اقامت در مسجد گوهرشاد و تجمع رضا توسی* پیش از این و در نوشتارهای گذشته به دلایل اجتماع مردم مشهد در صحن جدید حرم حضرت رضا (ع)، نحو انتقال این...

روزشمار قیام تاریخی مسجد گوهرشاد (4)

روزشمار قیام تاریخی مسجد گوهرشاد (4)

اقامت در مسجد گوهرشاد و تجمع

رضا توسی*

پیش از این و در نوشتارهای گذشته به دلایل اجتماع مردم مشهد در صحن جدید حرم حضرت رضا (ع)، نحو انتقال این تجمع به مسجد گوهرشاد، ورود شیخ محمد تقی بهلول به مشهد و حضورش در بطن حوادث اشاره کردیم.در ذیل ادامه وقایع مرتبط با این حادثه خونین تاریخ معاصر را با هم مرور می کنیم :

اقامت در مسجد گوهرشاد
فراخوان شب قبل بهلول کار خود را کرد و فردای آن، تعداد تجمع کنندگان در حرم و مسجد گوهرشاد بسیار بیشتر از روزهای قبل شد. تجمع کنندگانی که اغلب برای شنیدن ناگفته های بهلول از حوادث اخیر خاصه مسائل مرتبط با مرجع خود یعنی آیت الله العظمی سید حسین قمی به حرم مطهر و مسجد گوهرشاد آمده بودند.از سوی دیگر بهلول که اطلاع پیدا کرده بود نیروهای امنیتی رژیم او را شناسایی کرده و در صدد بازداشتش هستند،به منظور جلوگیری از بازداشت خود در اولین فرصت به دست آمده، خود را به داخل حرم رساند و در مسجد گوهرشاد رحل اقامت افکند. بهلول خود نقل کرده که پیش از حضور در حرم مطهر قصد داشته تا در اولین فرصت سخنان افشاگرایانه خود را بیان کرده و سپس مشهد را به قصد تهران و دیدن آیت الله قمی ترک کند اما وقتی مجبور به اقامت موقت در حرم شده با اساس یک اعتقاد دیرین شخصی مجبور به ماندن تا روز شنبه در مشهد شده است زیرا معتقد بوده که هر وقت روز پنجشنبه در یکی از شهرهای مقدس باشد، باید شب و روز جمعه را نیز در آن شهر به سر برده و آداب زیارت مخصوصه را به جا آورد و سپس شهر را ترک کند. بدین گونه او به طور موقت در مشهد و البته مسجد گوهرشاد ماندگار شد.

بازداشت بهلول
این وضعیت ادامه داشت تا اینکه وقوع حادثه ای در ظهر پنجشنبه، تمام برنامه های او را برهم زد. همان طورکه پیشتر اشاره کردم، مأموران شهربانی در تعقیب او بوده و از حضورش نیز در صحن گوهرشاد با خبر شده بودند و لذا در انتظار فرصتی برای دستگیری وی بودند. این فرصت نیز با خروج بهلول برای تجدید وضو از صحن گوهرشاد به دست آمد و آنان به سراغش آمده و او را در گوشه صحن جدید بازداشت کردند اما به هنگام تلاش برای خارج کردن بهلول از مجموعه حرم مطهر با مقاومت مردم مواجه شدند. در این هنگام تعدادی از خادمان حرم واسطه شده و قرار شد تا آرام شدن اوضاع بهلول در کشیک خانه حرم تحت مراقبت قرار گیرد. ماموران شهربانی نیز با این شرط که بهلول خود روز شنبه به شهربانی رفته و اتقدام به معرفی خویش کند، حاضر به ترک حرم شدند. بدین گونه بهلول توسط خادمان حرم به کشیک خانه منتقل شد و شرایط تا حدی به حالت عادی بازگشت.اما ین پایان ماجرا نبود.

