در یک خانوادۀ عاشورایی مادران، عامل تربیت فرزندانی شجاع و دلیر هستند که پیروی از ولایت را به ایشان درس می دهند.

تاثیر عاشورا بر انسجام روابط خانوادگی

تاثیر عاشورا بر انسجام روابط خانوادگی

واقعۀ عاشورا سند بی نظیری در تاریخ است که گویای حقّانیت اسلام بوده و باطن هر انسان آزاده‌ای را متحول می‌سازد؛ ضمن اینکه می توان با کسب آگاهی و معرفت از افراد و جریانات این قیام، پیام ها و درس های بسیاری از آن گرفته و در زندگی فردی و اجتماعی بکار بست تا به این وسیله اسباب سعادت دنیوی و أخروی خود را فراهم ساخت.
یکی از درس‌های عمیقی که می توان از این واقعه برداشت کرد انسجام و اتحاد همه جانبۀ اهل بیت و خاندان امام حسین (علیهم السلام) است که ریشۀ آن، نگاه توحیدی و ولایتمداری ایشان است که متعاقبا باعث ایجاد روابط متقابل مثبت و اثرگذار بین اعضای این خانوادۀ عاشورایی شده به گونه‌ای که می‌توان آن را به عنوان الگویی تمام عیار از یک خانوادۀ سعادتمند، به معنای واقعی کلمه، در زندگی بکار بست.
اگر مطالعه‌ای هر چند گذرا به شرح واقعۀ کربلا داشته باشیم می‌توانیم مصادیق بسیار زیادی از محبت، همدلی، صبر، ایثار، شجاعت، تعاون، تکریم شخصیت، رعایت حقوق متقابل و ... را میان اعضای خانواده و بستگان امام حسین (علیه السلام) شاهد باشیم که مسلما همۀ آن‌ها از عوامل تحکیم خانواده و اسباب رستگاری اعضای آن است. بنابراین شایسته است که از این زاویه نیز به واقعۀ عاشورا نگاهی داشته باشیم تا بتوانیم همواره در زندگی خانوادگی خود نیز از آن بهره گیریم.
یکی از مصادیق بارز محبت و ایثار در این خاندان که می‌توان از آن به نیکی یاد کرد، ارتباط حسنۀ زن و شوهر میان امام حسین (علیه السلام) و حضرت رباب (سلام الله علیها) است. رباب مادر سکینه و علی اصغر است. امام حسین (علیه السلام) علاقه ای وافر به رباب داشتند به نحوی که از ایشان نقل شده است خانه ای که در آن سکینه و رباب نباشند را دوست نمی‌دارند.[1]
بی‌شک علاقه امام حسین (علیه السلام) به خاطر فضائل رباب بوده به نحوی که در مورد او گفته اند: «مِن خیارِ النساء و افضلهنَّ»[2] او از بهترین و با فضیلت ترین زنان بود. از اخبار محدودي كه در زمينه روابط امام حسين (ع) و همسرش رباب به دستمان رسيده، چنين برمي‏آيد كه روابط آن دو بسيار صميمانه بوده، آن قدر كه هم امام (ع) و هم رباب از اظهار اين روابط صميمي ميانِ خود، خودداري نمي‏كرده‏اند، همان گونه كه پيامبر(ص) نيز از نشان دادن صميميتي كه نسبت به برخي از همسران خود داشت، خودداري نمي‏كرد؛ به دليل وجود همين شواهد است كه ابن‏كثير مي‏گويد: امام حسين (ع) همسرش رباب را بسيار دوست مي‏داشته و از روي علاقه‏مندي به وي، در باره‏اش شعر مي‏گفت.[3]

ریشۀ انسجام و اتحاد همه جانبۀ اهل بیت و خاندان امام حسین (علیهم السلام) نگاه توحیدی و ولایتمداری ایشان است.

