نظام سرمایه داری غرب به اذعان اندیشمندان آمریکایی و اروپایی با بحران های جدی در عرصه های مختلف روبرو شده است، که توانایی لازم را برای حل این بحران ها ندارند و به اذعان آنان نظام لیبرال سرمایه داری غرب در حال افول و فرپاشی است.

افول خاموش یک تمدن

افول خاموش یک تمدن

اسفند 1392/فوریه 2014، پروفسور امانوئل والرشتاین، استاد برجسته جامعه شناسی آمریکا که برای شرکت در محافل دانشگاهی و محافل رسانه ای به ایران آمده بود، پس از خروج از ایران در مصاحبه ای با روزنامه واشنگتن پست گفت:« برخی از اساتیدی که گرایشات لیبرالی داشتند به من گفتند در ایران درباره افول آمریکا صحبت نکن چون در ایران از این صحبت ها علیه لیبرالیسم استفاده می شود.» این گفته پروفسور والرشتاین به وضوح پذیرفتن افول آمریکا را در میان اندیشمندان امروز غرب نشان می دهد.

حتی ژوزف استیگلیتز برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 2001 نه تنها اقتصاد جهانی بلکه علم اقتصاد را که برآمده از مبانی لیبرالیستی غرب است را شکست خورده توصیف می کند.

نماد و مظهر این اقتصاد، ایالات متحده آمریکا است. کشوری که اکنون با بیش از 20تریلیون دلار بدهی به نماد شکست خورده آمال و آرزوهای غرب تبدیل شده است.

حالا روی دیگر این سکه را در می توان در مهد دموکراسی غربی، فرانسه دید. شعارهای این روزهای مردم فرانسه ، فروپاشی همه تئوری های غربی را برای اداره جامعه بشری نشان می دهد. «نه به کاپیتالیسم»، «امروز فرانسه، فردا جهان، قیام علیه سرمایه داری»، «نابودی هرم ماسونی» بخشی از این شعارهاست.

روزنامه گاردین نیز درباره اعترضات مردم فرانسه می نویسد:«معترضان اکثریت مردم فرانسه هستند.»

اکنون بهتر می توان سخنان متفکرانی نظیر فوکویاما را که بر طبل رسوایی نظام سرمایه داری جهانی می کوبند و غرب را عاجز از هر گونه راه حلی برای اصلاح وضع موجود می دانند درک کرد. او در مقاله ای که سپتامبر سال 2008 در هفته نامه نیوزویک چاپ شد می نویسد: «انفجار از داخل بانکهای سرمایه آمریکا و ناپدید شدن بیش از یک تریلیون دلار در بازار سهام در یک روز، نشان از سقوط سرمایه داری آمریکا دارد. ... علاوه بر برخی از شرکتهای مطرح آمریکایی، تفکر خاص سرمایه داری نیز از هم فروپاشید.»

این افول و به معنای کاملتر فروپاشی را «زبیگنیف برژینسکی» استراتژیست، مشاور پیشین شورای امنیت ملی امریکا که هم‌اکنون نیز در سیاست‌گذاری‌های بلندمدت نظام آمریکا تأثیرگذار است، از جنبه ای دیگر در یکی از آخرین کتاب‌هایش بانام«دیدگاه راهبردی آمریکا و بحران بین‌المللی قدرت» بطور صریح بیان می کند، وی می نویسد: «آمریکا هم‌اکنون در وضعیتی قرارگرفته است که مشابه زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق است.»

برژینسکی مهم‌ترین وجه تشابه میان وضعیت حال حاضر آمریکا و اتحادیه جماهیر شوروی سابق را این می‌داند که در ‌هر دو نظام دولت فلج شده و توانایی ایجاد تغییرات جدی در سیاست را ازدست‌داده‌اند و برای تسلط بر نقاطی از جغرافیای ژئوپولتیک زمین هزینه‌ها و بودجه‌های نظامی هنگفت و بی نتیجه‌ای را خرج کرده‌اند. شوروی چنین کاری را به مدت یک دهه برای تحت تسلط درآوردن افغانستان انجام داده بود و آمریکا در عراق و هم در افغانستان هزینه‌های فراوانی کرده است. تأثیرگذاری بین‌المللی آمریکا کاهش‌یافته و در درون نیز دچار نارضایتی‌های اجتماعی شده است. (که یکی از بزرگ‌ترین نمودهای آن را می‌توان جنبش وال‌استریت دانست.))

آنچه بیان شد، نشان از اتفاقات جدی در عرصه روابط بین الملل دارد و طلیعه شکل گیری فضایی جدید را پیش روی جهان قرار داده است.

مطالب مرتبط