پیروزی انقلاب اسلامی ایران برای بسیاری از تحلیلگران هوشمند و باتجربه جهانی نشانه ای از یک رستاخیز معنوی و بازگشت مجدد دین به عرصه اداره جوامع بشری است.

رویارویی ایران و آمریکا، ظهور و افول
۲۴ فروردین ۱۳۹۸ 190 8.5 KB 31 0

رویارویی ایران و آمریکا، ظهور و افول

پیروزی #انقلاب_اسلامی ایران برای بسیاری از تحلیلگران هوشمند و باتجربه جهانی نشانه ای از یک رستاخیز معنوی و بازگشت مجدد دین به عرصه اداره جوامع بشری است.

پیامدهای این حرکت عظیم دینی بیش از همه برای قدرت های جهانی قابل پذیرش نبود و آنان را دچار سردرگمی نمود. بطوریکه جردن هامیلتون در کتاب(بحران1979) از قول جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا می نویسد:«با دردسر بزرگی مواجه شده ایم و برای مهار آن امکانات زیادی نداریم.» وقتی جیمی کارتر در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی و آزادی گروگان های آمریکایی برای امام خمینی(ره) نامه ای نوشت و آن را با هیئتی دیپلماتیک از آمریکا به تهران فرستاد و با عدم ملاقات امام #خمینی(ره) و جواب رد ایشان مواجه شد همگان از این شرایط ویژه جهانی آگاه شدند.

بانگاهی به انقلاب اسلامی #ایران می توان گفت گرچه این انقلاب در زمینه مایه های داخلی و اهداف ملی از اهداف والایی برخوردار است و دو عنصر عدالت و آزادی مورد توجه جدی قرار گرفته است اما برای همه صاحبنظران و تحلیلگران این موضوع مسجل است که این انقلاب یک (انقلاب جهانی) به شمار می رود و مشکل قدرت های بزرگ جهانی و بویژه آمریکا از همین مسئله نشات می گیرد.

ایران اسلامی با برافراشتن پرچم «اسلام» ،« مقابله با آمریکا و رژیم صهیونیستی» و غلبه «فقرا به اغنیا»، توده های عظیم انسانی که زمانی به مکاتب بشری همچون ناسیونالیزم، سوسیالیزم و لیبرابیزم امید داشتند و آنان را یگانه راه حل های جوامعه بشری برای اداره جامعه می دانستند و شکست خورده بازگشته بودند را بطرز باورنکردنی و معجزه آسایی به سوی خود جلب کرد و از ابتدا بحران ها و چالش‌های فراوانی را برای موجودیت و بقای بزرگترین ابرقدرت آن دوران یعنی آمریکا بوجود آورد. بطوریکه نویسنده سرشناس آمریکایی (پل کندی) در کتاب «ظهور و سقوط قدرت های بزرگ» که در سال 1366 به چاپ رسیده است با درک این موضوع مهم می نویسد:«آمریکا به دوران کاهش نسبی قدرت وارد شده و در بلند مدت از میان خواهد رفت.»

از منظر تحلیلگران و نظریه پردازان سیاسی هر قدرت جهانی به چهار مولفه مهم برای استیلای جهانی و تسلط بر شرایط و تصمیمات بین المللی نیاز دارد.

اولین مولفه را می توان (مولفه اخلاقی) دانست، بدین معنا که یک کشور بتواند با اقناع دیگر قدرت های جهانی را با خود همراه کند. موضوعی که ایالات متحده آمریکا با شکل دهی به نظام بین المل و تصویب قوانین، معاهدات و کنوانسوین های بین المللی وگرفتنامضا و تعهد همه کشورهای جهان عملا (ارزش های آمریکایی) راجهانی نماید. در این میان برای اولین بار انقلاب اسلامی ایران توانست با بهره مندی از ادبیات دینی و ارائه فلسفه سیاسی جدید در میان حکومت های جهانی، ارزش ها و هنجارهای اخلاقی آمریکایی را به چالش بکشد. مطرح نمودن مسئله فلسطین به عنوان یک ظلم بزرگ در حق یک ملت و اشغال آن و حمایت از جریان های آزادی خواه و مظلومان در دیگر کشورها عنصر اخلاقی را از وجهه آمریکا زدود.

