نوع واکنش ماست که دنیا را مذموم یا ممدوح می کند.

اگر دنیا بد است، چرا خلق شد؟!

اگر دنیا بد است، چرا خلق شد؟!

در روایات و به خصوص نهج البلاغه احادیث فراوانی در مذمّت دنیا آمده است و سفارش به دوری و اجتناب از آن شده است. در برخی روایات نیز در مدح دنیا مطالبی آمده است. این تضاد را چگونه می توان توضیح داد؟ پاسخ در شناخت درست حقیقت و ماهیت دنیاست.

ماهیت دنیا تغییر و دگرگونی و فناپذیری است و همین دگرگونی موجبات پند و عبرت و کمال انسانی را فراهم می آورد. اگر به این تغییرات به دیده عبرت نگریسته شود، دنیا پسندیده است و اگر به آن دلبسته شود با وجود فناپذیری ناپسند است. بنابراین نوع واکنش ماست که دنیا را مذموم یا ممدوح می کند.

شخصی خدمت حضرت رسید و دنیا را مذمّت کرد، حضرت فرمود: ای نکوهش کننده دنیا که تو خود به غرور دنیا گرفتار شده ای و فریفته باطل های آن هستی، خود فریفته دنیایی و آن را نکوهش می کنی؟ تو از جرم دنیا شکایت داری یا دنیا باید از جرم تو شکایت کند؟ کی دنیا تو را گول زده و فریب داده؟ آیا با گورهای پدرانت که ویران شده یا به قبور مادرانت در زیر خاک تو را فریب داده؟ چه بسا بیماران را با دست خود پرستاری نمودی و در کنار بستر آن ها مراقب بودی و درخواست شفای آنان را داشتی و از طبیبان دارو و دستور طلب کردی.

در آن روزها کردار تو به حال آنان سودی نداشت و گریه و اندوه تو فایده ای به حال شان نکرد و کوشش های تو بی نتیجه ماند و تو قادر به دفاع و دفع گرفتاری از آنان نبودی. در موقعیتی دنیا خودش را با این وضع برای تو مجسم ساخت و عاقبت خود را به تو نمایاند و با مرگ آنان مرگ تو را به تو نشان داد.[1]

5c249a5bba7b5.jpg

همچنین در نهج البلاغه اوصاف بسیاری درباره دنیا آمده است که ظاهراً دنیا را نکوهش نموده است. حال این سؤال مطرح است که اگر دنیا بد و شر و فریب دهنده است؛ چرا خدا دنیا را با این خصوصیات خلق کرد؟

پاسخ: اولاً خدای دانا و حکیم شر نیافریده چون افعال شر یا از روی جهل است و یا از روی عجز و ناتوانی و یا نیاز است و خدای دانا و قادر و بی نیاز انگیزه ای برای افعال شر در او نیست پس آنچه انجام می دهد و یا انجام داده خیر محض است، بنابراین خلقت دنیا و آوردن انسان در دنیا، تمامی خیر است و شر از ناحیه افعال انسان است و محبت دنیا و وابستگی به آن سبب شرآفرینی است.

مولا می فرماید: ای مذمّت کننده دنیا، کی دنیا تو را فریب داده است؟ دنیا با گور پدران و قبور مادرانت حقیقت را به تو نشان داده است و تو به جای دل نبستن و توشه برداشتن از آن برای آخرت، فریب اعتباریات و اباطیل آن و زرق و برق زودگذر و پوچ آن را خوردی. تو نسبت به دنیا مجرمی و باید پاسخگوی جرم خود باشی. آن همه امکاناتی که دنیا در اختیار تو قرار داد برای هدایت تو بود تا بتوانی به نحو احسن از آن ها بهره برداری کنی، اما تو همه آن ها را از دست دادی. دنیا تو را فریب نداده تو با خود دشمنی کردی و مغرور به دنیا شدی.

