امكانات اقتصادى و نيروهاى انسانى در دست افراد ناصالح نه تنها سعادت آفرين نيست، بلكه غالبا مايه دردسر و بلا و بدبختى است.

امكانات اقتصادى خوشبختی نمی آورد

امكانات اقتصادى خوشبختی نمی آورد

منافقان صدر اسلام، از مال، فرزند و امكانات فراوانى برخوردار بودند، ولى مسلمانان اين گونه نبودند و از آن جا که ممكن بود سؤالى براى مسلمانان مطرح شود كه اگر منافقان براستى از رحمت خدا دورند و بايد مسلمانان هيچگونه ابراز محبت و علاقه در مورد آنان نكنند، پس چرا خداوند به آنها اين همه محبت كرده و اين همه مال و فرزند (نيروى اقتصادى و انسانى) را در اختيارشان قرار داده است. خداوند در آيه 85 سوره توبه روى سخن را به پيامبر (ص) كرده و پاسخ اين سؤال را چنين مى ‏دهد «اموال و فرزندانشان هيچگاه نبايد مايه اعجاب تو شود»(وَ لا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ أَوْلادُهُمْ). چرا كه به عكس آنچه مردم ظاهر بين خيال مى‏ كنند، اين اموال و فرزندان نه تنها باعث خوشوقتى آن ها نيست، بلكه «خداوند مى‏خواهد آنان را بوسيله اين ها در دنيا مجازات كند، و با حال كفر جان بدهند»(إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ).

اين آيه اشاره به اين واقعيت مى ‏كند كه امكانات اقتصادى و نيروهاى انسانى در دست افراد ناصالح نه تنها سعادت آفرين نيست، بلكه غالبا مايه دردسر و بلا و بدبختى است، زيرا چنين اشخاصى نه اموال خود را هدفدار و در مسیرش مصرف مى‏ كنند، تا از آن بهره مفيد و سازنده ‏اى بگيرند، و نه فرزندان سر براه و با ايمان و تربيت يافته‏ اى دارند كه مايه روشنى چشم آنان و حل مشكلات زندگانيشان گردد، بلكه اموالشان غالبا در راه هوس هاى كشنده و سركش، و توليد فساد، و تحكيم پايه‏ هاى ظلم مصرف مى ‏گردد، و مايه غفلت آن ها از خدا و مسائل اساسى زندگى است و فرزندانشان هم در خدمت ظالمان و فاسدان قرار مى‏گيرند، و مبتلا به انواع انحراف هاى اخلاقى مى ‏شوند، و سرانجام دردسر آفرين خواهند بود.

البته براى كسانى كه ثروت و نيروى انسانى را اصيل مى ‏پندارند و چگونگى مصرف آن، براى آن ها مطرح نيست، زندگانى اينگونه اشخاص دورنماى دل انگيزى دارد، اما اگر به متن زندگيشان نزديكتر شويم و به اين حقيقت نيز توجه كنيم كه چگونگى بهره ‏بردارى از اين امكانات مطرح است تصديق خواهيم كرد كه هرگز افراد خوشبختى نيستند(1).

در حديثى از امام باقر (ع) می خوانیم: «دو گرگ درنده در يك گله بى ‏چوپان كه يكى در اول گله و ديگرى در آخر آن باشد آن قدر ضرر نمى ‏زنند كه مال پرستى و جا ه‏طلبى به دين مؤمن ضرر مى ‏رسانند.»(2)

علی کفشگر فرزقی

منبع: تفسیر نمونه

---------

پی نوشت:

1- تفسير نمونه، ناصر مکارم شیرازی،ج‏8، ص: 69

2- الكافي (ط - الإسلامية)؛ محمد بن یعقوب کلینی، ج‏2؛ ص315، ح2


مطالب مرتبط