبیاء، حضرت محمد (صلّی الله علیه و آله) نیز نسبت داده شده است: «... الصلاة علی محمد نورالانوار و سیدالابرار و...» (مشکاة الانوار، غزالی، ص59)

و) قدیم بودن حق تعالی:

فیلسوفان معتقدند تنها خدا متعال وجود ازلی و قدیم است و سایر مخلوقات حادث اند؛ مطلبی که در روایت امام رضا (علیه السلام) نیز دیده میشود: «المستشهد بحدوث الاشياء علي أزليته.» (عيون اخبار الرضا، ج1، ص121) که این عبارت اشاره دارد به حدوثی که در برابر ازلی بودن و قدیم بودن خداست یعنی حدوث زمانی (مسبوقیت به عدم زمانی) که اشیاء طبیعی و مادی از چنین حدوثی برخودارند.

اما در کلام دیگر آن حضرت (علیه السلام) به معنای دیگری از حدوث یعنی «حدوث ذاتی» اشاره شده است: «والله‏ الخالق اللطيف الجليل خلق و صنع لا من شيء.» (همان، ص129) تعبیر به «لا من شیء» اشاره دارد به مخلوقاتی (مصنوعاتی) که غیرمسبوق به عدم زمانی هستند اگرچه از آن جهت که وجودشان غیر از ماهیت شان است یعنی وجودشان وابسته است (حدوث ذاتی دارند) و لذا محتاج به موجودی هستند که وجودش عین ماهیت اش (قدیم ذاتی) باشد.7

2-2-2- ویژگی های افعال و صفات الهی:

الف) فعل ابداعی خدا:

امام رضا (علیه السلام) در مناظره با عمران صابي به فعل ابداعي حق اشاره مي كنند و پیدایش اولين مخلوق را به ابداع ميدانند: «خدا در آفريدن موجودات احتياج به حركت و بكار بردن آلت و ابزار يا فكر ندارد ... اولين خلق خدا ابداع بود كه نه وزن داشت و نه حركت و نه سمع و نه رنگ و نه حس.» (بحارالانوار، ج10، ص314-311) خلق ابداعی حق تعالی مطلبی است که فیلسوفان بزرگی چون فارابي و ابن سينا مورد توجه قرار داده اند. (رک: الدعاوي القلبيه، فارابي، ص4؛ تعليقات، ابن سينا، ص176)





ب) نظریه اثبات بلاتشبیه:

یونس بن عبدالرحمن میگوید:‏به امام رضا علیه السلام نامه نوشتم و در این باره که آیا از جوهر و ذات الهی چیزی در وجود آدم و انسان هست یا نه؟ پرسیدم. حضرت در جواب فرمود: صاحب چنین پرسشی بر مسیر سنت نیست، بلکه زندیق است. (بحارالانوار، ج3، ص292) امام رضا (علیه السلام) بر اساس این روایت هر گونه تشبیه خدا به انسان را در جوهر (ذات) نفی کرده اند، البته معنای روایت نفی مطلق تشبیه نیست، چرا که بر طبق آیه: «نفخت فیه من روحی» انسان از روح الهی برخوردار است.

مؤید این مطلب روایت هایی است تشبیه خدا به مخلوق را همچون شرک به شمار آورده است: امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: «هرکس خدا را شبیه مخلوقات قرار دهد مشرک است.» (عیون اخبار الرضا، صدوق، ج1، ص93) یعنی شباهت و مماثلت از تمامی جهات.

پس آنچه که از کلام آن حضرت (علیه السلام) در این مسأله و بر اساس آیات قرآن بدست می آید همان نظریه صحیح «اثبات بلاتشبیه» است؛ یعنی اگرچه حق تعالی شبیه انسان نیست اما میتوان صفات و کمالات حق را از روی انسان و به ویژه انسان کامل شناخت.

ج) مشیت و اراده الهی:

از جمله موضوعات فلسفی مهمی که در فلسفه اسلامی و به ویژه در مکتب فلسفی حکمت متعالیه بدان پرداخته شده است معنای اراده الهی است.

