اباصلت هروى گوید: من کسى را داناتر از على بن موسى الرضا ندیدم، هیچ دانشمندى نیز حضرت را ندید مگر آن که مانند من گواهى داد. مأمون ...

شخصیت علمى امام رضا (ع)

شخصیت علمى امام رضا (ع)

شخصیت حضرت رضا (ع) از نظر علمى به گونه ‏اى است که حضرت صادق ‏(ع) در مورد امام رضا (ع) قبل از تولد ایشان به فرزند خود موسى بن جعفر بارها مى‏ فرمود : عالم آل محمد (ص) در نسل توست، اى کاش او را درک مى ‏کردم.

محمد بن عیسى یقطینى گوید : از پاسخ هایى که حضرت رضا (ع) به سؤال ‏هاى مردم داده بود، پانزده هزار مسأله جمع آورى کردم.

اباصلت هروى گوید : من کسى را داناتر از على بن موسى الرضا ندیدم، هیچ دانشمندى نیز حضرت را ندید مگر آن که مانند من گواهى داد. مأمون در مجالس متعدد تعدادى از دانشمندان ادیان و فقهای شریعت (اسلام) و متکلمان را جمع کرد و حضرت بر همه ی آنها پیروز گردیدند .
و من از ایشان (حضرت رضا(ع)) شنیدم که مى ‏فرمود : من در (مدینه) مسجد (پیامبر(ص)) مى ‏نشستم، در حالى که دانشمندان در مدینه فراوان بودند، هرگاه یکى از آن ها در پاسخ مسأله ‏اى عاجز مى‏ شد همگى به من اشاره مى‏ کردند و مسأله را به من ارجاع مى ‏دادند و من پاسخ مى ‏دادم.

ابراهیم بن عباس گوید : هرگز ندیدم از حضرت رضا چیزى بپرسند مگر این که آگاه بود، هیچ کس را آگاه ‏تر از او به تاریخ گذشته تا زمان خودش ندیدم. مأمون همواره او را با سؤال ‏هاى گوناگون امتحان مى ‏کرد و او با جواب کامل به وى پاسخ مى‏ داد.

حسن بن على وشاء که بر اثر شبهات مخالفان به مذهب وقف گرایش پیدا کرده بود، گوید : مسائلى را در طومارى نوشتم تا حضرت رضا (ع) را با آن امتحان کنم. درب خانه حضرت آن قدر ازدحام جمعیت بود که موفق به ملاقات ایشان نشدم. ناگاه متوجه شدم که خدمتکار حضرت به دنبال من است و مى‏ گوید : حسن بن على وشّاء که نوه دخترى الیاس بغدادى است، کیست ؟ گفتم : منم؛ نامه ‏اى به من داد و گفت : پاسخ مسائلى که همراه دارى این است ! به این ترتیب من به امامت ایشان یقین کردم و مذهب وقف را رها نمودم.

برخى از محافلى که مأمون ترتیب داده بود، چنان عظیم و سنگین بود و دانشمندان تمامى ملت ‏ها از بزرگان یهود و نصارى و صائبی و زرتشتی و متکلمان جمع شده بودند که حسن بن محمد نوفلى به حضرت نصیحت کرد و گفت : آن ها اهل مغالطه و شبهه هستند، از آن ها حذر کنید، حضرت رضا (ع) تبسمى نمود و فرمود : آیا مى ‏ترسى آن ها بر من پیروز شوند ؟... اى نوفلى آیا مى ‏دانى چه وقت مأمون از این کار پشیمان مى‏ شود ؟ وقتى استدلال مرا با اهل تورات به تورات آن ها و با اهل انجیل به انجیل آن ها و با اهل زبور به زبورشان و با صائبین به زبان عبرى خودشان و با اهل هرابزه با زبان فارسى آن ها و با اهل روم به زبان رومى و (دیگر) سخنداران به لغت خودشان بشنود؛ آن گاه که من بر همه ی آن ها پیروز شدم مأمون پشیمان مى‏ شود و لاحول ولا قوه الا بالله العلى العظیم...


منبع:
حکایت آفتاب، تالیف سید محمد نجفی یزدی، تهیه و تدوین اداره امور فرهنگی آستان قدس، نشر قدس رضوی.



مطالب مرتبط