چکیده: آموزه های دینی، مسأله ی الگو سازی را یکی از حیاتی ترین مسائل تربیتی می داند، زیرا هر فردی این نیاز را به صورت فطری در درون خود احساس...

حضرت معصومه سلام الله علیها، اسوه ای برای همه

حضرت معصومه سلام الله علیها، اسوه ای برای همه

چکیده:

آموزه های دینی، مسأله ی الگو سازی را یکی از حیاتی ترین مسائل تربیتی می داند، زیرا هر فردی این نیاز را به صورت فطری در درون خود احساس می کند، به ویژه جوانان که احساسات و عواطف قوی تری دارند. به همین دلیل این آموزه ها ضمن معرفی کامل ترین الگوها که ویژگی بارز آنها عصمت است و مصداق اتّم ارزش های الهی هستند، راه های وصل به قرب الهی و داشتن یک زندگی سعادتمند که مطلوب همه است را ارائه می دهد. در این میان می توان به حضرت معصومه سلام الله علیها اشاره کرد که نمونه الگوی کامل دینی برای زنان هستند.
بیان مسئله

دین مبین اسلام با معرفی اسوه های حسنه که مصداق اتّم ارزش های الهی هستند، کامل ترین مرامنامه را جهت ارائه یک الگو در راستای دستیابی به زندگی سعادتمند در دنیا و آخرت ارائه داده است، به همین دلیل آموزه های دینی، الگوسازی و الگودهی را یک امر حیاتی و یکی از شیوه های موثر در تربیت انسان ها می داند. اصلی مشترک، میان همه انسان هاست و این اصل ناظر به این مسئله است که، انسان همیشه یک چشم به کاستی ها و استعداد های کنونی (واقعیت موجود) و یک چشم به آرمان ها، اهداف و وضعیت مطلوبی که برای خود ترسیم می کند دارد و می کوشد فاصله میان واقعیت موجود و وضعیت مطلوب را به حداقل برساند.
وضعیت مطلوب (حقیقت مطلوب) همان خوشبختی است که در نگاه انسان ها به فراخور و به مقتضای جهان بینی، باورها و تحلیل و تفسیری که از خوشبختی و حقیقت مطلوب ارائه می دهد، متفاوت است. تلاش عمده پیامبران الهی (سلام الله علیهم) و سرآمد همه آنان خاتم پیامبران (صلوات الله علیه و آله) و اولیاء الهی، آشنا ساختن آدمیان با چهره واقعی خوشبختی یعنی همان حقیقت مطلوب است که همه در پی آن هستند. آنچه در این تحقیق به دنبال آن هستیم این است که بشر همیشه در شخصیت و حیات انسانی خود نقطه ای را که لزوماً عنصر زمان نیز در آن دخالتی ندارد به عنوان نمونه یا نمونه هایی پیش چشم خود نصب می کند و آن را مرکز ثقل همت و تلاش خود قرار می دهد؛ نمونه هایی که از آن به عنوان "الگو یا اسوه" یاد می کنیم.
با توجه به این حقیقت است که نقش الگو (اسوه) و میزان تأثیر گذاری آن در شکل گیری و سلوک آدمیان نمایان می گردد.



دین مبین اسلام با معرفی اسوه های حسنه که مصداق اتّم ارزش های الهی هستند، کامل ترین مرامنامه را جهت ارئه یک الگو در راستای دستیابی به زندگی سعادتمند در دنیا و آخرت ارائه داده است.

