آنان قوی و نیرومند هستند و زمین را برای ظهور امام علیه السلام آماده می سازند.

زمینه سازان ظهور چه کسانی هستند؟

زمینه سازان ظهور چه کسانی هستند؟

در روایات شیعه و سنّی، درباره گروه زمینه سازان مطالبی بیان شده است. این نصوص برخی مناطق اسلامی را –که این گروه از آنجا برخواهند خاست- مشخص کرده اند. مهم ترین این مناطق عبارت است از: خراسان (مشرق)، قم، ری و یمن. در روایات زیر، گروه زمینه سازان به مناطق یاد شده منتسب شده اند:

1. زمینه سازان از مشرق (خراسان)

«حاکم» در مستدرک صحیحین از عبدالله بن مسعود نقل کرده است:

«أَتَيْنَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَخَرَجَ إِلَيْنَا مُسْتَبْشِراً يُعْرَفُ السُّرُورُ فِي وَجْهِهِ فَمَا سَأَلْنَاهُ عَنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا أَخْبَرَنَا وَ لَا سَكَتْنَا إِلَّا ابْتَدَأَنَا حَتَّى مَرَّتْ بِهِ فِتْيَةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فِيهِمُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ فَلَمَّا أَنْ رَآهُمْ خَثَرَ لَهُمْ وَ انْهَمَلَتْ عَيْنَاهُ بِالدُّمُوعِ. فَقَالُوا لَهُ: يَا رَسُولَ اللَّهِ خَرَجْتَ إِلَيْنَا مُسْتَبْشِراً نَعْرِفُ السُّرُورَ فِي وَجْهِكَ فَمَا سَأَلْنَاكَ عَنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا أَخْبَرْتَنَا وَ لَا سَكَتْنَا إِلَّا ابْتَدَأْتَنَا حَتَّى مَرَّتْ بِكَ الْفِتْيَةُ فَخَثَرْتَ لَهُمْ وَ انْهَمَلَتْ عَيْنَاكَ فَقَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: إِنَّا أَهْلُ بَيْتٍ اخْتَارَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَنَا الْآخِرَةَ عَلَى الدُّنْيَا وَ إِنَّهُ سَيَلْقَى أَهْلُ بَيْتِي مِنْ بَعْدِي تَطْرِيداً وَ تَشْرِيداً فِي الْبِلَادِ حَتَّى تَرْتَفِعَ رَايَاتٌ سُوْدٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَيَسْأَلُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَ وَ يُقَاتِلُونَ فَيُنْصَرُونَ فَيُعْطُونَ الَّذِي سَأَلُوا فَمَنْ أَدْرَكَهُمْ مِنْكُمْ- أَوْ مِنْ أَبْنَائِكُمْ- فَلْيَأْتِهِمْ وَ لَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْجِ فَإِنَّهَا رَايَاتُ هُدًى يَدْفَعُونَهَا إِلَى رَجُلٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِي‏»؛[1]

روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله با شادمانی تمام به سوی ما آمد، به گونه ای که برق شادی در نگاهش می درخشید. هرچه می پرسیدیم، پاسخ می گفت و هرگاه سکوت می کردیم، خود شروع می فرمود؛ تا آنکه گروهی از جوانان بنی هاشم –که امام حسن و امام حسین علیهماالسلام- در میان شان بودند، آمدند که از مقابل ما بگذرند. حضرت همین که آنان را دید، در آغوش شان کشید و اشک از دیدگان مبارکش جاری شد. گفتیم: ای فرستاده خدا! آن چیست که پیوسته در چهره شما چیزی می بینیم که خوش نداریم. فرمود: ما خاندانی هستیم که خدای تعالی آخرت را در مقابل دنیا برای ما برگزیده است. پس از من، خاندانم رانده و آواره شهرها گردند تا آنکه پرچم هایی سیاه در مشرق سربلند می کنند.

آنان حق را می طلبند و به ایشان نمی دهند، در برهه ای دیگر حق را می طلبند و به ایشان نمی دهند و باز نیز چنین شود؛ پس آن گاه نبرد می کنند و پیروز می شوند. [سپس فرمود:] هرکه از شما یا فرزندان تان چنین روزی را درک کرد؛ نزد امامی که از خاندانم است، حاضر شود –اگرچه جامه به خود پیچد و بر برف گام نهد- زیرا این پرچم ها، پرچم های هدایتند که آن ها را به مردی از خاندانم تقدیم می کنند.

