داستان کودکانه خط زیبا

خط زیبا

خط زیبا

حسن و حسین یک صفحه از خطی را که نوشته بودند پیش پیامبر (ص)بردند و گفتند خط کدام یک از ما زیباتر است .پیامبر(ص) به نوه هایش نگاهی انداخت هر دو منتظر بودند تا بدانند که کدام یک برنده هستند ولی هر دو خیلی خوب نوشته بودند .

5cad96bc32abd.jpg

پیامبر(ص) گفت هر دو خوب نوشته اید بهتر است نزد پدرتان بروید و از او بپرسید . حسن و حسین صفحات را برداشتند و نزد حضرت علی(ع) رفتند حضرت علی(ع) هم به خط ها نگاه کرد و گفت : خط هر دو خوب است ولی بچه ها قانع نشده بودند و منتظر بودند تا بالاخره یکی انتخاب شود . حضرت علی(ع) نگاهی به آن ها کرد و گفت بهتر است پیش مادرتان بروید و خط بهتر انتخاب شود بچه ها پیش مادرشان حضرت فاطمه (س) رفتند و صفحات را نشان دادند و گفتند مادر خط کدام یک از ما بهتر است .

5cad96edcc1eb.jpg

حضرت فاطمه (س) به نگاه منتظر کودکانش نگاهی کرد و گفت : کمی صبر کنید الآن می گویم بعد تسبیحی را که در دستش بود پاره کرد و گفت : هر کدام مهره های بیشتری از تسبیح را پیدا کند و به من بدهد خطش بهتر است. حسن و حسین دویدند و مهره ها را جمع کردند هر کدام سه مهره پیدا کردند و با مهره های مساوی پیش مادرشان برگشتند ولی یک دانه کم بود آن مهره گم شده بود تا بالاخره پیدا شد مهره آخر نصف شده بود. مادر به کودکانش نگاه کرد و گفت : ببینید خط هر دوی شما مثل هم و بسیار خوب است هر دوی شما برنده هستید .


مطالب مرتبط