احساس رضایت از زندگی تنها به داشتن نیست؛ بلکه به دیدن داشته ها هم هست.

آیا شما هم عضو گروه 99 هستید؟!

آیا شما هم عضو گروه 99 هستید؟!

1) رضایت از زندگی درباره چیست؟

رضایت از زندگی درباره این است که چه اندازه نیازهای اساسی ما در زندگی برآورده شده است و تا چه اندازه به اهدافمان در زندگی رسیده ایم؟

برای مثال دوست داشتن و دوست داشته شدن یکی از نیازهای اساسی همه ماست. از طرفی یکی از اهداف شخصی در زندگی فردی می تواند، گرفتن مدرک تحصیلی عالی باشد. حال اگر فردی ازدواج موفقی دارد و رابطه عاطفی خوبی نیز میان او و همسرش باشد و از طرفی مدرک دکتری اش را هم گرفته باشد، طبیعی است که در زندگی اش احساس رضایت بیشتری داشته باشد، نسبت به کسی که همین نیاز و هدف را داشته ولی به هیچ کدام یا به برخی از آن ها نرسیده باشد. درباره نیازهای دیگر مانند خوراک، پوشاک، سلامتی، امنیت، احترام متقابل، صمیمیت و همچنین اهداف گوناگون جسمی، اجتماعی، تحصیلی، شغلی و خانوادگی هم مطلب از همین قرار است.

بهترین حالت این است که ما داشته هایمان را ببینیم و از داشتن آن ها خوشحال باشیم و خدا را شکر کنیم.

بنابراین قاعده باید گفت، هر اندازه نیازهای کسی بیشتر و بهتر برآورده شود و به تعداد بیشتری از اهدافش در زندگی رسیده باشد، باید احساس رضایت بیشتر و عمیق تری در زندگی داشته باشد؛ اما آیا واقعاً این طور است؟

پاسخ منفی است. گاهی این طور است ولی نه همیشه؛ زیرا چه بسیارند افرادی که احساس خشنودی زیادی در زندگی می کنند؛ در حالی که وقتی بررسی می کنیم می بینیم که با اینکه نیازهای اساسی شان چنان که باید و شاید برآورده نشده است و هنوز به بسیاری از اهدافی که در جامعه مهم تلقی می شوند، نرسیده اند، زندگی شادتر و سرحال تری دارند و در همان حال افراد بسیاری هستند که از گروه اول برخوردارترند و به ظاهر در رسیدن به اهدافشان موفق تر بوده اند، با این حال رضایت مندی کمتری در زندگی شان دارند.

خلاصه آن که کم نیستند افرادی که مدرک بالا ندارند، درآمد هنگفت ندارند، منزل و ماشین آن چنانی و شهرت و اعتبار فراوان و شکل و قیافه مثال زدنی ندارند اما زندگی شادتر و خاطری خشنودتر دارند از کسانی که همه یا بیشتر چیزهایی را که گفتیم دارند. این یک معما است، واقعاً چرا؟

2) چرا بیشتر داریم ولی کمتر راضی هستیم؟

علت های گوناگونی می تواند سبب به وجود آمدن این حالت شود که در ادامه با استفاده از آموزه های دینی و با نگاهی به یافته های روان شناختی به یکی از مهمترین آن ها اشاره می کنم و راهکار مقابله با آن را عرض خواهم کرد.

یک) ندیدن داشته ها و افسوس خوردن دائمی برای نداشته ها

همه ما داشته هایی داریم و نداشته هایی را می خواهیم. هیچ کس نیست که بتواند بگوید: «در زندگی ام هیچ یک از نیازهایم برآورده نشده است و به هیچ یک از خواسته هایم در زندگی نرسیده ام»؛ بنابراین بهترین حالت این است که ما داشته هایمان را ببینیم و از داشتن آن ها خوشحال باشیم و خدا را شکر کنیم و برای رسیدن به آن چه می خواهیم داشته باشیم برنامه ریزی و تلاش کنیم تا به آن برسیم.

