چکیده به تناسب ایام فاطمیه و به فراخور ضرورت تأسّی به خلوص عبودی حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در سوره دهر، مسأله اصلی این نوشتار، راهکار حصول عبادت خالصانه و...

عبادت بر مدار اخلاص

عبادت بر مدار اخلاص


چکیده
به تناسب ایام فاطمیه و به فراخور ضرورت تأسّی به خلوص عبودی حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در سوره دهر، مسأله اصلی این نوشتار، راهکار حصول عبادت خالصانه و فرض اصلی آن، نیل به وادی اخلاص از رهگذر ارتقاء بینش توحیدی است. در نتیجة مراجعه به آیات و روایات و دلایل نقلی، صحّت فرضیّه مزبور به اثبات می رسد و نقش کلیدی بینش توحیدی در حصول عبادت خالصانه معلوم می گردد.

مقدمه:
همان گونه که می دانیم، یکی از والاترین مفاهیم دینی، اخلاص است که در اسلام جایگاهی بس ارزنده دارد. مروری بر سیره حضرات معصومین علیهم السلام گویای این است که آن بزرگواران، بزرگ پرچمداران وادی اخلاص اند، چونانکه در زیارت جامعه کبیره آنها را نه با عنوان «مُخلِص»، بلکه فراتر از آن با عنوان «مُخلَص» مورد مدح و ثنا قرار می دهیم و اقرار می کنیم که ایشان در مقام توحید، به والاترین مراتب اخلاص رسیده اند: «و المخلَصین فی توحید الله». (مفاتیح الجنان، قمی، زیارت جامعه کبیره)
قرآن کریم در جای جای خویش اخلاص پارسایان و مقربان درگاه حق را ستوده است. از جمله آیاتی که ناظر به والاترین مراتب اخلاص است، آیاتی چند از سوره مبارکه دهر است که به گواهی خاصه و عامه در شأن حضرت امیرالمؤمنین، حضرت فاطمه زهرا و حسنین علیهم السلام نازل گردیده [1] و گوشه ای از فضائل و مناقب آن بزرگواران را برای ما به تصویر می کشد: «وَ یُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلىَ‏ حُبِّهِ مِسْکِینًا وَ یَتِیمًا وَ أَسِیرًا * إِنمَّا نُطْعِمُکمُ‏ لِوَجْهِ اللهِ لانُرِیدُ مِنکمُ‏ جَزَاءً وَ لاشُکُورًا». (دهر/9-8)
از آنجا که این بزرگ پیشوایان، نابترین الگوها برای جامعه اسلامی اند و تبعیّت از سیره و سنت ایشان بر ما واجب است، اکنون به بهانه ایّام فاطمیّه، شایسته است درس اخلاص فاطمی را در مکتب قرآن به تلمّذ بنشینیم و به این مسأله اصلی بپردازیم که راهکار اصلی نیل به وادی اخلاص چیست؟
آنچه ضرورت بخشِ پرداختن بدین مسئله است، جایگاه والای اخلاص در دین اسلام است، به گونه ای که اساساً جوهر اسلام واقعی چیزی جز اخلاص نیست و نمی توان بدون ورود به وادی اخلاص دم از مسلمانی زد.
در ادامه از منظری تحلیلی و درون دینی بدین مهم می پردازیم. اساساً هدف غایی از این نوشتار نیز چیزی جز تأسّی به سیره فاطمی در اخلاص عبودی نیست. در این میان، فرض اصلی این نوشتار تأثیر بینش ناب توحیدی در دست یازیدن به مراتب والای اخلاص است، به گونه ای که اگر سوره دهر خلوص عبودی حضرت زهرا سلام الله علیها را می ستاید، ریشه این خلوص عبودی در برخورداری حضرتش از نابترین معارف توحیدی است.