1. الگو در لغت و اصطلاح:
باز شناسی واژه ها و مفاهیم کلیدی در هر پژوهش، بی تردید در رفع ابهام آن موضوع تأثیر بسزایی دارد. یکی از واژه های کلیدی این نوشتار اسوه است. اسوه کلمه ای قرآنی است که در عربی کاربرد آن اندک بوده و در قرآن نیز بیش از سه بار به کار نرفته؛ یک بار در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» (احزاب، آیه 21) و دو بار در مورد حضرت ابراهیم و پیروانش، «قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْراهِیمَ وَ الَّذِینَ مَعَهُ ...» (ممتحنه،آیه 4) «لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ...» (ممتحنه، آیه 6)
معادل کلمه اسوه در فارسی واژه وزین و پر بار الگو است. الگو و اسوه را هم می توان به نمونه های انسانی اطلاق نمود و هم به شیوه و طرز عمل؛ یعنی می توان گفت فلان فرد اسوه و الگوی سخاوت است و نیز می توان گفت سخاوت، الگو و اسوه خوبی است. (اسوه های قرآنی و شیوه های تبلیغی آنان، مصطفی عباسی مقدم، ص32)
اسوه، پیشوا، مقتدا، قدوه، پیشرو، خصلتی است که شخص بدان لایق مقتدایی و پیشوایی می گردد. (علی اکبر دهخدا، لغت نامه، ج1، حرف الف)
گستره مفهومی این اصطلاح معانی دیگری مانند مفهوم تساوی و نیز همدردی را در بر می گیرد. لسان العرب در تعریف اسوه بر مفهوم تساوی تاکید دارد؛ کسی به کسی تأسی می جوید یعنی برای خود می پسندد آنچه را برای او پسندیده است، به او اقتداء می کند و وضعیتی یکسان با او دارد. (ابن منظور، لسان العرب،ج14،ص35)

2. ضرورت وجود الگو:

انسان ها برای زندگی، هم نیاز به جستجوی حقایق دارند و هم به بزرگانی (الگوهایی) که این حقایق را پیموده و الگوهایی قابل اعتمادند. اگر این الگوهای مطمئن نباشد انسان گنجینه عمرش را از دست می دهد. انسان ها به میزان بهره وری بیشتر از عقل، این نیاز و ضرورت را بیشتر درک می کنند و در می یابند که تنها آفریدگار یکتاست که راه و راهبر را معرفی می کند و طریق وصل را نشان می دهد.
الگوهایی که خالق یکتا معرفی نموده اولاً: محدود به یک عرصه از زندگی نیست و تمام عرصه های زندگی اعم از فردی اجتماعی، خانوادگی و ... را در بر می گیرد. ثانیاً: این الگوهای منطبق بر قرآن و عترت، مدلی شفاف، منسجم، مطمئن، عمیق و جاودان می باشد.
وجود و حضور این الگوها در جامعه، خود دلیلی محکم بر درستی تعالیم دین و حقانیت پیام های اسلام است. از طرف دیگر وجود اسوه به مردم ثابت می کند، پای بندی به این تعالیم ممکن و میسر است و دین حاوی دستورها و مطالبی نیست که فقط در کتب و نوشته ها باشد و التزام بدان میسر نباشد.
آنچه نقطه مشترک و نخست در بحث الگوخواهی و الگوسازی است، اصل این نیاز و اثر بخشی و فراگیری و گستره آن به وسعت همه آدمیان است. با توجه به این امر است که معرفی صحیح و جامع الگوها جای خود را باز نموده تا الگوهای کاذب با جاذبه های دلفریب، قدرت تأثیرگذاری نداشته و تشخیص سره از ناسره را بر آدمیان مشکل نسازند.



الگوهایی که خالق یکتا معرفی نموده محدود به یک عرصه از زندگی نیست و تمام عرصه های زندگی اعم از فردی اجتماعی، خانوادگی و ... را در بر می گیرد.

در معرفی الگو چند نکته را باید در نظر داشت: اولاً توان معرفی شخصیت هایی که به حق، به عنوان الگوهای جامع و اطمینان بخش و حتی متصل به وحی هستند را داشته باشیم. ثانیاً تصویری که از الگو ارائه می شود تصویری جامع و گویا بی هیچ اعمال سلیقه ای باشد. جزیی نگری و معرفی الگو تنها در یک یا چند بُعد، اگر چه ممکن است در کوتاه مدت، برخی اهداف مقطعی را برآورده سازد؛ اما بی شک در دراز مدت نمی تواند پاسخگوی نیازهای همه جانبه باشد. (امام خمینی و الگوهای دین شناختی در مسائل زنان، ضیاء مرتضوی، ص67)



