دهم ماه رجب طبق گفته برخی مورخین، مصادف است با ولادت نهمین گوهر هستی از خاندان عصمت و طهارت، جواد الائمه (علیهم السلام)، او که در جود و تقوی زبان زد خاص و عام بود. او جواد است، چرا که ...

تکیه بر ریسمان تقوی و جود

تکیه بر ریسمان تقوی و جود

بتول اصلی، مدرس حوزه

چکیده

دهم ماه رجب طبق گفته برخی مورخین، مصادف است با ولادت نهمین گوهر هستی از خاندان عصمت و طهارت، جواد الائمه (علیهم السلام)، او که در جود و تقوی زبان زد خاص و عام بود. او جواد است، چرا که فقیری نبود که از در خانه وی دست خالی برگردد و متقی است، چرا که در عین دارندگی دنیایی اش، به خودش سختی می داد تا بتواند محرومین جامعه را درک کند.

کلیدواژه ها: رجب، جواد (علیه السلام)، تقوی، جود، تقی.

مقدمه

ماه رجب از ماه های حرام است که حرمتی خاص دارد. در طول این ماه پر برکت، چند تن از ستارگان ولایت از جمله امام باقر (علیه السلام)، امام جواد (علیه السلام) و امیر مؤمنان علی (علیه السلام) پا به عرصه هستی نهادند. همچنین مصادف است با بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم). طبق حدیثی از امام کاظم (علیه السلام)، «رجب» نام نهری از بهشت است، سفیدتر از شیر و شیرین تر از عسل؛ هر کس یک روز در ماه رجب روزه بگیرد خدای سبحان از آب آن نهر به وی می آشاماند.1 (شیخ صدوق، ثواب الاعمال، ص82) در این مقاله به دو لقب معروف و مشهور امام جواد (علیه السلام) (جواد و تقی) اشاره می شود.

جواد کسى است که آنچه خداوند بر او واجب نموده پرداخت نماید و بخیل کسى است که از پرداخت آن بخل ورزد.

1. جود جوادیه

در مورد معنای لغوی «جواد»، بهترین تعریف، همان است که امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) در جواب شخصی در سؤال از کلمه «جواد» بیان نمودند. ایشان فرمودند:

«سخن تو دو صورت دارد: اگر منظورت جواد در بین مردم کیست سؤال می کنى، جواد کسى است که آنچه خداوند بر او واجب نموده پرداخت نماید و بخیل کسى است که از پرداخت آن بخل ورزد و اما اگر از خدا مى پرسى او جواد است؛ چه بدهد و چه منع نماید، زیرا اگر بدهد چیزى را داده که مال تو نیست و اگر منع نماید چیزى را منع نموده که مال تو نبوده.» 2(ابن شعبه الحرانی، تحف العقول، ص408)

ما شیعیان اصولاً امام نهم (علیه السلام) را به صفت «جواد» می شناسیم؛ چرا که آن حضرت، بخشندگی و سخاوت را با فطرت خود عجین داشته؛ وی صدقات، زکات و موقوفات بنی هاشم - که تا زمان جدش صدقات موسوی و رضوی بود - همه را بین مردم تقسیم می کرد و به فامیل دور و نزدیک هدیه ها و جوایز و انعام و اکرام می فرمود.

آن حضرت، بخشندگی و سخاوت را با فطرت خود عجین داشتند.

پدر بزرگوار آن حضرت، امام رضا (علیه السلام)، فرزند را به سخاوت و بخل نورزیدن و صله ارحام سفارش می نمود. روایت شده ایشان نامه ای برای فرزندش امام جواد (علیه السلام) که حکایت از تربیت عالی اهل بیت (علیهم السلام) دارد که فرزندانشان را با تکیه بر ریسمان شرف و فضیلت تربیت می کردند و در جانشان مکارم اخلاق و صفات حسنه را می نشاندند تا این که نمونه ای از خیر و خوبی برای مردم باشند. آن نامه از این قرار بود:

«اى اباجعفر به من چنین رسیده که وقتى سوار مى شوى [که بیرون بروى] خادمان، تو را از درب کوچک بیرون مى آورند و این عمل ایشان ناشى از بخلى است که دارند و نمى خواهند احدى از تو مالى را دریافت کند. به حقى که بر تو دارم از تو مى خواهم ورود و خروجت جز از درب بزرگ نباشد و وقتى بیرون مى آیى طلا و نقره همراهت باشد، و نیز کسى از تو چیزى نخواهد مگر این که به او عطا کنى، اگر بخواهى به عموهایت نیکى کنى کمتر از پنجاه دینار نده و در پرداخت بیشتر از آن، اختیار با خودت مى باشد و اگر یکى از عمّه هایت از تو چیزى خواست کمتر از بیست و پنج دینار به وى عطا نکن و پرداخت بیشتر به اختیار خودت مى باشد، من مى خواهم خدا مرتبه تو را بالا ببرد، پس انفاق کن و از صاحب عرش از تنگ دستى واهمه نداشته باش.»3 (شیخ صدوق، عیون اخبارالرضا، ج1، ص247)

این جود و سخاوت چنان ملکه حضرت شده بود که زمین نیز در برابرش خاضع شده و خاکش تبدیل به گوهر می شد.