برتری و فضیلت رباب در همراهی همسرش امام حسین (علیه السلام) در صحنه کربلا که بسیاری از مردان از ترس جان، میدان را خالی کرده و حجت خدا را تنها گذاشتند، اثبات شد. رباب عشقی مثال زدنی به امام حسین (علیه السلام) داشت.
فضایل اخلاقی که عامل تحکیم خانواده و کمک به اعضای آن برای رسیدن به هدف واحد یعنی کسب رضای الهی است، در این خاندان مثال زدنی است که با اشاره‌ای کوتاه می‌توان برخی دیگر را یادآور شد.
یکی از آن موارد ارتباط میان دو برادر، امام حسین و حضرت اباالفضل (علیهما السلام) است که علاوه بر بنای محبت، حاکی از رعایت احترام متقابل میان آن دو بزرگوار است. زمانی که امام حسین (علیه السلام) در شب عاشورا به یارانش فرمود من به شما اجازه دادم كه با رضايت من همگى برويد؛ من عهد و پيمانم را از شما برگرفتم؛ اينك شب همه جا را پوشانده است، آن را رهوار خويش گيريد؛ حضرت عباس (علیه السلام) برخاست و آمادگى خود را براى هر گونه فداكارى در راه امام ابراز داشت و پس از او، ديگران همان سخنان و يا همانند آن را بر زبان آوردند.[4]
بعلاوه شجاعت، ایثار و از جان گذشتگی و وفاداری حضرت عباس (علیه السلام) در این خاندان، انسان را منقلب می‌سازد؛ ایشان با مشاهدۀ عطش کودکان علیرغم وجود چهارهزار نفر از سپاه دشمن که بر فرات گمارده شده بودند، پا به میدان گذاشت. آن سپاه او را محاصره کرده و هدف تیرهای خود قرار دادند. عباس (علیه السلام) آنها را پراکنده کرد و هشتاد نفر از آنها را کشت تا وارد فرات شد. وقتی خواست مشتی آب بنوشد یاد تشنگی حسین (علیه السلام) و اهل بیت (علیهم السلام) و کودکانش او را از نوشیدن آب باز داشت. آب را ریخت و مشک را از آب پر کرد و بر شانه راست خود انداخت و راهی خیمه ها شد تا اینکه در راه ابتدا دست راست و سپس دست چپش را از بدن جدا کردند و سپس با تیرهای پی در پی و عمود آهنین با اوصاف بسیار دلخراش، عباس (ع) را از پای درآوردند.
هنگامی ‌که امام به بالین ابالفضل عباس (علیه السلام) آمدند و چنین حالتی از برادرشان را نظاره کردند به بیان برخی شکستگی در چهرۀ حسین (علیه السلام) دیده شد و چنین فرمودند: «الان انْكَسَر ظَهري وَقَلَّتْ حیلَتی»، عباسم الآن كمرم شكست و چاره ام از هم گسست.[5]
این چنین می‌توان ابراز محبت و وجود ارتباطات عاطفی عمیق را بین دو برادر را دریافت که اگرچه مادران متفاوت دارند اما نگاهشان توحیدی است و هدفشان واحد. چگونه ممکن است چنین فضایل اخلاقی را شنید و تنها بر آن گریست بدون اندکی تأثیرپذیری!!! آیا جز اینست که ایشان بخاطر خدا، به رنگ خدا و در مسیر رسیدن به خدا عمل کرده‌اند؟! پس چگونه می‌توان از ایشان الگو نگرفت؟!

فضایل اخلاقی که عامل تحکیم خانواده و کمک به اعضای آن برای رسیدن به هدف واحد یعنی کسب رضای الهی است، در این خاندان مثال زدنی است.

روابط عاطفی پدر و فرزندان نمونۀ دیگری از روابط متقابل مثبت بین اعضای این خانواده درخشان تاریخی است. زمانی که امام حسین (علیه السلام) به درخواست دختر خردسالش از اسب فرو آمده، او در بغل گرفته و نوازشش می‌کند و بر او بوسه می‌زند؛ هنگامی که طفل شیرخوارش، علی اصغر (علیه السلام)، را برای طلب آب و سیراب کردن وی در آغوش می‌گیرد و در نهایت منجر به شهادت این طفل می‌شود؛ زمانی ‌که علی اکبر برای طلب جرعه‌ای آب از میدان جنگ به سوی پدر می‌آید و پدر مهربان، صمیمانه و عاشقانه برای بیان همدردی، زبان او را در دهان خود گذارده و یا در بیان به او بشارت سیراب شدن از دست جدش رسول الله (ص) را تا لحظاتی بعد می‌دهد؛ زمانی که می‌فرماید خانۀ بدون سکینه را دوست ندارم و بسیاری دیگر از این قبیل حاکی از وجود محبتی راستین و ابراز به حق آن بین پدر و فرزندان است که خود می‌تواند الگویی ارزشمند برای پدران امروز در برخورد با دختران و پسران خردسال، نوجوان و جوانشان باشد و براستی چنین محبتی است که می‌تواند خمیر مایۀ دوستی، درک، احترام و رعایت حقوق متقابل و استحکام روابط حسنه میان ایشان گردد.
در یک خانوادۀ عاشورایی مادرانی همچون حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، زینب (س)، ام البنین (س)، لیلا، رباب و ... عامل تربیت فرزندانی شجاع و دلیر هستند که آنان را به جنگ با باطل تشویق کرده و پیروی از ولایت را به ایشان درس می دهند.
اینها تنها گوشه‌ای از دریای بیکران فضایل و ارتباطات حسنه بین اعضای این خاندان است و چه زیباست اگر از این زاویه نیز واقعۀ عاشورا را بازنگری کنیم که با الگوپذیری از رفتار این خانواده و روابط حسنۀ ایشان با یکدیگر با وجود چنین شرایط سختی بدون اندک اعتراض و تعارضی نسبت به یکدیگر هدف قافله سالار کربلا را بدین زیبایی به سرانجام رسانده و همگی از این مسیر به سعادت ابدی رسیدند و توانستند همواره نمونه‌ای مثال زدنی برای تمام بشریت باشند.



جمیله هاشم نیا

--------------------------------
پی نوشت ها:
[1]. اعیان الشیعه، ج 6، ص 449.
[2]. همان.
[3] .البداية و النهاية، ج8، ص212.
[4]. سيد مرتضى عسگرى، دو مكتب در اسلام، ج3 .
[5]. شرح شمع: صفحه 210 و 211.

مطالب مرتبط