1- اخلاص در لغت و اصطلاح
واژۀ اخلاص در اصل لغت به معنای پیراسته ساختن چیزی از شائبه و آلودگی است؛ (معجم مقاییس اللغه، ابن فارس، ج2، ص168) چنانکه در آیۀ «نُسْقیکُمْ مِمَّا فی‏ بُطُونِهِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبین» (نحل/46) نیز عنوان خالص، وصف شیر حیوان قرار گرفته که در عین مجاورت با عناصری چون خون در بدن چارپایان، از هرگونه آمیختگی با آنها به دور بوده و از هرگونه آلودگی محفوظ مانده است. (مجمع البیان، طبرسی، ج‏6، ص572؛ أنوار التنزیل، بیضاوی، ج‏3، ص232)
در راستای همین معنای لغوی، معنای اصطلاحی اخلاص در برابر رذیلۀ «ریا» عبارت است از وجود خویش را از هر غیرخدایی پیراستن، به گونه ای که جز او نبیند و جز او طلب نکند. (احیاء علوم الدین، غزّالی، ج4، ص381-379) امام کاظم علیه السلام در فراز «وَ الإِخْلَاصُ وَ ضِدَّهُ الشَّوْبَ» [2] از حدیث جنود عقل و جهل، فضیلت اخلاص را در برابر «شوب» قرار میدهند که در بارزترین وجه خود، همان معنای «ریا» را افاده میکند. (الکافی، کلینی، ج1، ص22) مراد از این واژه، آمیختن هرگونه غرض و مقصد دیگری با نیّت لله است که در نتیجه، نیّت را مشوب و از حالت اخلاص، خارج ساخته است. (ریاض السالکین، مدنی، ج4، ص400؛ المحجة البیضاء، فیض کاشانی، ج9، ص130)
آیاتی چون «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّة» (بقره/208) با ایراد واژۀ «کافّة» از آدمی می خواهد همۀ وجود خویش را از آن خدا سازد و در هیچ ذرّه ای از آن، جایی برای غیر او نگشاید، (الفرقان، صادقی تهرانی، ج‏3، ص229؛ فی ظلال القرآن، قطب، ج‏1، ص211) و نیز آیاتی چون «إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذی فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنیفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِکینَ» (انعام/79) که از انقطاع ابراهیمی از همه سوی و همه کس به درگاه یگانه معبود هستی سخن به میان می آورد؛ همچنین آیاتی نظیر «قُلْ إِنَّ صَلاتىِ وَ نُسُکِى وَ محْیَاىَ وَ مَمَاتىِ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ * لاشرِیکَ لَهُ وَ بِذَالِکَ أُمِرْتُ وَ أَنَا أَوَّلُ المُسْلِمِینَ» (انعام/163-162) که تنها غرض و یگانه غایت همه هستیِ پیامبر (صلی الله علیه و آله) را خدا می داند، به همین اخلاص ناب نظر دارند. [3]