از اسماعیل بن عباس هاشمی روایت شده که گفت: «روز عیدی، خدمت امام جواد (علیه السلام) رسیدم و از تنگی معیشت، شکایت نمودم، پس جانماز خود را بلند کرد و قطعه ای طلای خالص و گداخته از خاک زمین برداشت و به من بخشید، آن را به بازار بردم و در آن، شانزده مثقال طلا بود.»4 (ر.ک: قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، ج1، ص383)

این جود و سخاوت چنان ملکه حضرت شده بود که زمین نیز در برابرش خاضع شده و خاکش تبدیل به گوهر می شد.

امام جواد (علیه السلام) با علم و دانشی که داشتند، از بدهکاری های پدرشان بعد از فوت ایشان مطلع شده و آنان را به شخص مقابل پرداخت می کردند.

از طرفی روایت شده که گفت: امام رضا (علیه السلام) بدرود زندگی گفت؛ در حالیکه چهار هزار درهم، به من بدهکار بود؛ با خودم گفتم: مالم از بین رفت؛ اما امام جواد (علیه السلام) به دنبالم فرستاد که فردا پیش من بیا و ترازو و سنگ هم با خود بیاور؛ فردا خدمت حضرت رسیدم و او به من فرمود: «امام رضا (علیه السلام) از دنیا رفته و چهار هزار درهم، به تو بدهکار است؟ عرض کردم: آری؛ پس حضرت سجاده ای که بر رویش نشسته بود را، بلند کرد که زیر آن دینارهایی بود و آنها را به من داد.» 5(ر.ک: کلینی، الکافی، ج1، ص497)

همچنین روایت شده که ساربانی، امام جواد (علیه السلام) را از مدینه به کوفه، منتقل کرد و راجع به احسان و بخشش حضرت با حضرت سخن می گفت در حالیکه امام جواد (علیه السلام)، چهارصد دینار به وی بخشیده بود؛ اینجا بود که حضرت فرمود: «پاک و منزه است خدای متعال! آیا نمی دانی که فزونی نعمت پروردگار، باز نمی ایستد تا این که شکر بندگان، فروکش نماید.»6 (ر.ک: ابن شعبه حرانى، همان، ص457)

2. تقوای جوادیه

امام جواد (علیه السلام) را «تقی» نامیدند، زیرا خداوند او را از شر مأمون حفظ کرد در هنگامی که شبانه با حالت مستی به بستر او هجوم آورد و ضربات پی در پی شمشیر را بر امام وارد ساخت به گونه ای که گمان کرد حضرت را به قتل رسانده است، ولی خداوند متعال امام را از شر مأمون حفظ نمود. 7(طریحی، مجمع البحرین، ذیل حرف «تاء»، ص282)

آیا نمی دانی که فزونی نعمت پروردگار، باز نمی ایستد تا اینکه شکر بندگان، فروکش نماید.

در مورد تقوای امام جواد (علیه السلام) می خوانیم:

على بن مهزیار گوید: «امام محمّدتقى (حضرت جواد علیه السلام) را دیدم که نماز واجب و مستحب را با جبّه خزّ طارونى8 بجا مى آورد، و به من نیز جبّه اى از خز بخشید و یادآورى فرمود که آن را به تن خویش کرده و در آن نماز گزارده است، و به من هم فرمود که با آن نماز بخوانم.» 9(شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج1، ص262)

خدایا! ما را، یاری کن، به فریادمان برس و عقوبت و عذاب خویش را، از ما بردار و آن را، نصیب ستمکاران فرما.

3. دعاهای امام جواد (علیه السلام) در قنوت خویش

سخن را با بخشی از دعای امام جواد (علیه السلام) که در قنوت خویش از خداوند درخواست نموده اند، به پایان می بریم:

خدایا! بخشش های تو، پیاپی است و نعمت های تو، بهم پیوسته و فراوان است و شکر ما کوتاه و ستایش ما، ناچیز و اندک می باشد؛ در حالیکه تو به مهربانی کردن، نسبت به کسی که اعتراف به کوتاهی خویش دارد، شایسته و سزاواری.

