یکی از راهکارهای تحکیم خانواده بر اساس آموزه های رضوی «توکل کردن به خداست».

توکل، خانواده را محکم تر می کند

توکل، خانواده را محکم تر می کند

در آموزه های دینی برای رشد و کارایی هرچه بیشتر خانواده و تحکیم این نهاد مهم اجتماعی راهکارهایی بیان شده است. یکی از این راهکارها بر اساس آموزه های رضوی «توکل کردن به خدا» است.

خانواده ها در طول زندگی با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می کنند. برخی از سختی ها جنبه اقتصادی داشته، برخی بهداشت و سلامت افراد خانواده را نشانه می رود و گروه دیگری از مشکلات مربوط به روابط میان اعضای خانواده است. در چنین شرایطی ایمان و توکل بر خدا نقش مهمی ایفا می کند. توکل، اراده اعضای خانواده را محکم تر و کوشش آنان را افزون تر می سازد. زمانی که انسان خود را در بن بست مشکلات گرفتار می بیند و نشانه های مادی از حل نشدن مشکلات حکایت دارد، توکل روزنه ای از امید را در برابر او می گشاید و مشکلات از راه هایی که گمان آن نمی رود حل می شود.[1]

توکل بدین معناست که فراتر از تمام سبب های مادی، خدا مسبب الاسباب است. توکل، سپردن امور خویش به خداست؛ اینکه انسان کار کند اما آثار آن را از او طلب نماید. امام رضا (علیه السلام) توکل را این گونه معنا فرمود: حد توکل آن است که با وجود خدا از احدی غیر از او هراسی به دل راه ندهی.[2]

فراتر از تمام سبب های مادی، خدا مسبب الاسباب است.

5cb2e1b442ad9.jpg

در روایت دیگری حضرت رضا (علیه السلام) می فرماید: هر کس می خواهد قوی ترین مردم باشد، بر خداوند توکل کند.[3] مردی از امام رضا (علیه السلام) درباره معنای آیه «و من یتوکل علی الله فهو حسبه»[4] سؤال کرد، حضرت فرمود:

توکل درجاتی دارد؛ یکی آنکه در هر کاری که با تو کرده به او اعتماد داشه باشی، به همه راضی باشی و بدانی که در هیچ خیری و در هیچ رأیی در حق تو کوتاهی نکرده و اختیار به دست اوست. پس به او توکل کنی و کارها را به او واگذار کنی. دیگر، ایمان به غیب های اوست که تو از آن ها بی خبری. باید علمش را به او و امنایش واگذاری و درباره آن غیب ها و غیر آن به او اعتماد کنی.[5]از دیدگاه امام رضا (علیه السلام) توکل از ارکان ایمان است و ایمان خود دارای چهار رکن است: توکل بر خدا، رضا به قضای الهی، تسلیم در برابر فرمان او و واگذار کردن کارها به او.[6]

اولین سطح اعتماد به خدا توکل است. توکل، نوعی اعتماد کردن به خدا همراه با توسل به اسباب است. توکل با تلاش و طلب قرین است. در توکل استفاده از اسباب و طلب روزی مجاز است. شخصِ با توکل می تواند تدبیر کند، نقشه بکشد و با برنامه ریزی درصدد خیر و صلاح خویش برآید؛ در عین حال که سبب سازی و تأثیرگذاری را از خدا می داند.

سپردن تمام کارها به صاحب کار و تکیه کردن در آثار به او، نامی جز توکل ندارد. فردِ متوکّل در پرده اسباب و علل مانده است؛ زیرا اسباب عادی برای او معنا دارد، وی بی سبب نمی تواند زندگی کند، او معتقد است باید کاشت اما برداشت به اذن خدا حاصل می شود.[7]

منبع: کتاب سفر با خورشید، محمدتقی فعالی، ص114-116.


پی نوشت ها:

[1]. طلاق: 2-3.

[2]. حرانی، تحف العقول، ص445؛ مجلسی، بحارالانوار، ج75، ص338.

[3]. الفقه المنسوب الی الامام الرضا علیه السلام، ص358؛ مجلسی، بحارالانوار، ج 68، ص143.

[4]. طلاق: 3.

[5]. حرانی، تحف العقول، ص443؛ مجلسی، بحارالانوار، ج75، ص336.

[6]. حرانی، تحف العقول، ص445؛ مجلسی، بحارالانوار، ج68، ص135 و ج75، ص338.

[7]. طوسی، اخلاق ناصری، ص112-116؛ فیض کاشانی، الحقائق فی محاست الاخلاق، ص194-196؛ غزالی، احیاأ علوم الدین، ج13، ص158؛ فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج7، ص381؛ نراقی، معراج السعاده، ص779؛ فارابی، التنبیه علی سبیل السعاده، ص37.


مطالب مرتبط