3. ویژگی های اُسوه های دینی:
انسان ها در هر مکان و شرایط و با هر نوع زندگی، نیازمند اسوه ها و نمونه های عینی تعالیم الهی هستند، همچنین همه انسان ها در هر مرتبه و مقام معنوی که باشند از الگوهای انسانی برتر بی نیاز نمی شوند، بلکه مقام اسوگی دارای نسبیت بوده و یک اسوه می تواند خود متأسی و پیرو اسوه دیگر باشد.
قرآن در آیات بسیاری ویژگی ها و ملاک های اسوه های راستین بشر را بیان نموده و با بیان آن ملاک ها صاحبان آنها را مدح و ستایش نموده است. در آیات اولیه سوره بقره چهره مفلحان که خود الگوی جامعه انسانی هستند را ترسیم نموده می فرماید: «الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُون وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالآْخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ أُولئِکَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون» (بقره،5-3)
«آنانکه به غیب ایمان دارنند، نماز به پای می دارند، و از آنچه به ایشان روزی دادیم انفاق می کنند؛ و آنان که بدانچه به سوی تو فرود آمده و به آنچه پیش از تو نازل شده است، ایمان می آورند؛ و آنانند که به آخرت یقین دارند. آنان برخوردار از هدایتی از سوی پروردگار خویشند و آنان همه رستگارند.»



3-1. عصمت ویژگی بارز اسوه:
اسوه های دینی از دیدگاه اسلام فقط منحصر به پیامبران و ائمه نیستند بلکه می توان افراد دیگری که بهره مند از ویژگی های لازم برای اسوه بودن هستند، از مصادیق به حقِ اسوه دانست. بارزترین ویژگی یک اسوه عصمت است. عصمت نیرویی است که صاحب خود را از وقوع در گناه و اشتباه حفظ می کند تا کار واجبی را ترک نکند و حرامی را مرتکب نشود، در حالی که قدرت بر ترک واجب یا فعل حرام را داشته باشد. به عبارت دیگر معصوم به درجه ای از تقوا رسیده است که خواسته های نفسانی هرگز بر او غلبه نمی کند و به حدی از دانش دست یافته است که در هیچ مسئله ای خطا نمی کند. (مع الشیعه فی عقائدهم، جعفر سبحانی، ص57)
در این نگاه آن دسته از نمونه های انسانی و الگوهای قرآنی که از جانب خداوند به مقام نبوت، رسالت یا امامت نایل شده اند در یک سو قرار دارند و الگوهایی که به هیچ یک از این درجات نایل نشده اند، اما در کسوت انسانی با پیروی محض تعالیم انبیاء پله های تعالی را پیموده اند و در راه ترویج آن تعالیم کوشیده اند، در سوی دیگر قرار دارند. (اسوه های قرآنی و شیوه های تبلیغی آنان، مصطفی عباسی مقدم، ص62) در هر دو فرض این افراد به جهت داشتن مقام عصمت به عنوان اسوه و الگو معرفی شده اند. بر این اساس تمام انبیاء مصادیق عصمتند و علاوه بر ایشان، امامان شیعه نیز در زمره معصومان قرار دارند. دیگر انسانها نیز به مقام عصمت دست می یابند؛ البته درجات عصمت در میان آنها متفاوت است.



4. حضرت معصومه سلام الله علیها به عنوان اسوه:
پشتوانه نبوت و رسالت، مقام ولایت و کمال و رسیدن به مقام «ولی الله» است که این مقام، به مرد یا زن اختصاص ندارد. زنان بزرگی چون آسیه، حضرت زینب کبرا و حضرت معصومه (سلام الله علیهن) نیز صاحب این مقام بودند. پس کمال معنوی مخصوص مرد نیست، بلکه کمال معنوی به ولایت اختصاص دارد که در مرد و زن تفاوتی نیست. از ویژگی های بارز این بزرگواران این است که در هر عصری که به سر می بردند، بر دین توحیدی همان زمان موحّد بودند و هیچ گاه بر خلاف حجّت، تکلیف و اصل عمل نمی کردند. (نسیم اندیشه، جوادی آملی، ج1، ص85)



الگوهای دینی چون حضرت معصومه سلام الله علیها به فراخور جاذبه ای که در فرد ایجاد می کنند، نه فقط دستمایه نحوه شکل گیری شخصیت آدمی می شوند، بلکه مایه ای برای تشخص اجتماعی و میزانی برای نمود بیرونی او معرفی می گردند.