آزادسازی بهلول
هنوز ساعاتی از بازداشت بهلول در کشیک خانه نگذشته بود که زائران عبور کننده از مقابل این مکان وی را که پشت در شیشه ای نشسته بود، شناسایی کرده و تلاش برای آزادسازی او را آغاز کردند. در همین هنگام نواب احتشام رضوی، از خادمان مشهور حرم که تا دو ماه پیش از آن ملبس به لباس روحانی بود اما به دلیل شرایط ایجاد شده از سوی حکومت مجبور به پوشیدن کت و شلوار و کلاه شاپو شده بود ،با اطلاع از موضوع بازداشت بهلول در کشیک خانه خود را بدان مکان رساند و از بین جمعیت عبور کرده و دقایقی چند در کشیک خانه با بهلول گفت وگو کرد. او سپس به میان مردم و تجمع کنندگان در مقابل کشیکخانه برگشت و با صدای بلند فریاد زد: «ای مردم بی غیرت نزدیک پنج هزار نفر هستید اما از چهار تا پلیس محافظ بهلول می ترسید. بریزید و عالِم خود را آزاد کنید. لعنت برکسی که این کلاه را بر سر ما گذاشت».احتشام رضوی با گفتن این جمله کلاهش را زیر پا انداخت و با ندای یاحسین یاحسین به کشیک خانه حمله کرد. مردم نیز با دیدن این صحنه، به هیجان آمده و به تبعیت از او به طرف کشیک خانه هجوم آوردند و بهلول را آزاد کردند.

درخواست مسلح شدن مردم
پس از این حادثه بهلول در حالی که سر دوش جمعیت بود و آنان دائم شعارهایی علیه شاه و در دفاع از آیت الله قمی و اسلام سر می دادند با راهنمایی نواب احتشام رضوی، به ایوان مقصوره مسجد گوهرشاد منتقل و برفراز منبر صاحب الزمان نشانده شد. بهلول در خاطراتش احساس خود را در آن وضعیت چنین بیان کرده است: «وقتی من روی منبر جای گرفتم، دست و پای خود را گم کردم، چرا؟ چون پیش بینی چنین منظره ای را نداشتم و نمی خواستم که شورش بشود»
جمعیت آزادکننده بهلول که لحظه لحظه بر تعداد آنان افزوده می شد و یک صدا شعار مرگ بر شاه زنده باد اسلام، زنده باد علما سر می دادند،پس از لحظاتی در پای منبر آرام گرفتند و تا او سخنان افشاگرایانه خود را آغاز کند. ازهمین رو بهلول زبان به سخن گشود و خطاب به حاضران گفت: «مردم خوب کاری نکردید که مرا این طوری آزاد کردید. اما اکنون عملی که شده و ما نباید نرمی نشان دهیم یا حاج آقاحسین قمی را آزاد کرده و احکام اسلام را جاری کرده و یا همه کشته شویم». او سپس از مردم خواست که به خانه های خود برگشته و پس از تهیه آذوقۀ یک هفتۀ خانواده خود با سلاح به مسجد مراجعت کنند.پس از این سخنان، اغلب حاضران در مسجد گوهرشاد و حرم مطهر راهی منازل خود شدند تا دستور او را اجرایی کنند. بهلول نیز با باقی مانده افراد که اغلب زائر بودند به دلیل نزدیک شدن ساعات نماز مغرب و درنتیجه شب و این امر که به شدت خواب در مسجد را مکروه می دانست، مکان تجمع را از مسجد گوهرشاد به صحن نو تغییر داد. آنان پس از استقرار در مکان جدید، شب را با دعا و نیایش و مناجات با حق تعالی سپری کردند. هیچ یک از مقامات آستان قدس، استاندار و یا امنیتی در این شب به سراغ مردم متحصن در حرم نیامد. گو اینکه آنان منتظر رسیدن دستور از تهران بودند و بدین گونه این شب نیز بدون حادثه ای به پایان رسید.

*پژوهشگر تاریخ

منابع :
1_دانشنامه آزاد ویکی پدیا، مدخل آیت الله العظمی حسین قمی طباطبایی.
2_حدیقه الرضویه، محمد حسن ادیب هروی،، مشهد، چاپخانه خراسان،1326.
3_ تاریخ معاصر مشهد،ج اول، دکتر یوسف متولی حقیقی، 1392، مرکز پژوهش های شورای اسلامی شهرمشهد.
4_ واقعه مشهد، جعفر درانی (بهار و تابستان 1382)، فصل نامه یاد، شماره های70-67، سال 18.
5_ قیام گوهرشاد، سینا واحد، تهران، وزارت ارشاد.
6_ خاطرات سیاسی بهلول، ترجمۀ علی اصغر کیمیایی ، قم،مؤسسه صاحب الزمان، ۱۳۸۰.
7_ تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، تهران، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، چاپ اول،۱۳۷۸.
8_چهره پر فروغ از مشعلداران اسلام و فقاهت و انقلاب، تهیه و تنظیم دفتر مدرسه علمیه امام امیر المومنین(ع)، چاپ اول، ۱۳۶۴.


مطالب مرتبط