«ايوب» سرگذشتى غم ‏انگيز، و در عين حال پرشكوه و با ابهت دارد، صبر و شكيبايى او مخصوصا در برابر حوادث ناگوار عجيب بود، به گونه ‏اى كه «صبر ايوب» يك ضرب المثل قديمى است.

راهکار قرآنی برای نجات از مشکلات

راهکار قرآنی برای نجات از مشکلات

راهکار قرآنی برای نجات از مشکلات

«ايوب» سرگذشتى غم ‏انگيز، و در عين حال پرشكوه و با ابهت دارد، صبر و شكيبايى او مخصوصا در برابر حوادث ناگوار عجيب بود، به گونه ‏اى كه «صبر ايوب» يك ضرب المثل قديمى است. آيه 83 و 84 سوره انبیاء به مرحله نجات و پيروزى او بر مشكلات و به دست آوردن مواهب از دست رفته اشاره مى ‏كند، مى ‏فرمايد: «به ياد آور ايوب را هنگامى كه پروردگار خود را خواند و عرضه داشت ناراحتى و درد و بيمارى و مشكلات و گرفتارى به من روى آورده است، و تو ارحم الراحمينى»(وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى‏ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ). ايوب همانند ساير پيامبران به هنگام دعا براى رفع اين مشكلات طاقت ‏فرسا نهايت ادب را در پيشگاه خدا به كار مى ‏برد، تعبيرى كه بوى شكايت بدهد نمى‏ كند، حتى نمى ‏گويد مشكلم را برطرف فرما زيرا مى ‏داند او بزرگ است و رسم بزرگى را مى ‏داند. سپس مى ‏گويد: «به دنبال اين دعاى ايوب، خواسته ‏اش را اجابت كرديم و رنج و ناراحتى او را برطرف ساختيم» (فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍّ). «و خانواده او را به او بازگردانديم، و همانندشان را به آنها افزوديم»(وَ آتَيْناهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ). «تا رحمتى از ناحيه ما بر آنها باشد و هم يادآورى و تذكرى براى عبادت كنندگان پروردگار» (رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ ذِكْرى‏ لِلْعابِدِينَ). تا مسلمانان بدانند مشكلات هر قدر زياد باشد و گرفتاري ها هر قدر فراوان دشمنان هر قدر فشرده باشند و نيروهاشان متراكم باز با گوشه ‏اى از لطف پروردگار همه اينها برطرف شدنى است، نه تنها زيان ها جبران مى ‏شود بلكه گاهى خداوند به عنوان پاداش صابران با استقامت همانند آنچه از دست رفته نيز بر آن مى‏ افزايد(تفسير نمونه، ج‏13، ص: 477). در حديثى از امام صادق (ع) مى‏ خوانيم: «كسى پرسيد بلائى كه دامنگير ايوب شد براى چه بود»؟. امام صادق (ع) پاسخى فرمود كه خلاصه ‏اش چنين است: «بلائى كه بر ايوب وارد شد به خاطر اين نبود كه كفران نعمتى كرده باشد، بلكه به عكس به خاطر شكر نعمت بود كه ابليس بر او حسد برد و به پيشگاه خدا عرضه داشت اگر او اين همه شكر نعمت تو را بجا آورد، به خاطر آنست كه زندگى وسيع و مرفهى به او داده ‏اى، و اگر مواهب مادى دنيا را از او بگيرى هرگز شكر تو را بجا نخواهد آورد. مرا بر دنياى او مسلط كن تا معلوم شود كه مطلب همين است. خداوند براى اينكه اين ماجرا سندى براى همه رهروان راه حق باشد، به شيطان اين اجازه را داد، او آمد و اموال و فرزندان ايوب را يكى پس از ديگرى از ميان برداشت، ولى اين حوادث دردناك نه تنها از شكر ايوب نكاست بلكه شكر او افزون شد! شيطان از خدا خواست بر زراعت و گوسفندان او مسلط شود، اين اجازه به او داده شد و او تمامى آن زراعت را آتش زد و گوسفندان را از بين برد، باز هم حمد و شكر ايوب افزون شد. سرانجام شيطان از خدا خواست كه بر بدن ايوب مسلط گردد و سبب بيمارى شديد او شود، و اين چنين شد، به طورى كه از شدت بيمارى و جراحت قادر به حركت نبود، بى ‏آنكه كمترين خللى در عقل و درك او پيدا شود. خلاصه، نعمتها يكى بعد از ديگرى از ايوب گرفته مى‏شد، ولى به موازات آن مقام شكر او بالا مى‏رفت. تا اينكه جمعى از رهبان ها به ديدن او آمدند و گفتند: بگو ببينيم تو چه گناه بزرگى كرده‏اى كه اين چنين مبتلا شده ‏اى؟ (و به اين ترتيب شماتت اين و آن آغاز شد و اين امر بر ايوب سخت گران آمد) ايوب گفت: به عزت پروردگارم سوگند كه من هيچ لقمه غذايى نخوردم مگر اينكه يتيم و ضعيفى بر سر سفره با من نشسته بود، و هيچ طاعت الهى پيش نيامد مگر اينكه سختترين برنامه آن را انتخاب نمودم. در اين هنگام بود كه ايوب از عهده تمامى امتحانات در مقام شكيبايى و شكرگزارى برآمده بود، زبان به مناجات و دعا گشود و حل مشكلات خود را با تعبيرى بسيار مؤدبانه و خالى از هر گونه شكايت از خدا خواست. در اين هنگام درهاى رحمت الهى گشوده شد، مشكلات به سرعت برطرف گشت و نعمت هاى الهى افزونتر از آنچه بود به او رو آورد».( تفسير القمي، ج‏2، ص: 239)

یادداشت: علی کفشگر فرزقی

منبع: تفسیر نمونه


مطالب مرتبط