چکیده به تناسب فرا رسیدن ماه رمضان - فصل آراستن خود به ملکة اخلاقی تقوا - مسأله اصلی این نوشتار، نحوه تعامل خداوند با متربّیان مکتب تربیتی قرآن کریم است....

رمضان، فصلی برای تربیت اخلاقی (نحوه تعامل خداوند با متربّی در فرآیند تربیت اخلاقی)

رمضان، فصلی برای تربیت اخلاقی (نحوه تعامل خداوند با متربّی در فرآیند تربیت اخلاقی)


چکیده
به تناسب فرا رسیدن ماه رمضان - فصل آراستن خود به ملکة اخلاقی تقوا - مسأله اصلی این نوشتار، نحوه تعامل خداوند با متربّیان مکتب تربیتی قرآن کریم است. فرض اصلی مقاله حاضر اینست که خداوند متعال در تعامل با طبع سرکش مترّبی خویش، تعاملی نیکو و فطری را همراه با رفق و مدارا برگزیده است. در نتیجه بررسی های درون دینی با محوریّت آیات پیرامون فریضه «صیام»، فرضیه مزبور اثبات گشته و چهار اصل تعامل تربیتی ربّ العالمین با متربّیان مشخّص می گردد: بهره گیری از زبان فطری، برقراری رابطه عاطفی، درک واقعیت وجودی متربی، تدریج و رفق.

1- مقدّمه
همان گونه که می دانیم، ماه رمضان، ماه خودسازی است و اساساً هدف از تشریع روزه، نیل به فضیلت اخلاقی تقواست: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ»[1] (بقره:183)
از آنجا که در یک نگاه روائی - تفسیری، تقوا مهمترین کلیدواژۀ اخلاقی در قرآن کریم است، [2] مقدّمی بودن روزه برای نیل به ملکه تقوا، به معنای مقدّمی بودن آن برای نیل به قلّه تنزّه اخلاقی است و این امر، ماه رمضان را به فصلی مهمّ در تربیت اخلاقی بدل می سازد.
اینک سؤال اینست که خداوند متعال برای حصول تقوا، این ملکه عظیم اخلاقی، چگونه یک تعامل تربیتی سازنده را برقرار می سازد؟ به تعبیر دیگر، خداوند متعال در ماه مبارک رمضان، چگونه آغوش خود را برای بندگان خویش می گشاید و ایشان را به وادی تنزّه اخلاقی می کشاند؟ از منظر قرآن کریم، در تربیت اخلاقی، سرّ یک تعامل تربیتی سازنده چیست و چه اصولی باید بر آن حاکم باشد؟
در این میان فرضیه مقاله حاضر اینست که یک تعامل تربیتی سازنده باید توأم با رفق و مدارا و بر مبنای فطرت و واقعیّت وجودی متربی باشد. این فرضیه در ادامه مقاله، با توجّه به آیات قرآن کریم و روایات تفسیری، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
شایان ذکر است در مقاله حاضر، تنها آیات مربوط به روزه مورد مطالعه قرار نگرفته اند، بلکه آنچه محور بحث و مستند آن در این مقاله است، آیات و روایاتی هستند که با کلّیّت فضای ماه رمضان و امور مربوط بدان – اعمّ از فریضه روزه، فضیلت تقوا، نزول قرآن و ... - مرتبط اند. به تعبیر دیگر، روزه تنها یک بخش از مکتب تربیتی رمضان است و باید کلّ این فصل تربیتی را مورد مطالعه قرار داد.

ماه رمضان، فصل تربیت اخلاقی و نیل به قلّه تقواست.



آنچه ضرورت بخش تحقیق پیرامون این مسأله است، بحران اخلاقی جامعه امروزین و سرگشتگی انسان در میان مکاتب تربیتی بشری است.
اساساً هدف از این پژوهش نیز چیزی جز بهره گیری از رهنمودهای قرآن و عترت برای نجات انسان از بحران اخلاقی موجود در جهان معاصر نیست.

