قسمت اول : ویژگی های یک خانواده ی الگو در فرهنگ اسلامی مبدأ حرکت در یک سیر صعودی، از خانواده ی متعادل به سوی مقصد، یعنی خانواده ی متعالی می...

الگوی خانواده در قرآن (1)

الگوی خانواده در قرآن (1)

قسمت اول : ویژگی های یک خانواده ی الگو

در فرهنگ اسلامی مبدأ حرکت در یک سیر صعودی، از خانواده ی متعادل به سوی مقصد، یعنی خانواده ی متعالی می باشد. به تعبیر دیگر آنچه که روانشناسان غایت یک خانواده معرفی می کنند در فرهنگ اسلامی نقطه ی آغاز است!در همه ی مکاتب غالباً اشخاصی به عنوان الگو معرفی می شوند؛ اما در این باره قرآن خلاقیتی به کار برده است که نظیر ندارد.
قرآن هم اشخاص الگو را معرفی می کند و هم خانواده ی الگو را که تعبیر به اهل بیت می شود. معنای لغوی اهل بیت همان خانواده است اما در معنی اصطلاحی، اشاره به الگوی خانواده ای دارد که از منظر قرآن خانواده ی متعالی محسوب می شود.
البته باید در نظر داشت که هدف از ارائه ی یک الگو، مطابقت تام و تمام با آن نیست بلکه هدف حرکت در مسیری است که آن الگو در مقصد آن قرار دارد؛ حال چه این الگو یک شخص باشد و یا یک خانواده.
اگر پیامبر (صَلَّی الله علیه و آله و سلم) الگو معرفی می شود، به معنای رسیدن به همان نقطه ای نیست که ایشان قرار دارند؛ بلکه به این معناست که باید در مسیری حرکت کرد که به ایشان منتهی می شود. چنین الگویی یک معیار است و آن معیار یعنی انسان کامل؛ همین طور اهل بیت (علیهم السلام) نیز یعنی الگوی خانواده ی کامل.
این خانواده ی الگو، واجد چه ویژگی ای است؟
قرآن درباره ایشان می فرماید: «إنَّمَا یرِیدُ اللهُ لِیذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَیتِ وَ یطَهِرَکُم تَطهِیرًا»؟ ویژگی این خانواده این است که هر گونه رجس و پلیدی از آنها دور شده است. این بدان معناست که اگر می خواهید خانواده ی خود را به این الگو نزدیک نمایید، باید رجس را از خانواده ی خود دور کنید و هر چه می توانید پاک باشید.
دقت داشته باشید که اهل بیت (علیهم السلام) دارای ویژگی های ممتاز بسیاری هستند؛ از هر فضیلتی، درجه ی اعلای آن برخوردارند. تک تک اعضای این خانواده در تقوا، علم، زهد، نیکی، بندگی و ... سرآمد هستند؛ اما از میان همه ی این فضایل قرآن بر پاکی این خانواده و خروج اعضای آن از رجس و گناه تأکید دارد و درباره ی ایشان می فرماید: «وَ یطَهِرَکُم تَطهِیرًا».
پس اگر پیش از تطهیر خانواده ی خود تنها در پی پیشرفت تحصیلی، مالی، اجتماعی و یا دست یابی به رفاه بیشتر اعضای خانواده هستیم، بدانیم که به بی راهه می رویم.
پس باید اولاً بدانیم مظاهر این تطهیر چیست؟ ثانیاً مسئولیت ما چیست؟ قرآن به هر دو سؤال پاسخ گفته است:
الف: مصادیق رجس و پلیدی
قرآن برای پرهیز از همه ی این بدی ها می فرماید: «فَاجتَنِبُوا الرِّجسَ»1؛ یعنی از گناه اجتناب کنید. همچنین در آیه ای دیگر به صراحت عنوان می کند که: «إِنَّمَا الخَمرُ وَ المَیسِرُ وَ ... رِجسٌ مِّن عَمَلِ الشَّیطانِ.»2 یعنی شراب و قمار را به عنوان دو مصداق بارز از رجس و از اعمال شیطان معرفی می کند و در خصوص دلیل آن می فرماید: زیرا این دو عمل باعث دشمنی و درگیری میان شما می شود.
همه ما می دانیم که دشمنی و درگیری تهدید بزرگی برای آرامش خانواده است؛ چرا که مخل هدف اصلی تشکیل خانواده یعنی رسیدن به آرامش است.
ممکن است عده ای هنگام برخورد با این آیه بگویند: غیبت کنیم بهتر است یا قمار کنیم؟! ما به جای اینکه دور هم بنشینیم و غیبت دیگران را بکنیم و آرامش جمعی را بر هم بزنیم، دور هم جمع می شویم و پاسور بازی می کنیم. این استدلال مانند این است که شخصی بگوید به جای اینکه آدم بکشم، دزدی می کنم! یا بگوید برای پاک شدن نجاست بدن خود، آن را با آب آلوده می شویم! این از آن دسته از استدلال های بسیار غلط است که برخی از ما به آن متوسل می شویم. با دستمال کثیف نمی شود شیشه را پاک کرد برای پرهیز از یک گناه نباید به گناه دیگری آلوده شد. هدف اصلی اجتناب از همه ی گناهان است.
شیطان برای فریفتن انسان ها غالباً از دو، روش مؤثر بهره می گیرد. یکی آنکه برای صدور جواز یک گناه، گناه دیگری را در مقابل آن قرار می دهد؛ مانند نمونه ای که در بالا ذکر شد.
روش دیگر آنکه به بهانه ی کارهای خیر مهم تر، افراد را از کار خیری که درصدد انجام آن هستند، باز می دارد؛ مثلاً به بهانه ی وجود نیازمندی های بزرگ تر و مهم تر در جامعه، ما را از کمک برای تهیه ی جهیزیه ی یک دختر نیازمند منصرف می کند.
اگر قصد سفر کربلا داشتید و فردی به شما گفت چرا به جای کربلا هزینه ی این سفر را برای کمک به نیازمندان صرف نمی کنید، بدانید که این کلام شیطان است که بر زبان او جاری می شود. البته توجه داشته باشید که این مثال ها به معنای نفی مهم و اهم کردن مسائل نیست؛ اما غالباً این القائات باعث می شود که ما از تصمیم اول خود منصرف شویم؛ بی آنکه اقدام به عمل خیر دیگری کنیم.

