این روزها در میان هیاوهوی رسانه ها، توجه به اعتراضات مردم فرانسه و نگاهی به شعارهای آنان بسیار درس آموز است. مردمی که نماد نارضایتی و اعتراضات جهانی علیه نظام سرمایه داری هستند. در چینن شرایطی دل سپردن به وعده و وعیدهای کشورهایی که خود دچار مشکلات جدی در زمینه های مختلف هستند عاقلانه به نظر نمی رسد.

طناب پوسیده نظام سرمایه داری

طناب پوسیده نظام سرمایه داری

حتما شما هم تصاویر منتشر شده از اعتراضات خیابانی مردم فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی را در روزهای اخیر دیده اید. تصویر زن فرانسوی که در مقابل پلیس فرانسه زانو زده است و از آنان می خواهد که به او شلیک کنند چون چیزی برای از دست دادن ندارد.

این زن و فریادهای پر از خشم و ناامیدی او را باید نماد جهانی دانست که تفکر لیبرال دموکراسی غرب و اقتصاد سرمایه داری ساخته است. زانو زدن و شکسته شدن بشریت در جهانی که در آن هر روز عده ایمعدود ثروتمندتر می شوند و موج فقر و فلاکت میلیاردها انسان را در سراسر جهان در می نوردد. کافی است نگاهی به آمار فقر و گرسنگی در کشورهای دنیا بخصوص کشورهایی که سال ها تحت استعمار قدرت های بزرگ جهانی بیندازید.

گزراش سال2018 بنیاد آکسفام، به عنوان سازمان خیریه که در سراسر جهان فعالیت می کند و از اصلی ترین منتقدان نظام اقتصادی غرب است، پرده از آمار وحشتناک فقر و بی عدالتی روزافزون در جهان بر می دارد. بر اساس این گزارش، 82درصد ثروت خلق شده جهان در سال2017به جیب فقط یک درصد از جمعیت جهان رفته است و در حالیکه 7/3میلیارد نفر از جمعیت جهان که شامل نیمی از جمعیت جهان و البته فقیرترین آنهاست، هیچ افزایشی را در ثروت خود تجربه نکرده است. 42نفر معادل نیمی از جمعیت جهان ثروت دارند. این عدد در سال 2016، شامل 61نفر می شده است. طبق این گزارش فقط با مالیات 5/1درصد ثروتمندان جهان، می توان کل کودکان جهان را به مدرسه فرستاد.

اما در فضای کنونی جهانی، کشورهایی که خود نیز در اوج قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی بوده اند نیز با حرکت در مسیر نظام سرمایه داری با بحران های جدی روبرو شده اند.

حال در چنین شرایطی که نتیجه سال ها مدیریت #نظام_سرمایه داری در جهان بر همگان آشکار شده است، توجه به نسخه های غربی و موسسات بین المللی که راه حل های شکست خورده نظام سرمایه داری را برای ما دیکته می کنند کار صحیحی به نظر نمی رسد. آیا پیوند زدن منافع کشور با تصویب کنوانسیون های بین المللی آن هم بدون توجه به منافع و مضرات آن برای اقتصاد و امنیت کشور ما را دچار مشکلات جدی تری نخواهد کرد؟

آیا توقع ارائه راه حل و مرتفع کردن مشکلات کشور، از کشورهایی که خود دچار بحران های بی پایان در زمینه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هستند و به گفته روزنامه فرانسوی (فیگارو) به ناتوانی استراتژیک رسیده است. ما را به سرمنزل مقصود خواهد رساند؟برای مثال در نظر سنجی که آوریل 2008 در آمریکا انجام شده است، 81درصد مردم این کشور اعتقاد دارند که این کشور در مسیری اشتباه در حال قدم برداشتن است و از وضعیت آمریکا رضایت ندارند.

به نظر می رسد نگاه مطلق به بیرون از مرزها و امید به کارگشایی امور کشور در مذاکرات با کشورهایی که تجربه ای تلخ از بدعهدی آنان داریم به دور ازکیاست و سیاست باشد. آن هم کشوری همچون ایران که از ظرفیت های بالقوه و بالفعل فراوانی در زمینه حل مشکلات و معضلات برخوردار است.

مثال های فراوانی برای این ظرفیت ها و استعدادها وجود دارد که می توان آنها را نمونه هایی از پیشرفت با استفاده از توان داخلی و نیروی انسانی جوان و متخصص دانست. از پیشرفت های کم نظیر دفاعی ایران تا قرار گرفتن در باشگاه کشورهای دارای فن آوری هسته ای یا کشورهای دارای فناوری های فضایی، رتبه های غرور آفرین ایران اسلامی در فن آوری هایی همچون سلول های بنیادی، نانو و لیزر و ... همه و همه نشان از وجود توانایی های لازم برای فائق آمدن بر مشکلات در کشور است.


مطالب مرتبط