ابن خالد کابلی از امام صادق علیه السلام روایت می کند:

«كَأَنِّي بِقَوْمٍ قَدْ خَرَجُوا بِالْمَشْرِقِ يَطْلُبُونَ الْحَقَّ فَلَا يُعْطَوْنَهُ ثُمَّ يَطْلُبُونَهُ فَلَا يُعْطَوْنَهُ فَإِذَا رَأَوْا ذَلِكَ وَضَعُوا سُيُوفَهُمْ عَلَى عَوَاتِقِهِمْ فَيُعْطَوْنَ مَا سَأَلُوهُ فَلَا يَقْبَلُونَهُ حَتَّى يَقُومُوا وَ لَا يَدْفَعُونَهَا إِلَّا إِلَى صَاحِبِكُمْ قَتْلَاهُمْ شُهَدَاءُ أَمَا إِنِّي لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لَاسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ»؛[2]

گویا می بینم مردمی را که در مشرق قیام کرده اند و حق را می طلبند و به ایشان داده نمی شود؛ ولی از پای نمی نشینند. از این رو سلاح در دست می گیرند، در نتیجه آنچه می خواستند به ایشان داده می شود. اما نمی پذیرند تا آنکه قیام می کنند و حکومت را به کسی جز صاحب شما (امام عصر عجل الله تعالی فرجه) تحویل نمی دهند. کشته شدگان از آنان، شهیدند. آگاه باشید که اگر من در آن زمان حضور داشتم، وجودم را وقف صاحب این امر می کردم.

2. زمینه سازان خراسان

محمد بن حنفیه، در روایتی از امام علی علیه السلام نقل کرده است:

«ثُمَّ تَخْرُجُ مِنْ خُرَاسَانَ أُخْرَى سَوْدَاءُ، قَلَانِسُهُمْ سُودٌ، وَ ثِيَابُهُمْ بِيضٌ، عَلَى مُقَدِّمَتِهِمْ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ: شُعَيْبُ بْنُ صَالِحٍ، أَوْ: صَالِحُ بْنُ شُعَيْبٍ مِنْ تَمِيمٍ، يَهْزِمُونَ أَصْحَابَ السُّفْيَانِيِّ حَتَّى يَنْزِلَ بَيْتَ الْمَقْدِسِ، يُوَطِّئُ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ»؛[3]

پرچمی از خراسان بیرون می آید، [حاملان این پرچم] اصحاب سفیانی را شکست می دهند تا اینکه به بیت المقدس می رسند و زمینه حکومت [حضرت] مهدی عجل الله تعالی فرجه را فراهم می سازند.

3. زمینه سازان از قم و ری

علامه مجلسی روایت کرده است:«رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ قُمَّ يَدْعُو النَّاسَ إِلَى الْحَقِّ يَجْتَمِعُ مَعَهُ قَوْمٌ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»؛[4]

مردی از اهالی قم مردم را به حق فرا می خواند، گروهی که دل های آنان چون پاره های آهن است، گرد او جمع می شوند. طوفان های سخت آنان را نمی لرزاند. از جنگ خسته نمی شوند و بیمی به خود راه نمی دهند، بر خدا توکّل می کنند و عاقبت [نیک] از آن پرهیزگاران است.

4. زمینه سازان از یمن

امام باقر علیه السلام درباره رهبری یمانی قبل از ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه فرموده است: «... وَ لَيْسَ‏ فِي‏ الرَّايَاتِ‏ رَايَةٌ أَهْدَى مِنْ رَايَةِ الْيَمَانِيِ‏ هِيَ رَايَةُ هُدًى لِأَنَّهُ يَدْعُو إِلَى صَاحِبِكُمْ...»؛ ... در میان پرچم ها، پرچمی هدایت یافته تر از پرچم یمانی نیست. آن پرچم، پرچم ارشاد است؛ زیرا [مردم را] به سوی صاحب شما [امام عصر عجل الله تعالی فرجه] فرا می خواند...

نشانه های زمینه سازان ظهور

زمینه سازان ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه، نشانه ها و صفات زیادی دارند. در این قسمت به دو مورد، اشاره می شود.

1. گروه محکم و استوار

نخستین چیزی که در این قشر جلب نظر می کند، صلابت، نیرومندی و استواری آنان است. بنابراین آنان قوی و نیرومند هستند و زمین را برای ظهور امام علیه السلام آماده می سازند. محمد بن یعقوب کلینی ذیل آیه «فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولي‏ بَأْسٍ‏ شَديدٍ»[5] آورده که: امام صادق علیه السلام «بندگان سخت نیرومند» را به همین قشر تفسیر کرده است. در روایتی از این گروه، با عنوان «قُلُوبُهُم كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لَا تُزِلُّهُمُ الرِّيَاحُ الْعَوَاصِفُ»[6] توصیف شده است.