اما افرادی هستند همیشه نالان، شاکی و گله مند هستند؛ طوری که اگر کسی آن ها را نشناسد فکر می کند بدبخت ترین آدم های روی زمین هستند؛ ولی وقتی به زندگی آن ها نگاه می کنی، می بینی چیزهایی دارند که بسیاری از مردم در آرزوی داشتن آن ها هستند؛ اما خود این افراد، آن ها را نمی بینند و ارزشی برای آن ها قائل نیستند و تمام توجهشان به چیزهایی است که می خواهند به آن ها برسند و هنوز نرسیده اند؛ در نتیجه از آنچه دارند لذتی نمی برند.

5bea79b3bc9c9.jpg

دو) خواسته های بی پایان

از سوی دیگر خواسته های انسان بی پایان است و همین که به یک آرزویش رسید ده تا آرزوی دیگر در دلش می آید؛ در نتیجه چنین فرد همیشه در حسرت و افسوس، زندگی خواهد کرد؛ چون مثلاً ماه ها و بلکه سال ها در آرزوی ازدواج با شخص دلخواهش بود و در این مدت از هیچ یک از نعمت ها و امکاناتی که خدا به او داده بود، لذتی نمی برد و همیشه شکایت داشت که چرا به خواسته اش نمی رسد؛ ولی وقتی به این آرزویش می رسد بلافاصله خواسته های جدیدی مثلاً اتومبیل فلان مدل، خانه در فلان منطقه و به فلان متراژ برایش مطرح می شوند و باز هم فراموش کردن همه داشته ها و در حسرت رسیدن به نداشته ها و همین طور تا ناگهان می بیند که عمرش با افسوس و اندوه و شکایت به پایان رسیده؛ در حالی که افرادی با داشتن یک دهم امکانات او، زندگی سرشار از شادی و رضایت خاطری داشته اند و حالش را برده اند!

3) راهکارها

در آموزه های دینی راهکارهایی وجود دارد که استفاده از آن ها باعث می شود احساس رضایت از زندگی در ما افزایش پیدا کند که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

یک) دیدن نعمت های پروردگار

امام صادق (علیه السلام): «هیچ بنده ای نیست که خداوند به او نعمتی دهد و او آن را از جانب خدا [و نه کس دیگری] بداند مگر آن که پیش از سپاس گویی او، خداوند بیامرزدش.»[1]

دو) یاد کردن نعمت های پروردگار

خدای تعالی در قرآن کریم می فرماید: «پس نعمت های خدا را به یاد آرید، شاید که رستگار شوید.»[2]

سه) به زبان آوردن نعمت های پروردگار

خدای تعالی در قرآن کریم خطاب به پیامبر اکرم (ص)، (و به استناد به آیات و روایات دیگر، خطاب به همه بندگان خود) می فرماید: «و اما نعمت های پروردگارت را بازگو کن.»[3] البته باید توجه داشت که این بازگو کردن نعمت های الهی اگر به عنوان شکر و سپاس الهی باشد مطلوب است ولی اگر برای فخرفروشی به دیگران و برتری جویی بر آنان باشد از نظر اسلام ناپسند است.[4]

پس نعمت های خدا را به یاد آرید، شاید که رستگار شوید.

چهار) سپاسگزاری از پروردگار

امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «کمترین سپاس گزاری، این است که انسان نعمت را (مستقیماً) از خدا بداند و جز او منشأی برای آن نداند و نیز به آنچه خداوند به او عطا کرده، خرسند باشد و با نعمت او مرتکب نافرمانی وی نشود و نعمت خدا را ابزار مخالفت با امر و نهی او قرار ندهد.»[5]

5bea79ddd67e2.jpg

4) یک تکنیک ساده

برای اجرای راهکارهای بالا و دیدن آثار مثبت فوری آن ها در زندگی خود، همین حالا با خودمان قراری بگذاریم؛ تصمیم بگیریم که هر روز صبح که از خواب بیدار می شویم یا شب موقع خواب (یا هر وقت دیگری که راحت تریم و تمرکز بیشتری داریم) ده نعمت الهی را که از آن برخورداریم، به یاد بیاوریم و بابت هر یک از آن ها از خدا تشکر کنیم. با این کار ساده از جرگه گروه 99 بیرون می آییم! حتما از خودت می­پرسی یا للعجب! گروه 99 دیگر چه صیغه ای است؟ اگر بخواهم بی تعارف بگویم. واقعیت این است بیشتر ما عضو گروه 99 هستیم مگر اینکه فکری به حال خود بکنیم.