خدایا! از جانب خویش، ما را به سرای رحمت و مهربانی به زودی وارد کن و تعجیل فرما و دشمنان خود را با عذاب و بلای خود، به منزلگاه عقوبت و عذاب به زودی وارد کن و تعجیل فرما. خدایا! ما را، یاری کن؛ به فریادمان برس و عقوبت و عذاب خویش را، از ما بردار و آن را، نصیب ستمکاران فرما. 10(سید ابن طاووس، مهج الدعوات، ص59)

نتیجه:

امام نهم شیعیان، دارای القابی بودند که مشهورترین آنها تقی و جواد است که ایشان به دلیل تقوی و جود فراوان به این صفات نامیده شدند. او جواد است زیرا که فقیری نبود که از در خانه وی دست خالی برگردد و متقی است زیرا که در عین دارندگی دنیایی، به خودش سختی می داد تا بتواند محرومین جامعه را درک کند. شیعیان و محبان ولایت با الگو قرار دادن این امام همام می توانند بیش از پیش صفاتی الهی را در خویشتن بارور سازند.

---------------------------------------

پی نوشت ها:

1- رَجبٌ نَهرٌ فِی الجَنَةِ ... مَن صامَ یوماً مِن رَجب سَقاهُ اللهُ مِن ذلک النَهرِ؛ ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق)، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، قم، دار الرضى‏، 1406 ق، ص82.

2- إِنَّ لِکَلامِکَ وَجْهَیْنِ فَإِنْ کُنْتَ تَسْأَلُ عَنِ الْمَخْلُوقِ فَإِنَّ الْجَوَادَ الَّذِی یُؤَدِّی مَا افْتَرَضَ اللهُ عَلَیْهِ وَ الْبَخِیلَ مَنْ بَخِلَ بِمَا افْتَرَضَ اللهُ عَلَیْهِ وَ إِنْ کُنْتَ تَعْنِی الْخَالِقَ فَهُوَ الْجَوَادُ إِنْ أَعْطَى وَ هُوَ الْجَوَادُ إِنْ مَنَعَ لِأَنَّهُ إِنْ أَعْطَاکَ أَعْطَاکَ مَا لَیْسَ لَکَ وَ إِنْ مَنَعَکَ مَننَعَکَ مَا لَیْسَ لَکَ؛ ابن شعبه حرانى، ‏تحف العقول عن آل الرسول، دوم، قم، جامعه مدرسین‏، 1404 ق‏، ص408.

3- یا أباجعفر بلغنی أن الموالی إذا رکبت أخرجوک من الباب الصغیر، و إنما ذلک من بخل بهم لئلا ینال منک أحد خیرا فأسألک بحقی علیک لا یکن مدخلک و مخرجک إلّا من الباب الکبیر، و إذا رکبت فلیکن معک ذهب و فضة ثم لا یسألک أحد إلّا أعطیته و من سألک من عمومتک أن تبره فلا تعطه أقل من خمسین دینارا و الکثیر إلیک، و من سألک من عماتک فلا تعطها أقل من خمسة و عشرین دینارا و الکثیر إلیک، إنی ارید أن یرفعک اللّه فأنفق و لا تخش من ذی العرش إقتارا؛ ابن بابویه، محمد بن علی (شیخ صدوق‏)، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، تهران، جهان، 1378 ق‏، ج1، ص247.

4- ر.ک: قطب راوندى،‏ الخرائج و الجرائح، قم، مدرسه امام مهدى‏، 1409 ق‏، ج1، ص383.

5- کلینی رازی، محمد بن یعقوب، الکافی، دوم‏، تهران، اسلامیه، 1362‏، ج1، ص497.

6- تحف العقول، ص457.

7- سمی محمدالجواد، «التقی» لأنه اتقی الله تعالی فوقیه شر المأمون اذ دخل علیه باللیل و هو سکران، فضربه حتی ظن أنه قتله، فوقیه الله تعالی شره؛ طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، سوم، تهران، کتابفروشی مرتضوی، 1375، ذیل حرف «تاء»، ص282.

8- نوعى خز است.

9- وَ رَوَى عَلِیُّ بْنُ مَهْزِیَارَ قَالَ رَأَیْتُ أَبَاجَعْفَرٍ الثَّانِیَ (علیه السلام) یُصَلِّی الْفَرِیضَةَ وَ غَیْرَهَا فِی جُبَّةِ خَزٍّ طَارُونِیٍّ وَ ک کَسَانِی جُبَّةَ خَزٍّ وَ ذَکَرَ أَنَّهُ لَبِسَهَا عَلَى بَدَنِهِ وَ صَلَّى فِیهَا وَ أَمَرَنِی بِالصَّلاةِ فِیهَا؛ ابن بابویه،، محمد بن علی (شیخ صدوق)، من لایحضره الفقیه ، دوم، قم، جامعه مدرسین‏، 1404 ق‏، ج‏1، ص262‏.

10- سید ابن طاووس، ‏مهج الدعوات و منهج العبادات‏، قم، دار الذخائر، 1411ق‏، ص59.


مطالب مرتبط