2- نحوه تعامل تربیتی پروردگار با متربّی در مسیر تربیت اخلاقی
2 -1- بهره گیری از زبان فطری
یکی از مهمترین عواملی که راه را برای خضوع متربّی در برابر مکتب تربیتی قرآن می گشاید، سخن گفتن به زبان فطری است.
مراد ما از زبان فطری اینست که خداوند در تعامل با انسان، مقتضیات فطرت بشر را با همه استعدادها و محدودیّت هایش، و با همه دلخوشی ها و مکاره اش در نظر گرفته، کلمات و جملات و تمثیل ها و عباراتش را در بُعد لفظ و معنا به گونه ای سامان داده که فطرت بشر را مجذوب خویش سازد. [3]

خداوند در ماه رمضان، برای حصول تقوا، این ملکه عظیم اخلاقی در متربّیان خویش، یک تعامل تربیتی سازنده را برقرار می سازد.


بعنوان مثال، چونانکه می دانیم، انسان بر حسب فطرت خویش به خوبی، لذّت، زیبایی، اعتدال، تعالی، کمال، رفاه، نعمت و غیره، متمایل و از زشتی و انحطاط و فقر و ناداری بیزار است. بر همین اساس، خداوند متعال در آیات متعدّد قرآن کریم، از رهگذر معرّفی تقوا به امور مطلوب فطرت انسان، متربّی را مجذوب طهارت باطنی می سازد تا آنگاه روزه را که تمرینی عملی برای ورود به وادی تقواست، پیش پای وی قرار دهد. تعبیر از ملکه تقوا به بهترین زاد و توشه سفر (بقره:197)، تشبیه فضیلت تقوا به زیباترین و آراسته ترین لباس (اعراف:26)، ذکر بهترین و مطلوب ترین خواسته های فطری انسان به عنوان پاداش تقوای باطنی (آل عمران:133و198) و ... همگی از مواردی هستند که در آن، خداوند تقوا و فضیلت اخلاقی را سازگار با امور مطلوب فطرت انسان معرّفی ساخته است.
این توجّه خداوند متعال به مقتضیات فطرت بشر موجب می گردد متربّی تا حدّی مجذوب تقوا و طهارت باطنی گشته، آمادگی یابد ادامه پیام الهی را بشنود و آرام آرام از رهگذر سر نهادن به فرامین الهی و تمرین های عملی تقوا نظیر روزه، به وادی طهارت باطنی درآید.
ضمن اینکه عموماً در کنار بُعد معنایی، بُعد اعجاز لفظی قرآن نیز برای هر فطرت زیبایی طلب بشری، گوش نواز و دلرباست.

یکی از مهمترین عواملی که راه را برای خضوع متربّی در برابر مکتب تربیتی قرآن می¬گشاید، سخن گفتن به زبان فطری است.