شیطان برای فریفتن انسان ها غالباً از دو، روش مؤثر بهره می گیرد. یکی آنکه برای صدور جواز یک گناه، گناه دیگری را در مقابل آن قرار می دهد .


به یقین بین دو امری که نقداً پیش آمده است، باید یکی را به نفع دیگری رها کرد و به امر مهم تر پرداخت. بسیار بدیهی است که انتخاب میان تشرف برای چندمین بار خود به کربلا و یا کمک به همسایه ای که در تهیه ی جهیزیه ی دختر خود درمانده است و بیم بی آبرو شدنش می رود، انصراف از سفر کربلا بسیار پسندیده تر است. مؤید این مطلب شرح حال بزرگانی است که دست به چنین انتخاب هایی زدند و در مقابل، خداوند آنها را دستگیری و زمینه ی رشدشان را فراهم کرد؛ اما در بسیاری از مواقع حساس شدن بر بعضی از کارها القائات شیطان است. دقت داشته باشید که شیطان می خواهد نیت خود را با عنوان خیر عملی کند نه با انجام دادن خیر!
دو مصداقی که از زبان قرآن برشمردیم یعنی قمار و شراب، نمونه هایی از رجس بود. حال آنکه در روایات آمده است که هر گناهی رجس است. وجود غیبت، تهمت، ناسپاسی، لقمه ی حرام، فحاشی، بی تفاوتی نسبت به حال همسایگان و آبروی دیگران و ... در یک خانواده، به معنای فاصله گرفتن آن خانواده از تکامل و تعالی است.
اگر به خانه، مسکن یعنی محل سکونت گفته می شود، به این دلیل است که مکان و مأوایی برای رسیدن به آرامش و سکون است. با بیان این آیه عامل اضطراب، بی اعتمادی، نگرانی، سوءظن، دشمنی و هر آنچه که آرامش خانه را بر هم می زند، گناه می باشد.
البته باید توجه داشت که برخی از مسائل به خودی خود گناه محسوب نمی شوند؛ اما زمینه ای برای ظهور و بروز گناه هستند؛ استفاده از شبکه های ماهواره ای از آن جمله است. همین که ماهواره را به خانه ی خود آوردید، شیطان را شریک در زندگی خود کرده اید. برخی می گویند: همه چیز ماهواره که بد نیست! ما از بدهایش اجتناب می کنیم و از خوب هایش بهره می بریم؛ مثل شبکه های خبری! در پاسخ باید گفت که خطر آنها به مراتب از تصاویر مستهجن بیشتر است.

برای پرهیز از یک گناه نباید به گناه دیگری آلوده شد. هدف اصلی اجتناب از همه ی گناهان است.


اثر بخش ترین وسیله در تربیت افراد، رسانه است و از میان رسانه، مؤثرترین آنها تلویزیون، اینترنت و ماهواره! در یک جلسه ی سخنرانی یک سخنران تنها از طریق گفتار خود، شما را تحت تأثیر قرار می دهد؛ اما یک فیلم با یاری از قصه پردازی، تصویر، صدا، بازی، رنگ ها و صحنه پردازی های جذاب، بیشترین و عمیق ترین اثر تربیتی را بر شما می گذارد! اگر برخی از برنامه ها با یاری از تبلیغات، هزینه ی ساخت خود را جبران می کنند، چگونه است که برای تهیه و پخش برخی دیگر از برنامه ها، هزینه های کلان می شود! چه استدلالی می تواند پرداخت چنین هزینه هایی را توجیه کند؟!
آیا آنها واقعاً دلشان برای مردم ما سوخته است که با هزینه های گزاف این همه شبکه های فارسی زبان را تجهیز می کنند؟ اینجاست که باید به نیت سوء دست اندرکاران چنین برنامه هایی پی برد.
منبع: کتاب سرّ دلبران (عوامل آرامش بخش و نشاط آفرین در خانواده)، امیرحسین بانکی پور فرد

----------------------------
پی نوشت ها:
1- حج/30.
2- مائده/90.


مطالب مرتبط