توجه به زندگی علمای اسلام و الگوگیری از ایشان نقش مهمی در ایجاد یک خانواده موفق دارد

خدا، در زندگی آنها حاکم بود

خدا، در زندگی آنها حاکم بود

خانواده به عنوان مهم ترین نهاد در جامعه و زن و شوهر به عنوان ارکان اصلی این نهاد، هر کدام وظایفی دارند. در این میان، اخلاق مداری و شیوه صحیح تعامل زوجین با یکدیگر تأثیر زیادی در ثبات این خانواده دارد. توجه به زندگی علمای اسلام و الگوگیری از ایشان نقش مهمی در ایجاد یک خانواده موفق دارد. در ادامه به سیره خانوادگی تعدادی از علما در نحوه ارتباط با همسرشان اشاره می کنیم.

امام خمینی

همسر حضرت امام خمینی می گوید: «آقا، در آغاز زندگی مان دو چیز به من سفارش کرد و دیگر تا آخر عمر درخواستی نداشت. فرمود: مراقب واجب و حرام باش، مستحبات و مکروهات شما به من ربطی ندارد. اداره داخل منزل، به ذوق و سلیقه شماست، به من ربطی ندارد».[1]

خانم فریده مصطفوی دختر امام خمینی می گوید: «برخورد حضرت امام، با همسرشان در عین صمیمیت و محبّت، بسیار محترمانه بود. در تمام مسائل شخصی و خانوادگی، نظر خانم محترم بود و هیچ گونه دخالتی در امور منزل نداشتند. خانم هم خیلی مقید بودند که هیچ کاری بر خلاف میل و رضای آقا انجام ندهند».[2]

امام، در زندگی سخت گیری نمی کردند. همسر ایشان می گویند: «امام به من خیلی احترام می گذاشتند، ایشان در اوج عصبانیت، هرگز، به من بی احترامی و اسائه ادب نمی کردند. تا من وارد اتاق می شدم، او جای خود را به من تعارف می کرد و تا من سر سفره غذا نمی شدم، غذا نمی خورد و به بچه ها هم می گفتند، صبر کنید تا خانم بیاید.تا وقتی در خانه بود، نمی گذاشت من به زحمت بیفتم و در جارو کردن خانه یا شستن لباس و کارهای منزل همکاری می کردند و از بچه ها می خواستند، به مادرشان کمک کنند».[3]

شهید هاشمی نژاد

شهید حجت الاسلام سید عبدالکریم هاشمی نژاد، از یاران امام خمینی زندگی آرام و خداپسندانه ای داشت. همسرش خانم ابطحی، درباره شوهرش می گوید: «او همسری بی نظیر بود. از ابتدای زندگی، به من می گفت: مرز بین من و تو، خداست. خدا، در زندگی ما حاکم است؛ من تا زمانی از این زندگی راضیم که خدا راضی باشد».[4]

5c15e6c64c6e0.jpg

علامه محمدحسین طباطبایی

مرحوم علامه طباطبایی صاحب تفسیر المیزان می فرمود: «در طول زندگی، هیچ گاه نشد که خانم کاری کند که من حداقل در دلم بگویم: کاش این کار را نمی کرد یا کاری را ترک کند که من بگویم کاش این عمل را انجام می داد».[5]

خانم نجمه طباطبایی دختر علامه طباطبایی درباره پدرش می گوید: «ایشان اخلاق و رفتار محمدی داشتند. هرگز عصبانی نمی شدند و هیچ وقت صدای بلند ایشان را در حرف زدن نشنیدیم. برنامه زندگی را طوری تنظیم کرده بودند که هر روز یک ساعت بعد از ظهرها در کنار اعضای خانواده باشند، در این مواقع، به قدری مهربان و صمیمی بودند که آدم باورش نمی شد، رفتارشان با مادرم بسیار احترام آمیز و دوستانه بود. همیشه طوری رفتار می کردند که گویی مشتاق دیدار مادرم هستند، ما هرگز بگومگو و اختلافی بین آن دو ندیدیم. به قدری نسبت به هم مهربان و فداکار و باگذشت بودند که ما گمان می کردیم، این ها هرگز با هم اختلافی ندارند. آنان واقعاً مانند دو دوست با هم بودند. پدرم همیشه از گذشت و تحمّل مادرم تمجید می کرد و می فرمود: این زن، در طول زندگی همه سختی ها را تحمل کرده، ما در آغاز ازدواج با هم یکرنگ و یکدل بوده ایم.

در خانه اصلاً مایل نبودند، کارهای شخصی شان را دیگری انجام دهد. وقتی میهمان می رسید، سعی می کردند به مادرم کمک کنند. وقتی، مادرم مریض می شد، اصلاً اجازه نمی دادند از بستر بلند شود و کاری انجام دهد. مادرم پیش از فوت، حدود 27 روز در بستر بیماری بود و در این مدّت پدرم از کنار بستر ایشان لحظه ای بلند نشدند. تمام کارهایشان را تعطیل کردند و به مراقبت از او پرداختند. بسیار وفادار و عاطفی بودند. تا سه چهار سال پس از فوت مادرم هر روز سر قبر او می رفتند و بعد از آن هم که کم تر فرصت داشتند، به طور مرتب، دو روز در هفته بر سر مزار مادرم می رفتند و ممکن نبود، این برنامه را ترک کنند».[6]

منبع: کتاب صمیمانه با عروس و داماد محمود اکبری، ص169-174.



پی نوشت ها:

[1]. برداشت هایی از سیره امام، ج1، ص 39.

[2]. پا به پای آفتاب، ج1، ص 96.

[3]. مجله دیدار آشنا، خرداد 73، ص58.

[4]. فریادگر شهادت، یادنامه شهید سید عبدالکریم هاشمی، ص 323؛ مجله پیام زن، سال 2، ش 23 و ش91 سال 8، ص 202.

[5]. آیینه ازدواج و روابط همسران، ص287؛ یادنامه علامه طباطبایی، ص129.

[6]. ماهنامه قرآنی آیات، ش 6، ص38.


مطالب مرتبط