2 -2- برقراری رابطۀ عاطفی با متربّی
دومین عامل از عوامل مزبور، مهربانی و عطوفت جاری در زلال کلام الهی است. برخورد نیکو و نرم با متربّی و برقراری پیوند عاطفی و در آغوش گرفتن وی، از عواملی است که می تواند مخاطب را مجذوب مربّی ساخته و در مکتب الهی به شاگردی بنشاند.
خداوند متعال آیات تشریع روزه را با خطاب زیبای «یا ایها الذین آمنوا» آغاز می کند و طبق روایت امام صادق علیه السلام، این ندای شیرین است که همه سختی حکم روزه را از جان انسان می زداید: «لذّة ما فی النّداء - أی یا ایّها الّذین آمنوا - أزال تعب العبادة و العناء.» (مجمع البیان، طبرسی، ج2، ص490)
نیز خداوند ماه رمضان را ماه ضیافت الهی معرّفی می سازد و مخاطب را به یک میهمانی شکوهمند فرا می خواند. (ر.ک به: تفسیر نور، قرائتی، ج1، ص288) همچنین در حدیث قدسی درباره روزه سخنی می گوید که در میان اعمال دیگر منحصر به فرد است و از متربّی، انسانی عاشق و مشتاق می سازد: «الصوم لی و أنا أجزی به». (کافی، کلینی، ج4، ص63)
آیه الله جوادی آملی در این باره می نویسد: «اینکه فرمود: روزه مال من است، خصوصیتی را می رساند که قابل ملاحظه و دقت است ... این حدیث در انسان شوق ایجاد می کند تا عاشق شود. وقتی روزه مال خدا بود، خدا هم شخصاً جزای روزه دار را بر عهده گرفته است». (حکمت عبادات، جوادی آملی، ص132)
در این میان، اگر فعل «أجزی» را به صیغه معلوم بخوانیم، این بدان معناست که خداوند عالم با همه غنای ذاتی اش، آغوش رحمت خویش را به روی متربی گشوده و خود جزای این عمل را اختصاصاً به عهده گرفته است؛ و اگر این فعل را به صیغه مجهول تلقی کنیم، مضمونی والاتر دارد و آن اینکه خود خداوند پاداش این عمل اختصاصی است و باطن روزه جز محبّت و لقاء الله نیست. (همان)
دیگر نمونۀ بارز تعامل محبّت محور با متربّی را می توان در آیۀ «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَ لْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ» (بقره:186) [4] مشاهده کرد؛ آیه ای که ما بین آیات تشریع روزه قرار گرفته و فضای قلبی را برای پذیرش این حکم الهی فراهم می آورد: «شهْرُ رَمَضَانَ ... * وَ إِذَا سَأَلَکَ عِبَادِى عَنىّ فَإِنىّ قَرِیبٌ ... * أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیَامِ ...». (بقره:185-187) (من وحی القرآن، فضل الله، ج4، ص33؛ مواهب الرحمان، سبزواری، ج3، ص51)
در این آیۀ شریفه خداوند برای معرّفی راه رشد و تعالی که در گرو اجابت دعوت الهی برای روزه و تنزّه اخلاقی است، ابتدا فضای عاطفی مناسب را فراهم می آورد. تعبیر از متربّیان به «عِبادِی»، آوردن کلام به صیغۀ متکلّم وحده، سخن گفتن مستقیم و بی واسطه با آنها، تأکید بر نزدیکی خود به ایشان با آوردن حرف «إنّ» و دادن وعدۀ اجابت به آنها، از جمله مواردی هستند که در این آیه فضایی صمیمی را برای گفتگو رقم می زند. (المیزان، طباطبایی، ج2، ص31؛ مواهب الرّحمن، سبزواری، ج3، ص57) اینک در سایه سار انس فراهم آمده، خداوند از متربّی می خواهد او نیز رهنمودهای الهی را گردن نهد و از رهگذر اجابت دعوت الهی به طور عام، و حکم روزه بطور خاص، به راه ایمان درآید تا به رشد و کمال رسد.

در فضای پر مهر ماه رمضان، نه تنها دل پاکان، بلکه قلب افراد مبتلا به رذایل نیز به سوی بزرگ مربّی بشر متمایل می شود.


آری، این چنین است که برقراری پیوند عاطفی، دومین اصل تعامل تربیتی مربّی با متربّی در ماه خودسازی و بندگی است.

2 -3- درک واقعیّت وجودی متربّی
گاه متربّی، مربّی مهربان خود را دوست دارد، امّا همراهی با وی در فرآیند تربیت را نمی پذیرد؛ زیرا معتقد است او علی رغم گسترۀ مهربانی اش، فهم صحیحی از شرایط و وضعیّت وی ندارد و او را درک نمی کند.
در قرآن کریم، گسترۀ علم الهی در کنار رحمت و عدالت او موجب می شود برنامه اش برای تربیت اخلاقی انسان، حائز حدّاقل سه ویژگی باشد:

2 -3 -1- رعایت توانمندی های ذاتی نوع بشر: خداوند متعال در برنامه تربیتی خویش، انسان را با همۀ نیاز هایش پذیرفته، هیچ کدام آنها را مغفول نگذاشته و فراتر از طاقت، چیزی از او نمی طلبد.
وجود عباراتی چون «أُحِلَّ لَکُمْ لَیْلَةَ الصِّیامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِکُمْ ... عَلِمَ اللهُ أَنَّکُمْ کُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَکُمْ فَتابَ عَلَیْکُمْ وَ عَفا عَنْکُمْ» (بقره:187)،[5] «یُرِیدُ اللهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لایُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ» (بقره:185) [6] و «أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ» (بقره:184) [7] در مطاوی آیات بیان حکم روزه، نیز واجب ساختن افطار و حرام فرمودن روزه وصال، [8] همگی گواهی بر عنایت مکتب قرآن به میزان توانمندی نوع بشر و مقتضیات فطرت اوست.

درک واقعیّت وجودی متربّی، سومین اصلی است که در رابطه تربیتی پروردگار با متربّی در ماه مبارک رمضان، حضوری تامّ دارد.


2- 3 -2- لحاظ تفاوتهای فردی و توانمندی های شخصی متربّی: وجود تفاوتهای فردی بین آدمیان امری انکار ناپذیر است. خداوند متعال در قرآن کریم، خلقت هر موجودی را با استعدادها و ظرفیّت وجودی خاصّی همراه دانسته است که او را از دیگر آفریدگان متمایز می سازد: «وَ إِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ». (حجر:21) [9] (برای آگاهی بیشتر ر.ک: مفاتیح الغیب، فخر رازی، ج19، ص134 و ج31، ص129؛ المیزان، طباطبایی، ج12، ص144)
بصیرت کامل قرآن به احوال متربّیان خویش موجب می شود که در تعامل با ایشان، به اندازۀ ظرفیّت وجودیشان سخن بگوید و از آنها تنها به اندازۀ طاقتشان انتظار داشته باشد. تکرار عباراتی چون «لایُکَلِّفُ اللهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها» (بقره:286) [10] در مطاوی آیات گواه بر همین مدّعاست.

2- 3 -3- رعایت موقعیّت و شرایط خاصّ متربّی بر حسب زمان و مکان: قرآن کریم افزون بر اینکه به مقتضیات فطری نوع بشر و توانمندی های شخصی او توجّه دارد، شرایط خاص و موقعیّت زمانی و مکانی او را نیز درک می کند. چونانکه خداوند در فصل تربیت اخلاقی، روزه را واجب می سازد و آن را موجب تزکیۀ جان و روح انسان می داند؛ ولی همین تکلیف، اگر متربّی مثلاً بیمار یا در حال سفر باشد، به مقتضای شرایط تغییر می یابند تا وی به عسر و حرج نیفتد: « فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشهّْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلىَ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لایُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ».[11] (بقره:184-185)
اینکه متربّی ببیند مربّی از همۀ زوایای وجودی وی آگاه است، هم مقتضیات فطری او را در نظر می گیرد، هم میزان توانمندی شخصی او را می شناسد و هم موقعیّت زمانی و مکانی وی را درک می کند، نیز اینکه ببیند این آگاهی در لحن کلام و برنامه تربیتی او دخیل است و هیچ عسر و حرجی بر او نیست، در کنار سایر عوامل پیش گفته، موجب می شود تا بدان اعتماد کند و تسلیم آن گردد.