اگرچه اکثر فلاسفه - به ویژه ملاصدرا - اراده را صفت ذات الهی و صفتی ازلی میدانند (رک: الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، ج6، ص309 و ص313) اما وی در شرح اصول کافی، در مقام تطبیق و جمع بین دیدگاه فلاسفه با روایاتی که به حدوث و صفت فعل بودن اراده اشاره دارند، «اراده حادث فعلی» را می پذیرد و اراده الهی را نفس صدور افعال خیر و حسن بر اساس علم به خیریت و حسن آن ها تفسیر میکند. (شرح اصول کافی، ملاصدرا، ج3، ص223 به نقل از «بررسی تطبیقی اراده الهی از دیدگاه ملاصدرا و روایات»، ملایری و رضوانی، ص107)

بنابراین اینکه بر اساس روایات امام رضا (علیه السلام) صفت «اراده الهی» از صفات حادث و صفت فعل خداست8 منافاتی با دیدگاه فلاسفه که اراده را صفت ذات و ازلی میدانند - نخواهد داشت. به بیان دقیق تر می توان گفت: چون هر کمال وجودی از مقوله تشکیک است و دارای مراتبی است که بعضی از آن مراتب وصف ذاتی و ازلی است و بعضی دیگر از مراتب آن وصف فعلی و حادث است، اراده که حقیقتی با مراتب گوناگون است بعضی از مراتب آن عین ذات حق است و بعضی مراتب آن عین فعل خداوند است. (رک: فلسفه الهي از منظر امام رضا (علیه السلام)، جوادي آملي، ص79-80)

از جمله مسائل مهم فلسفی، نسبت خدا و مخلوقات است که علاوه بر فلسفه در عرفان نیز از آن بحث شده است.





امام رضا (علیه السلام) در گفتگو با عمران صابی که می پرسد: «آیا خدا در خلق است یا خلق در خداست؟» با طرح مثال «آینه و تصویر در آینه» به این مسأله پاسخ داده و می فرمایند: «بگو بدانم وقتي به آينه مي نگري و خود را در آن مي بيني تو در آينه اي يا آينه در توست؟ اگر هيچ كدام از شما در هم قرار نداريد پس به چه چيزي خود را در آن مي بيني؟» آنگاه خود پاسخ می دهند: «پس در واقع نور واسطه شده كه خود و آينه را ببيني بدون اينكه در يكي جز شما داخل شود.» (التوحید، صدوق، ص434؛ بحارالانوار، مجلسی، ج10، ص313)

از این کلام حضرت (علیه السلام) فهمیده می شود که نسبت خدا با مخلوقات همچون نسبت شخص و تصویرش در آینه است که اگر چه غیر یکدیگرند اما با هم تناسب و سنخیت نیز دارند از جهت رابطه علی و معلولی که بین آن دو وجود دارد همچون رابطه نورانیت که بین شخص و تصویرش در آینه وجود دارد به گونه ای که اگر نور نباشد تصویر هم نخواهد بود و اگر فیض علت (خدا) نباشد معلول هم نخواهد بود.

از مطالب پیش گفته این نتیجه بدست می آید که اولاً در روایات امام رضا (علیه السلام) آموزه های فلسفی فراوانی وجود دارد و پندار افرادی که سعی در نفی مبانی فلسفی را در کلام آن حضرت داشته اند باطل است. ثانیاً معلوم شد که آموزه های فلسفی آن حضرت (علیه السلام) هم مربوط به الهیات بالمعنی الاعم (امور عامه فلسفی) است و هم الهیات بالمعنی الاخص (خداشناسی فلسفی). همچنین این نکته بدست آمد که مکاتب فلسفی بزرگی چون فلسفه مشاء (ابن سینا)، اشراق (سهروردی) و حکمت متعالیه (ملاصدرا) تحت تأثیر این آموزه ها قرار داشته اند.