2- جایگاه اخلاص در اسلام
اگر بخواهیم به جایگاه اخلاص در دین مبین اسلام پی ببریم، باید بدانیم که اساساً مفهوم اسلام که نام دین پیامبر خاتم از آن مأخوذ است، جوهره ای جز اخلاص ندارد. گواه این مدّعا این است که خداوند در آیۀ «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الإِسْلامُ» (آل عمران/19)، نخست دین حقیقی را اسلام نام می نهد و آنگاه در فراز بعد، در مقام تبیین چیستی این امر، اسلام را بدین گونه تعریف می سازد: «فَإِنْ حَاجُّوکَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِیَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَن.» (آل عمران/20) (التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج3، ص59)
اندیشه وران در تفسیر «اسلام الوجه لله» مراد از «وجه» را نفس و ذات انسانی دانسته اند، چنانکه عرب در بسیاری از موارد از نفس و ذات به «وجه» تعبیر می کند. (المفردات، راغب اصفهانی، ج1، ص656؛ مجمع البیان، طبرسی، ج1، ص357) بر این اساس، طبق این آیه شریفه، حقیقت مفهوم اسلام اینست که انسان، همۀ وجودش را تسلیم خدا کند و هیچ سهمی، هرچند اندک، از آن را برای خود باز پس نگیرد و هیچ مراد و مقصودی جز او را برای خود برنگزیند. (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، ج5، ص191) اینجاست که اخلاص به معنای کامل تحقّق می یابد و این چیزی جز حقیقت اسلام نیست؛ چنانکه خداوند متعال در آیۀ «ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّة» (بقره/208) با ایراد واژۀ «کافّة» از مردمان می خواهد که با همۀ اجزای وجودی خویش به وادی اسلام درآیند و تسلیم محض خدا شوند، به گونه ای که در هیچ ذرّه ای از آن، غرضی جز خدا یافت نشود. (الفرقان، صادقی تهرانی، ج‏3، ص229؛ فی ظلال القرآن، قطب، ج‏1، ص211)
پیوند معنایی «اسلام» و «اخلاص» تا جایی است که از یک سو خداوند در آیۀ «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللهِ الإِسْلامُ»، دین برگزیدۀ خویش را «اسلام» نام می نهد و از سوی دیگر، در آیه «إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللهَ مُخْلِصاً لَهُ الدِّینَ * أَلا لِلَّهِ الدِّینُ الْخالِصُ» (زمر/2-3) نشان می دهد تنها دینی مقبول آستان حضرت باری تعالی است که خالص و بی شائبه باشد و این تقارب معنایی، اثباتگر این همانی اسلام و اخلاص است. مفسّران دین خالص را عبارت از دینی دانسته اند که در آن، بنده هیچ مقصد و هدفی جز خدا را دنبال نکند و فارغ از هر بهشت و دوزخی، تنها در اندیشۀ محبّت و رضایت باری تعالی باشد و این همان معنایی است که از آن در روایات با عنوان عبادت احرار عنوان شده است. (الکافی، کلینی، ج2، ص84)

3- اخلاص فاطمی در سوره دهر
از جمله آیاتی که به مراتب والای اخلاص با تعبیر «لوجه الله» می پردازد، آیات شریفه سوره دهر (هل اتی) است که در شأن حضرت زهرا سلام الله علیها و خانواده گرامی اش نازل شده است: ««إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لانُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لاشُکُوراً». (دهر/9) (مأخذ شناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوه هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام، جلالی، رضاداد، ص143)
همان گونه که مشاهده می شود، در این آیات شریفه با برترین مراتب اخلاص مواجه می شویم، اخلاصی از والاتبارانی که تنها به دلیل حبّ الهی انفاق می کنند و در این راه، تنها وجه باری را می جویند: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لانُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لاشُکُوراً».
در یک نگاه تفسیری، مراد از «لوجه الله» طلب نظر عنایت محبوب است؛ توضیح اینکه به قرینۀ کاربرد «وجه» در آیه «یَخْلُ لَکُمْ وَجْهُ أَبیکُم» (یوسف/9) که حاکی از درخواست برادران حضرت یوسف علیه السلام برای برخورداری کامل و بلامنازع از محبّت حضرت یعقوب علیه السلام است، طلب اقبال و محبّت محبوب نسبت به محبّ، در تعابیری چون «لوجه الله» و «ابتغاء وجه الله» منظور می باشد. (المنار، رشیدرضا، ج3، ص72)
لذا به گواهی آیات مزبور، اخلاص فاطمی اخلاصی است که نیتی جز وجه باری و طلب رضایت محبوب ندارد.