حضرت در ادامه می فرماید: دنیا جایگاه صدق و راستیست برای کسی که با آن به راستی رفتار کند و خانه تندرستی و سلامتی است برای کسی که آن را درک کند و سرای بی نیازیست برای کسی که از آن توشه برگیرد و محلّ پند است برای کسی که از آن پند آموزد. دنیا مسجد دوستان خداست و نمازگاه فرشتگان الهی؛ دنیا محلّ نزول وحی و تجارت خانه اولیاء الله است که در دنیا رحمت خدا را کسب کنند و بهشت را سود برند. چه کسی دنیا را سرزنش و نکوهش می کند در حالی که جدایی خود را صادقانه اعلام داشته و فراق خود را خبر داده و نابودی خود و اهلش را نشان داده؟

دنیا با نمونه ها و تمثیل هایی به اهلش نشان داد که چنین بلا و گرفتاری هایی درباره آن ها نیز امکان پذیر است و با شادمانی خود دل هایشان را به شادمانی متوجّه ساخت. گاه در اوّل شب به سلامت گذشت و در صبحگاهان با مصیبتی جانکاه بازگشت تا به زندگی تشویق نماید و با مصیبت هشدار دهد. گاهی می ترساند و از غفلت برحذر می دارد. به همین جهت در فردایی که دنیا با این اوصافش پایان پذیرد گروهی با پشیمانی و به خاطر سوء استفاده از فرصت زندگی آن را مذمّت و نکوهش کنند، آنان را پند داد و ایشان پذیرفتند. سرنوشت دیگران را نشانشان داد و تصدیق نمودند. دنیا را می ستایند و به صداقت و راستیش مدح می نمایند.[2]

دنیا دار امتحان و فراز و نشیب است: «الَّذي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً»[3] و با این تغییر و تحوّل انسان ها را از خواب غفلت بیدار می کند. اگر دنیا یکنواخت و همه اش آسایش بود بی معنا بود. تا فقر نباشد بی نیازی مفهومی ندارد. تا زندان نباشد آزادی ارزش ندارد. پس همین دگرگونی های دنیا بانگ بیدارباشی است برای انسان ها تا از کنار نعمت های خدا بی توجّه نگذرند.

برای انسان چه جایگاهی از دنیا آماده تر و نزدیک تر برای رسیدن به قرب الی الله وجود دارد؟

امیرالمؤمنین علیه السلام از دید مثبت که هدف خلقت دنیاست نگاه کرده و با اوصاف حمیده توصیف نموده می فرماید: دنیا خانه صدق و راستی است برای کسی که تصدیقش نماید و باور کند که دنیا صادقانه حقیقت خود را که همان دگرگونی است به نمایش گزارده تا از آن درس عبرت بگیرید. دار عافیت است برای کسی که آن را بشناسد و به طور صحیح با آن برخورد کند. اگر غمی به او می رسد جزع و فرغ نکند و با صبر و استقامت با گرفتاری ها برخورد کند. اگر چنین باشد دار عافیت خواهد بود و الّا اگر دنیا را درست نشناسد سلامت و عافیت را از دست خواهد داد. دنیا خانه بی نیازی است برای کسی که بخواهد از آن توشه آخرت برگیرد. در این استفاده معنوی (توشه آخرت) هیچ محدودیتی نیست و در پرتو تقوا می تواند آنچه می خواهد برای آینده خود ذخیره کند.

برای انسان چه جایگاهی از دنیا آماده تر و نزدیک تر برای رسیدن به قرب الی الله وجود دارد؟ پس چگونه دنیای به این خوبی را می توان مذمّت کرد؟ دنیا جایگاه نزول وحی انبیاء برای هدایت بشر است. در این دنیاست که بندگان خدا به وسیله قرب به پروردگار مشمول الطاف او می شوند. از این روست عده ای حقیقت دنیا را نشناخته و باور نکرده و دم مرگ و فردای قیامت که پرده های غرور و شهوت برطرف شود متوجه خسران خود شوند و بالعکس گروهی که دنیا را به طور صحیح شناختند از دنیا راضی اند و مدحش می کنند.

منبع: تلخیص از نشریه شمیم نرجس، ش16، ص10-12.


پی نوشت ها:

[1]. نهج البلاغه، حکمت 131.

[2]. همان.

[3]. ملک: 2.


مطالب مرتبط