دهانم سوخته و دندانهایم بی حس شده بود...

شفای هر دردی

شفای هر دردی

دهانم سوخته و دندانهایم بی حس شده بود...
از آن روز که راهزن ها دهانم را پر از برف و یخ کرده بودند؛ نه توان حرف زدن داشتم نه غذا خوردن.یک شب از درد می پیچیدم که خوابم برد. در خواب گفتند علی ابن موسی در مسیر خراسان است. پیش او برو برای درمان. رفتم. امام هم نسخه ای داد: مقداری کمون، زیره، سعتر، مرزه، آویشن و نمک را با هم ترکیب کن، بکوب و با پودرش دهانت را شستشو بده.
اعتنایی نکردم به خواب ولی به نیشابور رفتم و سراغ علی ابن موسی را گرفتم. در راه خراسان بود. خودم را به او رساندم. خواهش کردم دارویی برای زبان و دندانم بدهد.
نگاهم کرد و گفت: همان دارویی که در خواب دادم استفاده کن، خوب می شوی.
تعجب کردم گفتم خواهش می کنم دوباره بفرمایید.
امام دقیقا همان دستور را داد.
به خانه که رفتم نسخه امام را عمل کردم و زبانم خوب شد.
شفا در دستان علی ابن موسی بود. فقط باید از او می خواستم.

منبع : إعلام الورى طبرسى : ج 2، ص 58 57، عیون اءخبارالرّضا علیه السلام : ج 2، ص 211، ح 16، الثّاقب فى المناقب : ص 484، ح 413
زهرا مرتضوی


مطالب مرتبط