4- ارتقاء بینش توحیدی، یگانه راهکار حصول عبادت خالصانه (عبادت احرار)
اکنون جای این پرسش است که راه نیل به وادی اخلاص چیست و چگونه می توان به اخلاص فاطمی نزدیک شد؟
از نگاه قرآنی راه نیل به وادی اخلاص و بلکه خاستگاه و ریشۀ این فضیلت، چیزی جز بینش و یقین توحیدی نیست؛ چنانکه به گواهی آیات «وَ کَذَالِکَ نُرِى إِبْرَاهِیمَ مَلَکُوتَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِین * ... * إِنىِّ وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الأَرْضَ حَنِیفًا وَ مَا أَنَا مِنَ الْمُشرِکِین» (انعام/79-75)، حضرت ابراهیم علیه السلام از آنرو به این مرتبه از اخلاص دست یافته بود که در بینش توحیدی به مرتبۀ یقین رسیده بود. (من وحی القرآن فضل الله، ج‏9، ص189؛ الفرقان، صادقی تهرانی، ج‏10، ص114)
همین مسأله در روایات نیز به چشم می خورد؛ چنانکه روایت «الاخلاص ثمرة الیقین» (غررالحکم، آمدی، ج1، ص128) صریحاً اساس اخلاص را در یقین می جوید و حضرت امیر علیه السلام ارتقاء در مراتب توحیدی را راه نیل به مرتبه اخلاص بر می شمرد: «کَمَالُ تَوْحِیدِهِ اَلْإِخْلاَصُ لَهُ». [4] (نهج البلاغه، شریف رضی، ج1، ص15)
دلیل این امر اینست که اگر در یک نگاه توحیدی، انسان خدا را به عنوان «الله» پذیرفت و دانست همۀ اوصاف جمال و کمال تنها در او یافتنی است، پهنۀ هستی در نگاهش رنگ می بازد و جانش تنها در مدار جذبۀ او به پرواز در می آید: «قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُم» (انعام/91) در نتیجه: «قَطَعَهُمُ اَلْإِیقَانُ بِهِ إِلَى اَلْوَلَهِ إِلَیْهِ وَ لَمْ تُجَاوِزْ رَغَبَاتُهُمْ مَا عِنْدَهُ إِلَى مَا عِنْدَ غَیْرِهِ». [5] (نهج البلاغه، شریف رضی، ج1، ص170)
لذاست که قرآن کریم برای رساندن متربّی به مرتبۀ اخلاص، بر همین بینش توحیدی تکیه می کند: «هُوَ الْحَیُّ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ». (غافر/65)
در این آیۀ شریفه، آنچه نخست، محل بحث قرآن قرار می گیرد، عبارت «هو الحیّ» است. وصف حیّ که در اصل لغت، صفت مشبّهه و از ریشه «ح ی ی» است، فعّال و مدرک بودن موصوف را می رساند؛ به گونه ای که هرچه قوّت حیات موجودی فزونتر باشد، میزان ادراک و فعّالیّت او بیشتر خواهد بود. [6]
آیۀ مزبور حقیقت حیات را به صورت مطلق در ذات باری تعالی منحصر می گرداند. این انحصار که از معرفه بودن مسند استنباط می شود، دالّ بر انحصار همۀ اسمای حسنی و اوصاف کمالیّه در ذات ربوبی است (التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج24، ص236؛ المیزان، طباطبایی، ج17، ص346)؛ زیرا صفاتی چون «سمیع»، «بصیر»، «علیم»، «قدیر»، «رحیم»، «ملک» و غیره همگی فرع بر حیاتند و هر کدام نمودی از آن محسوب می شوند؛ (تفسیر اسماء الله الحسنی، سعدی، ص166) لذا حصر حقیقت حیات در ذات ربوبی، حصر آثار و فروعات آن را نیز به دنبال دارد.