2- 4- تدریج و رفق
مدارای با متربّی و مهلت دادن به وی برای پذیرا شدن تربیت و انس گرفتن با مربّی، نیز اجرای سیاست گام به گام در تربیت از دیگر اموری است که قرآن کریم در تعامل با متربّی به کار گرفته است.
مروری بر آیات تشریع روزه گواه بر این مدّعاست. بنابر بررسی های مفسّرانی چون علامه طباطبایی، هر سه آیة تشریع روزه [12] با یکدیگر نازل شده اند، حال آنکه اگر به این آیات بنگریم، در می یابیم قسمتى از گفتار این سه آیه به منزله زمینه چینى براى قسمت دیگر آن است. زیرا در آیه سوم تکلیفى واجب مى شود که در نگاه اول براى متربّی، شاق و سنگین است. به این منظور، دو آیه اول از جملاتى ترکیب شده که هیچ یک از آنها از هدایت ذهن مخاطب به تشریع روزه رمضان خالى نیست، بلکه در همه آنها به تدریج ذهن شنونده را به سوى آن توجه مى دهد، و به این وسیله استیحاش و اضطراب ذهن او را از بین مى برد، و در نتیجه علاقمند به روزه مى کند، تا با اشاره به تخفیف و تسهیلى که در تشریع این حکم رعایت شده، و نیز با ذکر فوائد و خیر دنیوى و اخروى که در آن است، حدت و شدت سرپیچی و استکبار متربّی را بشکند. (المیزان، طباطبایی، ج2، ص5)
فراتر از تشریع روزه، اساساً مروری بر نحوه نزول قرآن در ماه رمضان و سپس تدریج آن در بستر زمان، گویای التزام مکتب تربیتی الهی به اصل تدریج و مداراست؛ چونانکه خداوند متعال گرچه ماه رمضان را ظرف نزول دفعی قرآن قرار داد، ولی پس از آن از رهگذر نزول تدریجی، مهلت داد تا طبع متربّی به تدریج نسبت به وی و آموزه هایش نرم و رام گردد.

اصول ملحوظ در تعامل تربیتی خداوند با متربّی در ماه رمضان، الگویی نیکو برای مربّیان در هر تربیت اخلاقی است.


3- نتیجه:
حاصل کلام اینکه خداوند متعال در تعامل تربیتی با متربّیان خویش در فصل تربیت اخلاقی، با استفاده از زبان فطری و با تکیه بر امور مطلوب یا نکوهیدۀ فطرت، حقیقت تقوا و فضایل و رذایل را برای او به تصویر کشید؛ همچنین از برقراری رابطۀ عاطفی با متربّی و برخورد نیکو و نرم با وی غفلت نکرد و به او فهمانید هدف از این ارتباط، چیزی جز خیر و صلاح وی نیست؛ نیز به او نشان داد که واقعیّت وجودی و ظرفیّتهای او را درک می کند و نمی خواهد چیزی را بر وی تحمیل سازد؛ در نتیجه راه مدارا را در پیش گرفت و ضمن تداوم ارتباط با متربّی و تلاش برای شکوفا ساختن هرچه بیشتر ذهن وی، بدو مهلت داد تا در گذر زمان، مربّیِ خویش را بپذیرد و رام او گردد.
این گونه است که چهار اصل «بهره گیری از زبان فطری»، «برقراری رابطه عاطفی»، «درک واقعیت وجودی متربی» و «تدریج و رفق»، اصولی هستند که خداوند در تعامل تربیتی خویش با متربّی در ماه مبارک رمضان - ماه خودسازی و تعالی اخلاقی - آنها را به کار گرفته است و این امر، می تواند الگویی نیکو برای ما در هر تعامل تربیتی سازنده با متربّیان به منظور تربیت اخلاقی ایشان باشد.