با توجه به اینکه ، عصمت امری نسبی است، می توان مرتبه ای از آن را در میان الگوهای دیگر که به هیچ یک از مقامات نبوت، رسالت یا امامت نایل نشده اما در کسوت انسانی با پیروی محض تعالیم انبیاء، پله های تعالی را پیموده اند و در راه ترویج آن کوشیده اند، یافت، از جمله این نمونه ها حضرت معصومه سلام الله علیها بوده اند.
ایشان معصوم به معنایی که در مورد پیامبران و امامان به کار می رود نبودند، اما آنچنان دارای کمالات روحی و معنوی بالایی بودند که به زائرانش وعده بهشت داده شده است.
"سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا ع عَنْ زِیَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع بِقُمَّ فَقَالَ مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ" (وسائل الشیعه، حر عاملی، ج14، ص577)
امام رضا علیه السلام دو مطلب را در این روایت بیان فرموده اند: اول اینکه آن حضرت را با لقب معصومه نامیدند؛ دوم اینکه پاداش زائرش را بهشت بیان نموده اند و این گویای جایگاه رفیع آن حضرت است.
بنابراین تأسی به الگوهایی چون حضرت معصومه سلام الله علیها می تواند قوه های آرمیده درون انسان را به فعلیت درآورد و استعداد های نهانی او را شکوفا سازد و از خمودگی و خفتگی جلوگیری نماید.
الگوهای دینی چون حضرت معصومه سلام الله علیها به فراخور جاذبه ای که در فرد ایجاد می کنند، نه فقط دستمایه نحوه شکل گیری شخصیت آدمی می شوند، بلکه مایه ای برای تشخص اجتماعی و میزانی برای نمود بیرونی او معرفی می گردند. (امام خمینی و الگوهای دین شناختی در مسایل زنان، ضیاء مرتضوی، ص61)
از جمله کارکردهای الگوهای دینی ارائه شده برای زنان؛ فهم درست، هوشیاری و زیرکی، درک موقعیت ها و انتخاب بهترین ها برای رسیدن به هدفی والا و بزرگ که همانا بندگی خداست می باشد.



نتیجه:
انسان ها برای رسیدن به سعادت، دارای طیف وسیعی از صفات، رفتارها و شخصیت های متفاوتند و با توجه به این گوناگونی، انسان های عاقلی که راه را می شناسند، می دانند که هر راهبری نمی تواند آنان را به سر منزل مقصود برساند و تنها راهبری، توانمند است که خود راه را شناخته و سالک آن بوده، آشنای به این راه است، پرتگاه ها و سراشیبی ها و مرتفعات آن را می داند، خطا نمی کند و به خطا نمی اندازد، راهبرانی از میان مردان و زنان برجسته و تاریخ ساز، همچون حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلاله پاکش، که برای وصل عاشقان هدایت و راه حقیقت از هیچ امری کوتاهی نمی کنند و محدود به یک عرصه در زندگی نیستند. مدل ارائه شده توسط این راهبران و الگوها، شفاف، منسجم، مطمئن، عمیق و جاودان می باشد و تنها با به کار بستن این مدل است که حیات طیبه نصیب انسان شده و زندگی ای پر از نور و طراوت و معنویت خواهد داشت.



منابع و مآخذ:
1. قرآن کریم
2. مژگان، سخائی، بارقه نور، تهران، سوم، 1385.
3. عاملی، محمدبن الحسن الحر، وسائل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، عبدالرحیم ربانی شیرازی، بیروت، داراحیاء التراث العربی.
4. جوادی آملی، عبدالله، تسنیم اندیشه، اول، قم، 1385.
5. عباسی مقدم، مصطفی، اسوه های قرآنی و شیوه های تبلیغی آنان، بوستان کتاب، دوم، قم، 1386.
6. مرتضوی، ضیاء، امام خمینی و الگوهای دین شناختی در مسایل زنان، دفتر تبلیغات اسلامی، اول، قم، 1378.
7. سبحانی، جعفر، مع الشیعه الامامیه فی عقائدهم، تهران، بی تا، 1413.


جمیله سیفی، کارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، گرایش نهج البلاغه، دبیر تربیتی گروه عمومی مدرسه تخصصی خواهران (جامعه المصطفی العالمیه)


مطالب مرتبط