با این حصر معلوم می گردد سرتاسر هستی ممکن الوجودی آفل و زایل است که دوام و پایایی ندارد و همان بهرۀ موقّتی هم، ناشی از احیا و افاضه لحظه به لحظۀ باری تعالی است. (المیزان، طباطبایی، ج2، ص330 و ج17، ص346؛ تیسیر الکریم الرّحمن، سعدی، ص893؛ التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج24، ص236) لذا یگانه معبودی که الوهیّت را می شاید، ذات ربوبی است و هرچه جز او هیچ و ناچیز می نماید: «لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ».
تبیین این دو مقدّمه پلی است تا قرآن کریم متربّی را به وادی توحید در اخلاص برساند. به برهان آیۀ مزبور، اگر فطرت پویای آدمی برای نیل به کمال برتر، مجذوب امور مطلوب گشته و این مجذوبیّت، بر همۀ شخصیّت و حیات او سایه افکند، بایسته است هستی و عصارۀ جان خویش را به پای محبوبی بریزد که یگانه «حیّ» حقیقی است و تنها او می تواند جان انسان را در مدار جذبۀ خویش، به کمال مطلوب نایل گرداند؛ در غیر این صورت، عشق انسان زوال پذیر و با دلزدگی توأم خواهد بود. به عبارت دیگر، اگر اخلاص یعنی گذر از همه چیز و همه کس در مدار جذبۀ محبوب، محبوبی یارای این را دارد که خود، جامع همه اوصاف کمالیّه و برخوردار از حیات حقیقی باشد و بتواند کاستیهای وجودی محب را اعتلا بخشد و چنین حیاتی جز در یگانه معبود هستی یافتنی نیست. (شرح نهج البلاغه، جعفری، ج10، ص201-200)
لذا آنکه حقیقتاً می تواند مطلوب فطرت افتد و همواره او را در مدار جاذبۀ خود نگاه دارد، یگانه پروردگاری است که همۀ امور مطلوب هستی، مطلوبیّت خویش را مرهون اویند و در سایه سار پیوند با او ارزشمند می گردند؛ از همین رو، دل بستن تنها او را سزد، اخلاص او را شاید و هرچه جز او را انقطاع باید.
همان گونه که مشاهده می شود، در چنین بینشی همۀ هستی، مرده ای بیش نیست و اگر جنبشی هم دارد، از تأثیر یگانه حیات بخش هستی است؛ لذا زنده ای جز خدا وجود ندارد تا بخواهد قلب آدمی را مشغول خویش داشته و از خدا منصرف سازد. کسی جز او نیست تا بتواند هستی آدمی را تحت الشّعاع قرار داده، در وجود وی سهمی برای خود بگشاید و راهی جز اخلاص لله را پیش پای او بگذارد. لازمۀ طبیعی ایمان به چنین بینشی، رسیدن به مرتبۀ توحید در اخلاص و دور ماندن از هرگونه انصراف به غیر خداست. لذاست که بزرگ متربّیان مکتب قرآن کریم همچون حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها، همۀ وجود خویش را از آن یک معبود ساخته، تنها او را وجهۀ پرستش خود قرار داده، مؤثّری در وجود جز خدا نمی بینند، سر بر آستان کسی جز او نمی سایند، غایتی جز او را بر نمی تابند و با انقطاع از همه چیز، تنها وجه باری را خواستار می شوند: «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لاشُکُوراً». (دهر/9)