محمدجواد اخگری، کارشناس ارشد فلسفه و کلام اسلامی

فهرست منابع:
  • ابعاد شخصیتی امام رضا (علیه السلام) و نیازهای جهان، اخگری، محمدجواد؛ در: razavi.aqr.ir.
  • اصول کافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ترجمه و شرح جواد مصطفوی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت علیهم السلام، تهران، 1348.
  • بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، مؤسسة الوفاء، چاپ دوم، 1403ق.
  • «بررسی تطبیقی اراده الهی از دیدگاه ملاصدرا و روایات»، ملایری، موسی و معصومه رضوانی، پژوهشنامه قرآن و حدیث، شماره 16، بهار و تابستان 1394، صص97-126.
  • التعليقات، ابن سينا، تصحيح عبدالرحمن بدوي، 1973م.
  • التوحید، صدوق، تصحیح هاشم حسینی طهرانی، موسسه نشر اسلامی، قم، چاپ پنجم، 1416.
  • الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیة الاربعة، ملاصدرا، بيروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ سوم، ‌1981م‌.
  • الدعاوي القلبيه، فارابي، حيدرآباد دكن، 1349ق.
  • 9- «زمینه های سیاسی - اجتماعی اوج و فرود تفکر اعتزال»، مجله طلوع، پاییز 84، شماره 15.
  • شرح الاشارات و التنبيهات، طوسی، خواجه نصيرالدين، قم‏، نشر البلاغة، چاپ اول، 1375.‏
  • شرح توحید الصدوق، قاضی سعید قمی، محمد، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ دوم، 1381.
  • شرح المنظومة، سبزوارى‏، ملاهادی، تهران، ‏نشر ناب، چاپ اول، 1369-1379.
  • عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، محمدبن بابویه قمی، تهران، نشر صدوق، چاپ اول، 1373.
  • فرهنگ معارف اسلامى‏، سجادى‏، سيدجعفر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ سوم، 1373.
  • فلسفه الهي از منظر امام رضا (علیه السلام)، جوادي آملي، عبدالله، مترجم: زینب کربلایی، نشر اسراء، 1384.
  • الکافى، کلینى، محمدبن یعقوب، تهران، انتشارات کتابفروشی اسلامیه، 1381.
  • متن و ترجمه عیون اخبار الرضا، شیخ صدوق، نشر صدوق، تهران، چاپ اول، 1372.
  • مجموعه آثار شهید مطهری، ج5 (شرح منظومه)، تهران، انتشارات صدرا، 1376.
  • مجموعه مصنفات شیخ اشراق، سهروردی، شهاب الدین، تهران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1388.
  • مشکاة الانوار، غزالی، ابوحامد محمد، ترجمه: سیدناصر طباطبایی، تهران، انتشارات مولی، چاپ اول، 1389.
  • ویژگی خاص عالمیت امام رضا (علیه السلام)، در razavi.aqr.ir.

--------------------------------------------------------------------

پی نوشت ها:

1. مقاله «نفی مبانی فلسفی و عرفانی در آموزه های توحیدی امام رضا (علیه السلام)»، مهدی نصیری، در سایت مشرق نیوز (www.mashreghnews.ir).

2. «فالانسان نفسه لیس بواحد لان اعضائه مختلفه و الوانه مختلفه و هو اجزاءٌ مجزاه لیس بسواءٍ دمه غیر لحمه و لحمه غیر دمه و کذلک سائر جمیع الخلق».

3. «و الحق ماهیّـته إنیـّته، اذ مقتضی العروض معلولیّـته».

4. «يا سيدي هل كان الكائن معلوما في نفسه عند نفسه؟ قال الرضا (علیه السلام): إنما يكون المعلمة بالشئ لنفي خلافه، وليكون الشئ نفسه بما نفي عنه موجودا ولم يكن هناك شئ يخالفه فتدعوه الحاجة إلى نفي ذلك الشئ عن نفسه بتحديد ما علم منها».

5. «هو نورٌ بمعني أنّهُ هادٍ لخلقهِ من أهل السماء و أهل الارض».

6. آنگونه که در کلام برخی بزرگان بدان اشاره شده است: «فی بیان أن النور الحق هو الله تعالی و أن اسم النور لغیره مجاز لاحقیقة له». (مشکاة الانوار، غزالی، ص61)

7. در کلام امام صادق (علیه السلام) هم به این معنی اشاره شده است چنانکه آن حضرت در پاسخ زندیقی که می پرسد خداوند متعال اشیاء را از چه چیزی آفرید می فرمایند: «لا من شیء». که اشاره دارد به مخلوقاتی که حدوث ذاتی داشته و مسبوق به عدم اند و در ادامه به صنف دیگر مخلوقات که «خلق من شیء» دارند اشاره میکنند. (رک: بحار الانوار، مجلسی، ج10، ص166)

8. آن حضرت در یکجا می فرمایند: «الْمَشِيَّةُ وَ الْإِرَادَةُ مِنْ صِفَاتِ الْأَفْعَالِ» (توحید، شیخ صدوق، ص338) و در جایی دیگر فرموده اند: «اراده‌ حادث‌ است‌، زيرا چيزي‌ كه‌ ازلي‌ نباشد حادث‌ است‌ و اگر حادث‌ نباشد ازلي‌ است‌.» (بحارالانوار، ج10، ص331)


مطالب مرتبط