داستان روزهای بزرگ

روزهای بزرگ

روزهای بزرگ

بابابزرگ لباس سورمه ای مرتبی داشت که بهش می گفت : ( لباس خدمت ) و روز هایی که اون رو می پوشید از روی طاقچه شیشه عطری برمی داشت که بوی حرم می داد و به لباسش می زد.

5c14c3b41a047.jpg


وقتی بابا به من گفت: بابابزرگ برای امام رضا(ع) خدمت می کنه خیلی دلم می خواست باهاش برم حرم. ولی بابابزرگ می گفت نباید موقع کار حواسش پرت بشه. بابابزرگ خادم حرم بود. اون روز قرار بود بریم خونه بابابزرگ. دلم می خواست با بابابزرگ به گلخونه ای که پشت حیاط بود و تمام گل های اونجا رو خودش کاشته بود برم . لباس هامو پوشیده بودم و منتظر بودم بابا بیاد که مامان از توی آشپزخونه صدام کرد.

5c14c3d76bd04.jpg

مامان داشت شیرینی هایی که پخته بود را توی یک ظرف کوچیک می چید. به من گفت: خیلی عجله داری؟
گفتم: آره! بابابزرگ گفته این دفعه که برم خونشون یه گلدون بهم میده که خودم بزرگش کنم.
مامان خندید و ظرف را به طرفم دراز کرد و گفت: اونجا هم می ریم اما قبلش نمی خوای بپرسی چرا شیرینی پختم؟
مامان روزایی شیرینی درست می کرد که بابا به اون روزا می گفت«روزهای بهتر خدا» و بعد نگاهم می کرد و می گفت: آخه همه روزهای خدا خوبن ولی روزهایی هم هستن که یه اتفاق خیلی خوب توش افتاده که مسلمونا بهشون میگن عید. داد زدم و گفتم: امروز عیده؟ مامان به طرف یخچال رفت و گفت: آفرین پسر باهوش خودم.

5c14c42e01dbb.jpg


هنوز نمیدونستم چه عیدی بود. تلفن را برداشتم و رفتم توی اتاقم.

5c14c4470bc6a.jpg

مامان یادم داده بود چطوری شماره خونه بابابزرگ رو بگیرم و گاهی حالش رو بپرسم شماره گرفتم . بعداز چند تا بوق بابابزرگ گوشی رو برداشت. آهسته گفتم: سلام بابابزرگ. بابابزرگ جواب داد سلام علیرضا. تویی بابا جان؟


5c14c47db182c.jpg

بازهم آهسته گفتم: آره بابابزرگ خودمم.یادتونه اون دفعه که اسم گل های توی گلخونتون رو بلد نبودم به من گفتین هروقت سوال داشتی از خودم بپرس؟ یادتونه؟
بابابزرگ خندید و گفت: آره یادمه حالا چرا یواش حرف می زنی باباجان؟
گفتم: چون یه سوالی دارم که نمی خوام کسی بفهمه اون وقت فکر کنن من بچه باهوشی نیستم.
بابابزرگ هم مثل من آهسته گفت: آهان! خب اشکالی نداره من که بهت گفتم ندونستن عیب نیست...
گفتم: نپرسیدن عیبه! واسه همین زنگ زدم به شما.
بابابزرگ هم گفت: پس بپرس ببینم پسر باهوش ما چه سوالی داره!
گفتم:امروز چه عیدیه؟
بابابزرگ گفت: چه سوال خوبی کردی باباجان ! امروز ولادت امام حسن عسکری علیه السلام هست. پدر امام زمان (عج)

5c14c4922a812.jpg


ما باید اعیاد بزرگ رو جشن بگیریم خوشحال شدم و بعد پیش بابا رفتم و از بابا و مامان خواستم که همه با هم بریم حرم هم زیارت کنیم و هم عید رو به امام رضا علیه السلام تبریک بگیم .

مطالب مرتبط