دنیاپرستی، حرام خواری، حق الناس، امام حسین، جاماندگان کربلا

جاماندگان کربلا چه کسانی بودند؟

جاماندگان کربلا چه کسانی بودند؟

در نهضت کربلا، چند دسته، از کاروان سعادت جاماندند. در بین این جاماندگان، بیشتر ِکسانی که از پیوستن به امام و یاری خودداری کردند، متعلق به یکی از این سه گروه بودند:

الف) مرفهین و پول داران

آن گاه که هلال بن نافع و عمر بن خالد از کوفه خدمت امام حسین (علیه السلام) رسیدند، آن حضرت تمایل مردم نسبت به خود را از آنان جویا شد، پاسخ دادند: «اما الاغنیاء فی قلوبهم الی ابن زیاد و اما باقی الناس فقلوبهم الیک»،[1] دل پول داران با ابن زیاد است و دل دیگران با شما.

و البته کسانی که دلشان با امام بود، یک دسته بیشتر نبودند. یکی از کوفیان در گزارش خود درباره وضعیت مردم کوفه به امام گفته بود: «و ان فی قلوبهم معک و سیوفهم علیک»[2]؛ و امام فرمود: «ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم، یحوطونه ما درت معائشهم فاذا محصوا بالبلاء قل الدیانون»؛[3] به راستی مردم دنیاپرستند و دین (فقط) بر سرزبان ایشان است، آن را تا آنجا که دستمایه تأمین زندگی ایشان است، بچرخانند و چون به آزمونی گرفتار آیند، دینداران (راستین) اندکند.

ب) حرام خواران

حرام خواری یکی از علل دلمردگی است و باعث می شود که آدمی در برابر ندای حق بایستد و آن را نپذیرد. امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا، پس از نصیحت و رهنمودها فرمودند: «ملئت بطونکم من الحرام، فطبع علی قلوبکم ...»[4] شكم هايتان از حرام پر شده است، در نتيجه خداوند بر دل هاي شما مهر زده است (و هرگز حقايق را درك نمي كنيد).

ج) ضایع کننده حقوق مردم

سومین گروهی که مهمترین دسته در بین سه گروه فوق است، افرادی بودند که نسبت به حقوق دیگران ارزشی قائل نبودند و حق الناس به گردن داشتند. اگر حرام خواری اتفاق می افتد به احتمال زیاد حقی ناحق شده است و حق الناسی رخ داده است و یا اینکه اگر رفاهی به صورت انبوه ثروت جمع شده، به احتمال زیاد مال فقیری و شخصی پایمال شده است. از این رو توجه به این عامل بسیار مهم است.

اهل بیت (علیهم السلام) و یارانشان به این مسئله اهمیت زیادی می دادند؛ زیرا بدون توجه به حق الناس نمی توان سیر و سلوک حسینی داشت. از جمله ارزش هایی که در شریعت اسلام بیش تر از «حق الله» به آن توجه شده، «حق الناس» و رعایت حقوق دیگران است. در این دین آسمانی، اداء حق الناس نیز از اداء حق الله مهمتر شمرده شده است.

5bd705d368e11.jpg

نقل شده که روزی پیامبر (صلی الله علیه و سلم) از یارانش پرسیدند. «آیا می دانید مفلس کیست؟» یاران عرض کردند: ما به کسی مفلس می گوییم که نه درهمی دارد و نه کالایی. آن گاه حضرت فرمودند: «مفلس از امت من کسی است که در روز قیامت با نماز و روزه و زکات وارد محشر می شود؛ اما از سوی دیگر در نامه عملش آمده که یکی را دشنام داده است، به دیگری تهمت زده، مال این یکی را خورده، خون آن یکی را ریخته و آن دیگری را نیز کتک زده است! پس بدان سبب از کارهای نیک و ثواب های او به این و آن می دهند تا آنکه ثواب هایش تمام شود. سپس دستور می آید تا از گناهان (آنانی که حقوقشان را ضایع نموده) برداشته و به حساب او گذاشته شود و در نهایت او را در آتش می افکندد.»[5]

تو کم دهی و بیش ستانی به کیل وزن /// روزی بودن که از کم و بیشت خبر دهند

نقل شده در شرایط دشوار کربلا، مردی از انصار خدمت امام حسین (علیه السلام) رسید و عرض کرد: «من مقروض هستم.» آن حضرت نفرمود الان شرایط سختی داریم، حتماً باید در سپاه من حاضر شوید و به نبرد با دشمن فکر کنید، بلکه فرمود: «لا یقتل معی رجل علیه دین»؛[6] هرکس بر گردن او قرضی هست، همراه ما کارزار نکند.

هرکسی از دنیا برود در حالی که دینی بر عهده اش باشد،گرفتار دوزخ می شود.

در نقل دیگری آمده است که عمیر انصاری گفت: امام حسین (علیه السلام) به من فرمود: «ناد فی الناس ان لا یقاتلن معی رجل علیه دین، فانه لیس من رجل یموت و علیه دین لا یدع له وفاء الا دخل النار»؛ میان مردم اعلام کن هرکسی بدهکار است در رکاب من پیکار نکند، زیرا هرکسی از دنیا برود در حالی که دینی بر عهده اش باشد که چاره ای برای آن نکرده، گرفتار دوزخ می شود.

بعد از اینکه فرمایش حضرت را اعلام کردم، مردی برخاست و گفت: همسرم پذیرفت که از طرف من بپردازد. امام حسین (علیه اسلام) پاسخ داد: «و ما کفاله امراه و هل تقضی امراه.»؛[7] کفالت آن زن چه فایده ای دارد؟ آیا او قدرت دارد چنین کند.

راستی عجیب است که انسانی در بحرانی ترین شرایط، حتی به بدهکاری های اصحاب و یاران خود به مردم توجه داشته باشد و راضی نشود بدهکاران همراه او پیکار کنند و شهید شوند؛ مبادا حقوق مردم از دست برود. این برنامه را با کار کسانی مقایسه کنید که سراسر زندگی آن ها انباشته از حرام و حقوق مردم بوده و کمترین اهمیتی برای آن قایل نبودند، اصلا چیزی را به نام «حق الناس» باور نداشتند![8]

منبع: کتاب زندگی مؤمنانه عاشوراییان، مجتمع فرهنگی آموزشی معاونت فرهنگی اجتماعی سازمان اوقاف و امور خیریه



پی نوشت ها:

[1]. عاشورا حماسه جاوید، محمد شفیعی مازندرانی، ص131.

[2]. دلائل الامامه، الطبری، ص 75.

[3]. تحف العقول، ج1، ص245.

[4]. بحار الانوار، ج45، ص8.

[5]. بحارالانوار، ج 69، ص6.

[6]. مقتل جامع سیدالشهدا، ج1، ص728.

[7]. احقاق الحق، ج19، ص429.

[8]. گردآوری از کتاب «عاشورا ریشه ها، انگیزه ها، رویدادها، پیامدها»، ص413.


مطالب مرتبط