کتابنامه
• قرآن کریم.
• الامالی، ابن بابویه، محمّد بن علی (۳۱۱-‎۳۸۱ق)، تهران، کتابچی، 1381.
• تفسیر البحر المحیط، ابوحیّان، محمّد بن یوسف (۶۵۴-‎۷۴۵ق)، کویت، دارالتعارف للمطبوعات، 1420ق.
• تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، ابن عاشور، محمّدطاهر (1879-1973م)، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، 1423ق.
• تفسیر القرآن العظیم المعروف مواهب الرّحمن، سبزواری، عبدالاعلی (‎۱۲۸۸-‎۱۳۷۲)، بیروت، مؤسسة أهل البیت (علیهم السلام)، 1409ق.
• کرامت در قرآن، جوادی آملی، عبدالله (‎۱۳۱۲- ...)، بی جا، نشر فرهنگی رجاء، ‎۱۳۶۶.
• مصباح المتهجّد، طوسی، محمّدبن حسن (۳۸۵-‎۴۶۰ق)، الطبعة الاولی، بیروت، مؤسسة فقه الشیعة، 1411ق.
• مفاتیح الغیب المشتهر بالتفسیر الکبیر، فخر رازی، محمّد بن عمر (در حدود ‎۵۴۴-‎۶۰۶ق)، الطبعة الثالثة، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1420ق.
• المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمّدحسین (۱۲۸۱-‎۱۳۶۰)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ق.
• نهج البلاغه، شریف الرضی، محمّدبن حسین (۳۵۹-‎۴۰۶ق)، شرح محمّد عبده، الطبعة الأولی، قم، دارالذّخائر، 1412ق.


----------------------------------------------------
پی نوشت ها:
1- «اى کسانى که ایمان آورده اید، روزه بر شما مقرر شده است، همان گونه که بر کسانى که پیش از شما [بودند] مقرر شده بود، باشد که پرهیزگارى کنید».
2- قال الامام علی (علیه السلام): «اَلتُّقَى رَئِیسُ اَلْأَخْلاَقِ». (نهج البلاغه، شریف رضی، ج4، ص96) برای آگاهی بیشتر ر.ک: کرامت در قرآن، جوادی آملی، ص219-217.
3- همان گونه که وقتی می گویند در تعامل با کودکان باید با زبان کودکانه سخن گفت، این بدان معناست که باید روحیات کودک و دلخوشی های کودکانه اش را در نظر گرفت و همین روحیات و دلخوشی ها را بهانه ای برای جذب وی به میدان گفتگو و تعامل قرار داد.
4- «و هرگاه بندگان من، از تو درباره من بپرسند، [بگو] من نزدیکم، و دعاى دعا کننده را - به هنگامى که مرا بخواند - اجابت مى کنم، پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند».
5- «در شبهاى روزه، همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گردیده است. ... خدا مى دانست که شما با خودتان ناراستى مى کردید، پس توبه شما را پذیرفت و از شما درگذشت. پس، اکنون [در شبهاى ماه رمضان مى توانید] با آنان همخوابگى کنید».
6- «خدا براى شما آسانى مى خواهد و براى شما دشوارى نمى خواهد».
7- «(فقط) روزهاى (محدود) مشخّص و معدودى را باید روزه بگیرید».
8- مراد از روزه وصال اینست که فرد، دو روز پی در پی، بدون افطار روزه بدارد و روزه یک روز را به روز دیگر متّصل سازد.
9- «و هیچ چیز نیست مگر آنکه گنجینه هاى آن نزد ماست، و ما آن را جز به اندازه اى معین فرو نمى فرستیم».
10- «خداوند هیچ کس را جز به قدر توانایی اش تکلیف نمى کند».
11- «... پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بدارد، و کسى که بیمار یا در سفر است [باید به شماره آن،] تعدادى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد]. خدا براى شما آسانى مى خواهد و براى شما دشوارى نمى خواهد».
12- «یَأَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیَامُ کَمَا کُتِبَ عَلىَ الَّذِینَ مِن قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ * أَیَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن کاَنَ مِنکُم مَّرِیضًا أَوْ عَلىَ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ وَ عَلىَ الَّذِینَ یُطِیقُونَهُ فِدْیَةٌ طَعَامُ مِسْکِینٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَیرًا فَهُوَ خَیرٌ لَّهُ وَ أَن تَصُومُواْ خَیرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ * شهْرُ رَمَضَانَ الَّذِى أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْءَانُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَ الْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکُمُ الشهّْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَن کَانَ مَرِیضًا أَوْ عَلىَ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لایُرِیدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَ لِتُکَبرُّواْ اللهَ عَلىَ مَا هَدَئکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ.» (بقره:183-185)

فاطمه رضاداد، دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد


مطالب مرتبط