شیخ انصاری حتی هدایایی را که برایش می آوردند، بین طلاب تقسیم می کرد و خود به اندازه حقوق یک طلبه معمولی برمی داشت.

در زهد و پرهیز از مصرف گرایی، نمونه بود

در زهد و پرهیز از مصرف گرایی، نمونه بود

یکی از عالمان بزرگ شیعه که در زهد و پرهیز از مصرف گرایی، نمونه بود، شیخ مرتضی انصاری (1281-1214 ق) است. وی با اینکه به سال 1266 قمری به ریاست مطلقه حوزه علمیه نجف و مرجعیت تقلید شیعه رسید و اکثر وجوهات شرعی از اطراف و اکناف نزد وی فرستاده می شد، ولی تمام آن ها را به فقرا و مستحقان می رسانید و خودش مانند یکی از آنان زندگی را می گذراند و در ضروریات خود تنها به اندازه یک فقیر مقتصد، مصرف می کرد. شیخ انصاری حتی هدایایی را که برایش می آوردند، بین طلاب تقسیم می کرد و خود به اندازه حقوق یک طلبه معمولی برمی داشت و با آنکه در هر سال زیاده از صد هزار تومان (در آن زمان مبلغ زیادی بوده) از وجوه شرعی به دست او می رسید، وقتی وفات نمود، درهم و دیناری باقی نگذاشت و در حال حیات، به حداقل، اکتفا می نمود.[1]

در ضروریات خود تنها به اندازه یک فقیر مقتصد، مصرف می کرد.

5cf37e647987a.jpg


نقل شده است که بازرگانان بغداد مبلغ زیادی از حلال ترین بخش اموال خود را به شیخ انصاری اختصاص دادند و کسی را به خدمت شیخ به نجف فرستادند و به او گفتند: به شیخ بگو که این مبلغ از وجوه شرعی (یعنی خمس و زکات و...) نیست تا شما اشکال کنید و از صرف آن برای خویش خودداری نمایید، بلکه از حلال ترین بخش اموال خود ما می باشد و می خواهیم به شما هبه کنیم که در این سن پیری، در وسعت و گشایش باشید و به عسرت، روزگار نگذرانید، ولی شیخ، علی رغم اصرار آنان، قبول نکرد و فرمود: حیف نیست برایم که عمری به فقر گذرانده ام، در این آخر عمر، خود را غنی و ثروتمند کنم و نامم از طومار فقرا محو گردد و روز بازپسین از پاداش و اجر آنان بی بهره باشم؟[2]

یکی از ثروتمندان ایران هنگام سفر به مکه، مبلغی به شیخ انصاری بخشید تا آنکه منزلی برای خویش تهیه کند، ولی شیخ در اثر بلندطبعی و آزادگی، از آن مال استفاده شخصی نکرد و همه آن مبلغ را صرف ساختمان یک مسجد و خرید زمین آن کرد. این مسجد در نجف به مسجد شیخ انصاری –و نزد بعضی به مسجد ترک ها- معروف است. وقتی آن شخص ثروتمند از مکه بازگشت، شیخ او را به مسجد هدایت کرد و فرمود: این است منزل من که شما سبب آن شدی. آن مرد از این کردار خداپسندانه شیخ مسرور شد و ارادتش به آن فقیه زاهد و وارسته، افزون گشت.[3]

نزدیکان شیخ انصاری همواره به شیخ اعتراض می کردند که چرا این همه در زندگی بر خود و خانواده سخت می گیرد؟ روزی مادر شیخ گلایه کرد که چرا با آن همه وجوهی که به دستت می رسد، مقدار ناچیزی ماهیانه به برادرت منصور می دهی؟! شیخ دستور فرمود تا کلید اتاقی را که وجوه شرعی در آن نگه داری می شد آوردند و به مادرش داد و فرمود: این کلید اتاق، خودت بفرما و هرچه می خواهی بردار و به برادرم منصور بده، اما روز قیامت هم خودت باید جوابگو باشی. مادرش با این سخن، متنبه شد و کلید را به شیخ برگرداند و گفت: من چنین مسئولیتی را به عهده نمی گیرم.[4]


منبع: کتاب اصلاح الگوی مصرف از منظر اخلاقی، به کوشش علیرضا موفق، ص232 و233


پی نوشت ها:

[1]. محمد حسن بسط، االشیخ الانصاری، ص37.

[2]. همان، ص123.

[3]. مرتضی انصاری، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ص113.

[4]. محمد حسن بسط، االشیخ الانصاری، ص117.


مطالب مرتبط