مولفه تاثیرگذار دیگر در این زمینه( قدرت تمام کنندگی و حل معضلات) در مسائل جهانی است که این مهم با ظهور انقلاب اسلامی بطور آشکاری به چالش کشیده شده است. از ناتوانی آمریکا در آزادی گروگان هایش در ابتدای انقلاب تا شکست حمله نظامی در طبس تا به امروز که روند شکست سیاست های آمریکا در منطقه غرب آسیا و دیگر مناطق جهان آشکار استو به گفته ترامپ رئیس جمهور آمریکا 7تریلیون دلار هزینه در خاورمیانه برای آمریکا هیچ دستاوردی نداشته است. به بیان دیگر امروز آمریکا دیگر همچون گذشته نمی تواند یکجانبه در موضوعات جهانی ورود کند و نیاز به ائتلاف با دیگر کشور ها را برای حل و فصل مسائل بین المللی می بیند خود نشانه شکست و افول آمریکاست. اما در عین حال ایالات متحده آمریکا اکنون از همین مولفه سوم قدرت یعنی ائتلاف سازی برای استفاده از قدرت دیگر کشورها برای پیروزی عاجز مانده است و بسیاری از کشورهای دنیا حتی متحدان اروپایی آن نیز حاضر به همراهی با سیاست های آمریکا در جهان نیستند و این در حالی است که ائتلاف های قدرتمندی مانند پیمان امنیتی شانگهای بدون حضور آمریکا شکل می گیرد. چنانکه سیاست های کنونی آمریکا مورد انتقاد جدی بسیاری از کشورها و حتی سازمان ملل متحد است.

اکنون ایالات متحده آمریکا از توان لازم برای مهار حرکت ها و جنبش های مردمی در دیگر کشورها نیز برخوردار

نیست این موضوع بعنوان چهارمین مولفه قدرت یعنی (مهار رقیب) برای آمریکا رو به افول است و امروز از قدرت نرم کشورهای جهان برای شکل دهی به افکار عمومی و مقابله با تهدیدات سخن به میان آمده است و در کنار آن قدرت سخت یا نظامی این کشور نیز روبه زوال می رود بطوریکه موسسه (امریکن اینترپرایز) در گزارش 36 صفحه ای اخیر خود می نویسد:« دشمنان آمریکا شامل روسیه، چین و ایران در حال افزایش قدرت نظامی خود هستند که به آنان امکان رقابت با قدرت نظامی آمریکا رامی دهد.»

در همین زمینه چندی پیش نیز مارک ولش فرمانده نیروی هوایی ارتش آمریکا گفته بود:«فاصله قابلیت نظامی آمریکا و دشمنان آن به اتمام رسیده است.»

اگر بخواهیم یکی از مهم ترین آرمان های انقلاب اسلامی را تغییر در معادلات و محاسبات جهانی بدانیم که با نگاهی به بیانات امام خمینی و رهبر انقلاب و شعارهای مردم انقلابی ایران صحت این مدعا را ثابت می کند، می‌توان گفت اگرچه اکنون هم قدرتی بنام آمریکا و عناصر شکل دهنده به قدرت آن شامل زر و زرو و تزویر وجود دارد، اما نهضت اسلامی مردم ایرن هم توانسته است تزویر وجذابیت کاذب آن را به چالش بکشد و از چشم‌ها بیندازد و هم توانسته است بخش وسیع و راهبردی از جهان را از سیطره آمریکا و عوامل قدرت آن و بطور کلی غرب خارج کند.

حال با این تفاصیل بخوبی می توان دریافت در رویارویی چهل ساله انقلاب اسلامی ایران با ایالات متحده آمریکا امروز شاهد بروز قدرت نوظهور ایران اسلامی و افول تدریجی آمریکا بعنوان ابر قدرت جهانی هستیم.

مطالب مرتبط