بیایید کلیشه نباشم. خودمان باشیم! اندکی عاقل تر از بقیه...

خودمان چقدر می ارزیم؟

خودمان چقدر می ارزیم؟

همیشه بین دوستان و آشنایان ما آدم هایی هستند که کارهای عجیب و غریبی می کنند؛ مثلا سالی یک بار گوشی تلفن همراه شان را عوض می کنند، یا از لوازم التحریر خاص و خیلی گران قیمت استفاده می کنند؛ آدم هایی که می دانند اجناس ارزان تر و بهتری برای استفاده هست؛ ولی باز اصرار دارند که جنس گران تر را بخرند! این آدم ها در مهمانی های عید و دید و بازدیدها، بیش تر به چشم می آیند؛ مثلا کت و شلواری که قیمتش با یک ماشین دست دوم برابری می کند، روسری ای که می شود با پول آن شام یک خانواده ی پنج نفری را تأمین کرد، کفش هایی که به تنهایی هزینه ی تحصیل یک کودک بی سرپرست است و...

5bd402e86de97.jpg

گاهی ما هم دوست داریم مثل آن ها باشیم: کیف و کفش های گران قیمت، روسری های ابریشمی برّاق و لباس هایی که فقط دیدنش دل مان را آب می کند، چه رسد به پوشیدنش! اما آیا واقعا پوشیدن، داشتن و دست گرفتن چنین وسایل گران قیمتی ضروری است؟ نمی شود با دفتر معمولی به مدرسه رفت یا با کفش ارزان قیمت تولید داخل، مهمانی های عید را گذراند؟
بیایید کلیشه نباشم. خودمان باشیم! اندکی عاقل تر از بقیه. فکر کنیم با نصف هزینه ی هر کفش یا کیف یا لباس، چه کار بهتری می توان انجام داد؟ چند گرسنه را می شود سیر کرد و هزینه ی تحصیل چند نفر را می توان فراهم کرد؟ بیایید به جای این که فکر کنیم کیف، کفش، لباس، مداد و دفترمان چه جنسی و چه مارکی هستند و به چه قیمتی خریده شده اند، ببینیم خودمان چه قدر می ارزیم!

ملیکا مشتاقی


مطالب مرتبط