ایشان با آنکه دارای «دل» هستند و طبیعتِ دل، نرمی و رأفت است؛ لیکن این دل ها در رویارویی با طاغوت ها و ستمگران، به تکّه های آهن بدل می شوند که دیگر نرمی و رقّت نمی شناسند. صلابت و نیرومندی، از ویژگی های نسل هایی است که خدای تعالی مسئولیت تغییر [نظام های اجتماعی] و ایجاد انقلاب را به دوش آنان گذاشته است. همچنین این دو صفت از ویژگی نسل هایی است که خدای تعالی، آنان را در گردنه های بزرگ تاریخ برای انتقال مردم از مرحله ای به مرحله دیگر، برگزیده و گروه زمینه سازان، دارای این ویژگی ها است.

2. گروه مبارز

وظیفه این گروه، مبارزه با نظام جهانی و عصیان علیه آن است. اینکه نظام جهانی چیست و چگونه این نظام در خدمت به ابرقدرت ها و هم پیمانان آن ها و حفظ مراکز قدرت و موقعیت استراتژیکی شان در مناطق مختلف دنیا عمل می کند یک پرسش جدّی است.

مسئولیت حفظ این مراکز قدرت، مسئولیتی بسیار دشوار و ظریف است که نظام جهانی در تمام سطوح دنیا –نه تنها در سطوح منطقه ای یا کشوری- بدان پایبند است.

این نظام از یک سری معادلات و موازنه های سیاسی، اقتصادی، نظامی و خبری دقیق شکل گرفته است. همچنین این نظام از رژیم های سیاسی تشکیل یافته که به عنوان عضو یک خانواده جهانی محسوب می شوند و مجموعه ای از خطوط قرمز و سبز و زرد در میان آن ها در زمینه حوادث، امتیازها، تنظیم نقش ها، تقسیم درآمدها، بازار و منابع ثروت و مناطق نفوذ وجود دارد.

این مجموعه پیچیده، قدرت های بزرگ را به سلطه بر دنیا قادر ساخته است؛ همان طور که یک اهرم[7] کوچک، انسان را در جا به جایی اجسام سنگین با کم ترین حرکت، توانا می سازد. از این رو نظام جهانی، قبل و بعد از سقوط اتحاد جماهیر شوروی، همچنان نزد همگان احترامش را حفظ کرده است؛ زیرا هر یک از آنان، به قدر گستره و توان خویش از این نظام بهره می برد.

این جوانان (عج)، به سادگی و بی هیچ تردیدی، این خطوط قرمز را زیر پا می گذارند و معادلات و موازنه های مورد توافق را بر هم می زنند. همچنین استقرار، توازن و شوکت جهانی این رژیم ها و سازمان های بین المللی را بی اعتبار می سازند. این سازمان ها و رژیم ها، نه قدرت سلطه بر این جوانان را دارند و نه توانایی تحمّل یا دفع شان را؛ زیرا بیشترین توان این حکومت ها و هیبت جهانی شان، در رویارویی با حکومت ها و سازمان هایی همانند خودشان است و آخرین سلاح آنان قتل، زندان، شکنجه و تبعید است؛ حال آنکه این جوانان از هیچ یک از این امور نمی هراسند.

از این رو، وصفی که در روایت درباره این گروه به کار رفته، بسیار دقیق است: «لَا تُزِلُّهُمُ‏ الرِّيَاحُ‏ الْعَوَاصِفُ وَ لَا يَمَلُّونَ مِنَ الْحَرَبِ‏ وَ لَا يَجْبُنُونَ وَ عَلَى اللَّهِ يَتَوَكَّلُونَ‏ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ‏»؛ آنان را تندبادها نمی لرزاند، از نبرد دلتنگ و ملول نمی شوند و نمی هراسند و بر خدا توکل می کنند و عاقبت [نیک] از آن پارسایان است. بی گمان آنکه [در دل] هراسی ندارد، از نبرد خسته و دلتنگ نمی شود و تندبادها او را تکان نمی دهد. نیرو و امتیاز اینان در آن است که نمی هراسند و دشواری این ها از دیدگاه حکومت ها و قدرت های بزرگ، در همین نکته نهفته است.

منبع: کتاب انتظار پویا، آیت الله آصفی، ترجمه تقی متقی، ص32-38.


پی نوشت ها:

[1]. حاکم نیشابوری، مستدرک الصحیحین، صص464 و533.

[2]. بحارالانوار، ج52، ص243، (دار احیاء التراث العربی و مؤسسه التاریخ العربی، لبنان)؛ غیبت نعمانی، (انتشارات صدوق)، باب 14، ح50.

[3]. عصر الظهور، ص 206.

[4]. بحارالانوار، ج60، ص 216؛ و نیز: سفینه البحار، ج2، ص 446.

[5]. اسراء: 5؛ «پس آن گاه که وعده تحقق نخستین آن دو فرارسد، بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما می گماریم».

[6]. دل هایشان همچون پاره های آهن است که طوفان ها آنان را نلرزاند.

[7]. اهرم: میله آهنی ضخیمی که به وسیله آن اجسام سنگین را جا به جا می کنند.


مطالب مرتبط