باید در خرید خانه وسیع، در خرید مرکبی در حدّ شأن خود و خانواده و در بذل و بخشش مال نسبت به خانواده خود توسعه بدهد. به گونه ای عمل کند که خدای نکرده اهل خانه حاجت خود را نزد دیگران مطرح نکنند یا به خاطر بخل و عدم ...

سخاوت مرد در تأمین معاش خانواده

سخاوت مرد در تأمین معاش خانواده

مرتضی کشاورز، دانشجوی دکترای علوم و قرآن حدیث دانشگاه علوم اسلامی رضوی

متن حدیث:
امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: «صاحِبُ النِّعمَةِ یَجِبُ أن یُوَسِّعَ عَلى عِیالِهِ.»[1] بر صاحب نعمت (کسی که نعمت و تمکن دارد) واجب است که عیال (افراد تحت تکفّل) خود را در رفاه قرار دهد.

شرح حدیث:
بر اساس روایت رسیده از رسول گرامی اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) هدف از بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) تکمیل مکارم اخلاقی است.[2] آنقدر این مسأله اخلاق مهم است که گاه گفته شده است تمام اسلام و خلاصه اسلام، اخلاق نیکوست؛ چنان که فردی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از حقیقت دین پرسید. حضرت به او فرمودند: حقیقت دین اخلاق نیکوست. «جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم) فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا الدِّینُ‏ فَقَالَ حُسْنُ الْخُلُق.»[3]
بر اساس دستورات اسلام، اخلاق خوبِ فرد در خانه ملاک برتری او را تعیین می کند نه اخلاق وی در تعاملات اجتماعی. قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم):‏ «خَیْرُکُمْ‏ خَیْرُکُمْ‏ لِأَهْلِهِ‏ وَ أَنَا خَیْرُکُمْ لِأَهْلِی‏.»[4] بهترینِ شما، بهترینِ شما برای اهل و عیال است و من بهترین شما برای زن و فرزندم هستم.
کما اینکه ملاک بدی و بدتر بودن فرد را بداخلاقی او در خانواده تعیین می کند. قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): «شرُّ النّاس المضیق علی اهله.»[5] بدترین انسانها کسانی هستند که بر خانواده خود سخت می گیرند.
در اینکه چه افعالی اخلاقی است و مصادیق فعل اخلاقی چیست، نظرات و مصادیق متعددی بیان شده است. شاید تعریف ساده فعل اخلاقی این باشد: هر فعلی که به سهولت و آسانی از فرد صادر شود به نحوی که بشر برای آن ارزش قائل باشد و او را بر انجام آن تقدیر و تحسین نمایند.

بدترین انسانها کسانی هستند که بر خانواده خود سخت می گیرند.


یکی از مصادیق افعال اخلاقی که هر فردی برای آن ارزش قائل است و آن را از مصادیق فعل اخلاقی می شمارد بخشندگی خصوصاً نسبت به زن و فرزند است. حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «حُسْنُ‏ الْخُلُقِ‏ فِی‏ ثَلَاثٍ‏ اجْتِنَابِ الْمَحَارِمِ وَ طَلَبِ الْحَلَالِ وَ التَّوَسُّعِ عَلَى الْعِیَالِ.»[6] سه مورد، از مصادیق اخلاق حسنه است: پرهیز از امور حرام؛ کسب حلال و در امور مالی بر زن و فرزند وسعت بخشیدن.
حضرت رضا (علیه السلام) بر همین نکته در روایت تأکید می کنند که لازم است فردی که خداوند به او نعمتی عنایت فرموده در بذل و بخشش آن نعمت بر خانواده خود وسعت ببخشد که این نعمت، گاه نعمتِ علم است، پس باید خانواده را از نعمت علم خود بهرمند نماید. گاهی این نعمت، توانایی و قدرت بر انجام امور است؛ بنابراین شایسته است در امور داخلی خانه به زن و فرزند خود کمک نماید. گاه این نعمت، مال و ثروت است؛ پس باید در خرید خانه وسیع، در خرید مرکبی در حدّ شأن خود و خانواده و در بذل و بخشش مال نسبت به خانواده خود توسعه بدهد. به گونه ای عمل کند که خدای نکرده اهل خانه حاجت خود را نزد دیگران مطرح نکنند یا به خاطر بخل و عدم بخشش او خانواده اش تقاضای مرگ او را از خداوند داشته باشند.

فردی که خداوند به او نعمتی عنایت فرموده، در بذل و بخشش آن نعمت بر خانواده خود باید وسعت ببخشد.


البته این نکته را هم باید توجه داشت که موارد فوق زمانی است که فرد توانایی انجام آن را داشته باشد، اما زمانی که توانایی نداشته باشد، خانواده نیز از او انتظاری نداشته و گاه حتی به خدمت به او و بذل و بخشش نسبت به او اقدام می کنند. انسان مؤمن این ادب را از خداوند می آموزد به این نحو که هر زمان خداوند در امور مالی به او توسعه بخشید او هم نسبت به خانواده بذل و بخشش می کند و هر زمان که نسبت به او سخت گرفت (روزی او کم شد) او هم نسبت به خانواده به همین نحو عمل می نماید. قـالَ رَسُولُ اللّهِ (صلی الله علیه و آله و سلم): «إنَّ الْمُـؤْمِنَ یـَأْخـُذُ بِـأدَبِ اللّهِ عزّ و جلّ إذا وَسِعَ عَلَیْهِ إِتَّسَعَ وَ إذا أمْسَکَ عَلَیْهِ أمْسَکَ.»[7] مؤمن این ادب را از خدا می آموزد، هنگامى که خدا به او گشایش دهد او هم توسعه مى دهد و زمانى که خدا از او باز داشت، او هم مراعات و امساک مى کند.


---------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1] . مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج1، ص285.
[2] . «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق».(خصال، شیخ صدوق، ج1، ص13).
[3] . بحار الانوار، علامه مجلسی، ج68، ص393.
[4] . من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج3، ص555.
[5] . نهج الفصاحه، ص538.
[6] . بحارالانوار ، علامه مجلسی، ج 68، ص394.
[7] . الکافى، محمد بن یعقوب کلینی، ج4، ص۱۲.



مطالب مرتبط