بیش از ده ها سال از جمله ای که سیدحسن تقی زاده این روشنفکرنمای غربزده برای پیشرفت ایران بیان کرده می گذرد...

خطری که انقلاب را تهدید می کند
۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ 31 15.5 KB 4 0

خطری که انقلاب را تهدید می کند

بیش از ده ها سال از جمله ای که سیدحسن تقی زاده این روشنفکرنمای غربزده برای پیشرفت #ایران بیان کرده می گذرد، او گفته بود که ایران برای آنکه پیشرفت کند باید از ناخن پا تا فرق سر فرنگی شود. یا شاید حتی بتوان در هزار پستوی تاریخ معاصر این کشور فریادهای «رزم آرا» نخست وزیر ایران در سال 1329 شمسی در مجلس #شورای_ملی را در واکنش به ملی شدن صنعت #نفت شنید که می گفت:« اگر مهندسین انگلیسی صنعت نفت کشور ما را ترک کنندایران به روز سیاه می نشیند.چرا که ما قادر به ساختن یک لولهنگ هم نیستیم.»

اکنون شاید جملاتی به این صراحت را هیچ کس نمی تواند بیان کند اما با اندکی تامل در رفتارها و اقدامات برخی از گروه ها، افراد سیاسی و حتی برخی مسئولین کشور دید که چنین اعتقادی را با همان غلظت و شدت دارند و به آن معتقد هستند. و این مقصود خود را با جملاتی همچون باید با دنیا تعامل کرد و یا نمی توانیم درهای کشور را ببندیم و یا باید از جنگ دست برداریم شنید.

ریشه این اعتقاد خطرناک را باید در وابستگی فکری، فرهنگی و اعتقادی به بیگانگان در میان برخی افراد جست. به این معنا که این افراد برتری دیگران و اجانب را بر خود به رسمیت می شناسند.

موضوعی که در کلام امام خمینی(ره) نیز بارها به آن اشاره شده است، ایشان درسخنانی در تبیین این موضوع می فرمایند:« شکست شخصیتی بزرگترین شکست ما در برابر قدرت‌های بزرگ بود. این قدرت‌ها سعی کردند شخصیتاسلامی- ایرانی ما را خُرد کرده و آن را به شخصیتی اروپایی و پیرو شرق و غرب تبدیل کنند. نشانه این شکست این بود که ما احساس می‌کردیم قدرت انجام هیچ کاری را نداریم. یا اینکه احساس می‌کردیم باید همه چیز را از خارج وارد کنیم. حتی یک بیماری ساده آپاندیس را پزشک خارجی باید معالجه کند. اینها باعث شد که پزشکان ما احساس ضعف کنند. این مسئله بی‌علت نبود، بلکه بر اساس برنامه‌ریزی‌هایی بود و هدف آن نابود کردن هویت این کشور بود.» (کلمات قصار، ص31)

مشکل و خطر بزرگ امروز انقلاب اسلامی در وابستگی و غربزدگی برخی افراد نیست. بلکه مشکل آنجاست که این افراد و جریان های سیاسی از ابتدای انقلاب در بسیاری از مسئولیت های کشور در سطوح مختلف قرار گرفتند و با وابستگی فکری به غرب و حقارت در برابر اجانب و بیگانگان که دشمنان ذاتی این انقلاب به شمار می روند مانع از به نتیجه رسیدن اهداف والای انقلاب اسلامی بویژه در زمینه اقتصاد شدند.

در این میان آنچه حائز اهمیت است این است که این وابستگی فکری و فرهنگی به بیگانگان و غرباز جنبه های مختلف قابل بررسی است، از سویی این وابستگی در اعتقاد و پذیرش این امر است که همیشه راه حل مشکلات در دستان بیگانگان است و همیشه آنان از برتری فکری و فرهنگی برخوردارند. و از سوی دیگر، بی اعتقادی مطلق به توانمندی ها و استعدادهای مادی و معنوی داخلی برای حل مشکلات و پیشرفت کشور است. به بیان دیگر، هیچ گونه باوری به شعار«ما می توانیم» ندارند.

حالا بهتر می توان دریافت که چرا برخی از افراد و جریان های سیاسی در مجلس و دولت همچنان با موجود تجربه تلخ و خسارت بار برجام همچنان برای پذیرش قواعد و کنوانسیون های استعماری همچون اف ای تی اف و... اصرار می ورزند و از تجربه گذشته در اعتماد به غرب و پذیرفتن راه حل های مزورانه آن عبرت نمی گیرند.

ریشه این فکر و اعتقاد را باید در وابستگی فکری، فرهنگیافراد جستجو نمود. به بیان صریحتر باید گفت که وقتی افکار افراد به

بیماری مهلک وابستگی فکری و عقیدتی به بیگانگان دچار شد، نه تنها وابستگی در دیگر عرصه ها همچون اقتصاد، سیاست و نظامی به غرب را مذموم و ذلت بار نمی داند که هر گونه رفتار و اقدامی در مقابل اندیشه و راهکارهای غربی را ناشی از بی تجربگی و نادانی می داند که به هیچ وجه ما را به سرمنزل مقصود نمی رساند. تفکر وابسته نه تنها اندیشه و تامل در وابستگی خود نمی کند که حتی چشم و گوش فرد نیز برای دیدن تجربه های موفق داخلی و عدم اتکا به بیگانگان نیز از کار می افتد.

با این تفاصیل ، برای رفع مشکلات کنونی کشور ابتدا باید به درمان این سم مهلک و خطرناک در میان برخی از مسئولین و نهادهای تصمیم ساز پرداخت و آنان را از خواب اعتماد موهوم به غرب و راه حل های آن بیدار کرد و آن را بصورت ریشه ای درمان کرد در غیر اینصورت این نوع نگاه هرازچندگاهی در موضوعات و مسائل ریز و درشت کشور بروز خواهد کرد واجازه رشد و پیشرفت ایران اسلامی را بر مبنای اندیشه و آرمان های اسلامی و انقلابی نخواهد داد.


مطالب مرتبط