اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ» تدبیر الهی بر این است که در...

تدبیرات الهی جهت استقرار عقل و عدل در عالم

تدبیرات الهی جهت استقرار عقل و عدل در عالم

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»

تدبیر الهی

بر این است که در جهان، عقل و عدل را مستقر کند. از چند راه این تدبیر را

اجرا می کند؛ اولاً بشر را با عقل و عدل خواهی مجهّز می کند که با فطرت عقل

مداری و عدل خواهی خلق می کند «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا»

این طور نیست که لوح نفس نانوشته باشد، فجور و تقوای او را از راه الهام به

او آموخت؛ بنابراین هر کسی وقتی به دنیا می آید، گرچه از علوم حصولی بیرون

بی خبر است، حتی نمی داند آتش گرم است و یخ سرد است، از راه تجربه اینها

را می فهمد؛ اما عدل خوب است، ظلم بد است، تقوا خوب است، فجور بد است،

اینها را کاملاً می فهمد، راستی خوب است، دروغ بد است، اینها فطریات اوست

که با اینها خدا او را خلق کرده است. پس اوّلین راه برای عقل مداری جامعه و

عدل محوری جامعه همان سرمایه هایی است که خدای سبحان به انسان داد.

دومین راه که مکمّل راه اول است و نوآوری هایی هم دارد، راه انبیا و

اولیای الهی است که خدا اینها را مبعوث کرده «یثیروا لهم دفائن العقول»

چراغی در بیرون روشن کردند (یک) آن چراغ درونی را هم افروخته تر کردند (دو)

تا او بیراهه نرود و راه کسی را هم نبندد (سه) راه های بعدی آن

است که اگر کسی با داشتن این راه های فطری و وحیانی بیراهه رفت، خدا راه

توبه و انابه و بازگشت را باز گذاشت سالیان متمادی مهلت می دهد و اگر نشد

از راه تنبیه و مؤاخذه آنها را سر جایشان می نشاند که این جریان فرعون و آل

فرعون از همین قبیل است.

در ذیل این آیه، روایاتی که در کنزالدقائق و سایر تفسیرهای روایی نقل شده است، ملاحظه فرمودید که وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه)

کودکی بود حرکت می کرد، وجود مبارک امام باقر (سلام الله علیه) فرمود:

«هذا من الذین قال الله عزّ و جل: وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ

اسْتُضْعِفُوا فِی الأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ

الْوَارِثِینَ» و خدا می خواهد اینها را جزء ائمه قرار بدهد و مانند آن. از

این سنخ روایات در تفسیر روایی ما کم نیست، منتها در همین روایات آمده

«فهذه الآیة جاریةٌ فی حقنا إلی یوم القیامة» یعنی از باب جَرْی است، از

باب تطبیق است، در تفسیر شریف المیزان در خیلی از موارد شما می بینید ایشان

می فرمایند این «مِن الجَرْی» است. یعنی این تفسیر مفهومی

نیست که این آیه را این چنین معنا کرده باشد. این آیه بیان سنّت الهی است

این سنّت الهی در عصر موسای کلیم بود، در عصر عیسای مسیح بود، در عصر

ابراهیم خلیل بود، در عصر نوح (سلام الله علیهم اجمعین) بود و در عصر قرآن و

عترت هم هست. این را می گویند تطبیق این را می گویند جری.


مطالب مرتبط