برنده واقعی آن پدر و مادرهایی هستند که با حمایت پنهانی شان، اجازه می دهند بچه ها خیلی کارها را تجربه کنند.

تهدیدهای ساده اما کارساز!!!

تهدیدهای ساده اما کارساز!!!

دنیای امروزه برخلاف آن چیزی است که پدر و مادر برای بچه ها ساخته اند؛ پدر و مادر دائماً کودک را ترسانده اند. گفته اند اگر بروی دم در، دزد تو را می برد. گفته اند بالای صندلی نرو چون میفتی. آجر را برندار چون دستت کثیف یا زخم می شود. دم پنجره نرو چون ممکن است سرما بخوری. دست به موبایل نزن چون ممکن است بیفتد از دستت.

تهدیدهای ساده اما کارساز؛ تهدیدهایی که همش «نکن! نکن!» اند؛ تهدیدهایی که ظاهراً به خاطر حفظ سلامتی کودک اند اما او را تخریب می کنند و جرئت را از او می گیرند، اعتماد به نفسش را کم می کنند. این نکن نکن ها تأثیرش روی بچه، به این شکل خودش را نشان می دهد که بچه با خودش می گوید؛ شاید نمی توانم. شاید بلد نیستم. شاید واقعاً دست و پا چلفتی ام... و این ها روی روان بچه ها، اسید می پاشد.

همه عزت نفس و اعتماد به شخصیتش را از او می گیرد. نمی گذارد سالم و با آرامش زندگی کند. این همه تذکرات، واقعاً دلیلی ندارد. بچه باید دوبار هم خودش امتحان کند و جایی از بدنش مثلاً درد بگیرد و به این نتیجه برسد که فلان کار، نتیجه دردناکی دارد. چرا نباید به بچه ها آموزش بدهیم که می توانند با احتیاط از لیوان شیشه ای آب بخورند؛ چرا بچه ها را آن قدر کوچک می بینیم که نمی توانند با قاشق بزرگ غذا بخورند.

5cdab9d0b98e4.jpg

تهدید کودکان، عزت نفس و اعتماد به شخصیت را از آنان گرفته، نمی گذارد سالم و با آرامش زندگی کنند

بعضی مادرها به پاکیزگی و مرتب بودن خانه زیادی حساس اند و با «نکن! دست نزن! اونو برندار! بذار خودم میام بهت می دهم!» و جملاتی از این دست، این حساسیت را به بچه ها هم منتقل کرده و بچه ها را منفعل بار می آورند طوری که جسارت اقدام به هر کاری از بچه ها گرفته می شود. پدربزرگ می گفت اگر می خواهی بچه به فلان گلدان دست نزند، از جلوی او بردار نه این که آن را لبه باریک طاقچه بگذاری و یکسره کارت این باشد که به بچه بگویی: دست نزن!

اتفاقاً برنده واقعی آن پدر و مادرهایی هستند که با حمایت پنهانی شان، اجازه می دهند بچه ها خیلی کارها را تجربه کنند. فوراً استکان چایی داغ را از دم دستش برنمی دارند. اجازه می دهند داغی استکان را تجربه کند. حتی اگر لیوانی از دستش افتاد و شکست، فوراً جیغ و داد نمی کنند که بچه بترسد. او را با تیزی لبه های شکسته آشنا می کنند که خطر را خودش درک کند. بچه ها دقیق اند. باهوش اند و خودشان بهترین نتیجه گیری ها را از تجربه ها می کنند.

دنیا برای ترسیدن و ترساندن، فاکتورهای زیادی دارد. ما پدرها و مادرها باید مراقب باشیم که به این ترس ها دامن نزنیم و خوف و لرزهای بچه هایمان را بیشتر از آن چه باید، نکنیم.

منبع: نشریه خانه خوبان، سیده زهرا برقعی


مطالب مرتبط