نتیجه:
از آنچه گذشت معلوم می گردد اخلاص جوهره اسلام است و بدون اخلاص نمی توان از حقیقت مسلمانی دم زد. به گواهی آیات و روایات از جمله آیات سوره دهر، اهل بیت علیهم السلام بزرگ پرچمداران وادی اخلاص اند و بر ماست که در این راه به ایشان اقتدا کنیم. از منظر قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام، ارتقاء معرفت و بینش توحیدی، شاهراه نیل به وادی اخلاص است. از اینرو برای دست یافتن به یک عبادت خالصانه، لازم است روز به روز بر معرفت خود نسبت به پروردگار بیفزاییم و با تدبّر در آیات و روایات نسبت به ارتقاء بینش توحیدی خویش کوشا باشیم.


فهرست منابع:
- قرآن کریم.
- إحیاء علوم الدین، غزّالی، ابوحامد محمّد بن محمّد (451- 505ق)، بیروت، دارالمعرفة، بی تا.
- ادب فنای مقرّبان، جوادی آملی، عبدالله (‎۱۳۱۲- ...)، تحقیق محمّد صفایی، چاپ اول، قم، نشر اسراء، 1387.
- انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیضاوی، عبدالله بن عمر (د.‎۶۸۵ق)، داراحیاء التراث العربی، بیروت، 1418ق.
- التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، حسن (1334-1384ق.)، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ‎۱۳۶۰.
- تفسیر التحریر و التنویر المعروف بتفسیر ابن عاشور، ابن عاشور، محمّدطاهر (1879-1973م)، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، 1423ق.
- تیسیر الکریم الرّحمن فی تفسیر کلام المنّان، سعدی، عبدالرّحمن بن ناصر (1889-1975م)، چاپ دوّم، بیروت، مکتبة النّهضة العربیّة، 1408ق.
- الحکمة المتعالیة فی الاسفار العقلیة الاربعة، صدرالدین شیرازی، محمّد بن ابراهیم (۹۷۹-‎۱۰۵۰ق)، الطبعه الثالثه، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1981م.
- شرح نهج البلاغة، جعفری تبریزی، محمّد تقی، (1302- 1377)، بی جا، بی نا، بی تا.
- الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن، صادقی تهرانی، محمّد (‎۱۳۰۷ -1390)، قم، انتشارات فرهنگ اسلامی، 1365.
- الکافی، کلینی، محمّد بن یعقوب (؟-329ق)، تصحیح علی اکبر غفاری، الطبعة الخامسة، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1363.
- «مأخذشناسی و ارزیابی سندی اصل نزول سوه هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام»، جلالی، مهدی؛ رضاداد، فاطمه؛ در فصلنامه علمی پژوهشی علوم حدیث، شماره56، تابستان89.
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، فضل بن حسن (در حدود ‎۴۶۸-‎۴۵۸ق)، تهران، ناصرخسرو، 1372.
- المحجّة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، فیض کاشانی، محمّدبن شاه مرتضی (1006-1091ق)، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1417ق.
- معجم مقاییس اللغة، ابن فارس، احمد بن فارس (۳۲۹-‎۳۹۵ق)، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1404ق.
- المفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، حسین بن محمّد (قرن‎۴ق)، تحقیق صفوان عدنان داوودی، دمشق، الدار الشامیّة، 1412ق.
- تفسیر المنار، رشیدرضا، محمّد (1865-1935م)، مصر، الهیئة المصریة العامّة للکتاب، 1990م.
- من وحی القرآن، فضل‌الله، محمّدحسین (۱۹۳۵-2010م)، بیروت، دارالملاک، ‎۱۴۱۹ق.
- المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمّدحسین (۱۲۸۱-‎۱۳۶۰)، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417ق.
- نهج البلاغه، شریف الرضی، محمّد بن حسین (۳۵۹-‎۴۰۶ق)، شرح محمّد عبده، الطبعة الأولی، قم، دارالذّخائر، 1412ق.


-------------------------------------------------------------
1- برای آگاهی بیشتر ر.ک به: بررسی سندی اصل نزول سوره هل اتی در شأن اهل بیت علیهم السلام، جلالی، رضاداد، مجله علوم حدیث، شماره56.
2- و فضیلت اخلاص که خصلت معارض آن، ریا و آمیختگی است.
3- شایان ذکر است اخلاص عنوانی است که در دو بخش اعتقاد و عمل، کاربرد دارد و رابطه متقابل با یکدیگر دارند. اخلاص اعتقادی بدین معناست که انسان موحّد، کلّ هستی را برای خدا و در اختیار او ببیند و غیر او را مالک و مَلِک چیزی نداند. اخلاص عملی یعنی اینکه انسان، عمل خود را تنها برای خدا انجام دهد و آن را به ریا و سمعه ‏که از مراتب شرک خفی است‌ آلوده نسازد. این نوع از اخلاص اگرچه از بالاترین کمالات عملی است، اما مربوط به آغاز برنامه سلوک اعتقادی و علمی به سوی خداست. (ادب فنای مقربان، جوادی آملی، ج2، ص370)
4- «کمال توحید او، اخلاص به درگاه الهی است». برای دریافت دلالت معنایی این فراز ر.ک: طباطبایی، المیزان، ج6، ص93؛ ابن میثم، شرح نهج البلاغة ابن میثم، ج1، ص269.
5- «یقین به پروردگار، آنها را به والگی درگاه حقّ کشانیده و رغبتشان به آنچه نزد خداست، آنها را از رغبت به ماسوا دور ساخته است».
6- برای دریافت تبیین لغوی و تفسیری «حیّ» ر.ک: مجمع البیان، طبرسی، ج2، ص626؛ التحریر و التنویر، ابن عاشور، ج2، ص492؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، مصطفوی، ج‏2، ص377. نیز به منظور فهم تبیین فلسفی آن مراجعه گردد به: الأسفار، صدرالدّین شیرازی، ج8، ص417-414.

فاطمه رضاداد، دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث، دانشگاه فردوسی مشهد


مطالب مرتبط