5) آیا شما هم عضو گروه 99 هستید؟!

آورده اند که پادشاهی ثروتمند بر کشور بزرگی حکومت می کرد؛ اما با همه چیزهایی که داشت باز هم از زندگی خود راضی و خوشحال نبود و علت آن را هم نمی دانست. روزی همان طور که در کاخ قدم می زد، از آشپزخانه عبور کرد و صدای زمزمه آرام و سرخوشانه ای را شنید. به دنبال صدا وارد آشپزخانه شد. آشپز جوانی را دید که روی صورتش برق شادی و نشاط دیده می شد. پادشاه از آشپز پرسید: چگونه این قدر شاد هستی؟ آشپز جواب داد: قربان، من تلاش می کنم تا همسر و بچه ام را شاد کنم و آن ها هم شاد هستند. ما به لطف شما خانه ای حصیری و به اندازه کافی غذا و لباس داریم. چرا خوشحال و شاد نباشم؟!

پادشاه از آشپزخانه بیرون آمد و با وزیرش درباره گفتگویش با آشپز صحبت کرد. وزیر گفت: قربان، این آشپز هنوز عضو گروه 99 نیست! پادشاه با تعجب پرسید: گروه 99 دیگر چیست؟ وزیر جواب داد: اگر می خواهید بدانید که این گروه چیست، باید کیسه ای با 99 سکه طلا جلوی در خانه این آشپز بگذارید. به زودی خواهید فهمید که گروه 99 چیست.

پادشاه فرمان داد این کار انجام شود. آن روز وقتی آشپز پس از انجام کارها به خانه برگشت و کیسه را دید، با تعجب کیسه را داخل خانه برد و باز کرد. با دیدن سکه های طلایی خیلی شگفت زده و بعد بسیار شادمان شد. او سکه های طلایی را روی میز گذاشت و آنها را شمرد. 99 سکه! آشپز فکر کرد اشتباهی رخ داده است، بارها طلاها را شمرد؛ ولی 99 سکه بود! او با تعجب از خود پرسید چرا 99 سکه و 100 سکه نیست!؟ فکر کرد که یک سکه دیگر کجاست و شروع به جستجوی سکه صدم کرد. اتاق ها و حتی حیاط را زیرورو کرد؛ اما خسته و کوفته و ناامید و دست خالی برگشت. او بسیار دل شکسته شد و تصمیم گرفت از فردا بسیار تلاش کند تا یک سکه طلایی دیگر به دست آورد و ثروت خود را هرچه زودتر به صد سکه طلا برساند؛ او تا دیروقت کار می کرد، به همین دلیل بعضی روزها از فرط خستگی، صبح ها دیرتر از خواب بیدار شد و همسر و فرزندش را سرزنش می کرد که چرا او را بیدار نکرده اند! آشپز دیگر مانند گذشته خوشحال نبود و آواز هم نمی خواند. او فقط تا می توانست کار می کرد! پادشاه که متوجه تغییر رفتار آشپز شد، علت را از وزیرش پرسید. وزیر جواب داد: قربان، حالا این آشپز رسماً به عضویت گروه 99 درآمده است! اعضای این گروه زیاد دارند اما راضی نیستند.

نتیجه گیری

احساس رضایت از زندگی تنها به داشتن نیست؛ بلکه به دیدن داشته ها هم هست و از آنجایی که هرکسی در کنار نداشته هایش، داشته هایی هم دارد که خدای متعال به او عنایت کرده است، می تواند با دیدن، به یاد آوردن، به زبان آوردن و سپاسگزاری از پروردگار به صورت روزانه، احساس رضایت مندی را در زندگی خود افزایش داد.

منبع: رفاقت با زندگی، محمد رضا آتشین صدف


پی نوشت ها:

[1]. کلینی، الکافی، ج2، ص427.

[2]. اعراف/69.

[3]. ضحی/11.

[4]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج27، ص115.

[5]. شهید ثانی، مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ص53.


مطالب مرتبط