شعرشهادت امام رضا (علیه السلام)

شعرشهادت امام رضا (علیه السلام)

شعرشهادت امام رضا (علیه السلام)

5be46a7f96f12.jpg

رو لباش همیشه لبخند

توو دلش یه آسمون بود

توو مدینه او همیشه

با خدا و مهربون بود

5be46ab8dfe40.jpg

این طرف می خواست مامون

همه دنیا رو بگیره

اون میخواس امام هشتم

قدرتش رو بپذیره

5be46b4acd936.jpg

پس، با نامه‌‌ها، به ایران

کرد امام رضا رو دعوت

تا بیاد دلا به سمتش،

خیلی آسون، خیلی راحت...

5be46ba689aed.jpg

جز خدا، امام هرچند

از کسی نمی‌هراسید

او ولی تو قلب مردم

مهر و پاکی و وفا دید

5be46c1cc5fb0.jpg

سوی مرو و طوس، اون سال

راهی شد امام هشتم

با قدمهاش توی ایران

شادی اومد بین مردم

5be46c837ad74.jpg

هر طرف، امام می‌رفت

غم و کینه دور می‌شد

با حضورش همه دلها

غرق شوق و نور می‌شد


یاور یتیم‌ها بود

مهربون و پاک چون رود

از دلا غما رو می برد

خیلی خوب و راحت و زود


سوی او مادر آهو

اومد و پناه آورد

او غم و غصه رو حتی

از دل کبوترها برد

5be46cd60ad25.jpg

امّا مأمون که نمی‌خواست

کسی با آقا بمونه!

نمیخواس کسی توو اون شهر

راه خوبی رو بدونه!


فکر یک نقشه‌ی تازه

فکر حیله بود و چاره...

با خودش می‌گفت که این کار

راه دیگه‌ای نداره!!

5be46d097b738.jpg

اون روز "انگورای سمّی"

نقشه‌ها رو چاره کردند

دل و قلب اون امامو

ریزه ریزه پاره کردند...

5be46d65f3764.jpg

حالا کوچه‌های مشهد

اون روزا رو یادشونه

میگن از امام هشتم

واسه‌ی هم، دونه دونه

5be46da07be4c.jpg

حرمِ قشنگت آقا

یه بهشته توو خراسان

السلام امام هشتم

السلام امام رضاجان...


مطالب مرتبط