افراد قاطع آموخته اند که با خون سردی بر مواضع و خواسته های به حق خود پافشاری کنند.

قاطعانه ابراز وجود کنید

قاطعانه ابراز وجود کنید

برای برخورد با افراد پرخاشگر و زورگو می توان از فنون و تکنیک های زیر استفاده کرد:

1- صفحه خط افتاده

نخستین فنی که هر فرد در ستاندن حق خود باید بیاموزد، ایستادگی آرام و محترمانه بر حرف خویش است. باید آموخت که چگونه بدون عصبانی شدن یا عقب نشینی کردن، بر حرف و خواسته به حق خویش پافشاری کرد. افراد سلطه پذیر، معمولاً در برابر استدلال ها و چون و چراهای فرد مقابل زود میدان را خالی می کنند و افراد پرخاشگر و عصبی مزاج نیز به شکلی نامناسب به بحث و جدل ادامه می دهند که در پایان معلوم نیست کار به کجا می انجامد. اما افراد قاطع آموخته اند که با خون سردی بر مواضع خود پافشاری کنند.

وقتی که اطمینان دارید که درست می گویید و همه اطلاعات و توضیحات لازم را به فرد مقابل منتقل کرده اید یا اینکه وی از پیش آنها را می داند، اما بر نادیده گرفتن حق و اختیارات شما پافشاری می کند، چه لزومی دارد وارد بحث شوید و به چون و چراهای وی پاسخ بدهید.

یکی از مواردی که زمینه سلطه گری و زورگویی دیگران را نزد ما فراهم می کند این است که تصور می کنیم باید پاسخ همه پرسش های افراد را بدهیم؛ در حالی که وقتی برایتان روشن است که حق با شماست و فرد مقابل قصد سلطه گری یا زورگویی دارد، برای بحث و پاسخگویی به پرسش های وی ضرورتی ندارد. در این حالت بهتر است بدون توجه به گفته های فرد مقابل که می خواهد با سماجت و سلطه گری حق شما را پایمال کند، مانند یک صفحه خط افتاده گرامافون، تنها مواضع خود را تکرار کنید. به این فن در آموزش قاطعیت «صفحه خط افتاده» می گویند.

منطق این فن، خودداری از بحث و جدل های بی ثمر است. نباید فراموش کرد فردی که قصد سلطه گری دارد، ممکن است با این هدف که شما را با خود وارد بحث کند، به ادامه گفت و گو اصرار ورزد. نکته اینجاست که پایان چنین بحث و گفت و گوهایی معمولاً نامعلوم است: یا کار به مشاجره و ناراحتی می کشد، یا شما بر خلاف میلتان به انجام کاری مجبور می شوید. در چنین وضعیتی بهتر است بی توجه به گفته های فرد مقابل، مانند صفحه خط افتاده، موضوعی را در قالب جمله یا واژه ای تکرار کنید. بهتر این است که در تکرار این موضوع عصبانی نشوید و به آرامی و با احترام بر موضع خود ایستادگی کنید. نباید در برابر چون و چراهای فرد مقابل عذر و بهانه بتراشید. برای مثال، وقتی کارمندی که می داند در وضعیت فعلی، وام به وی تعلق نمی گیرد، پیوسته درخواست وام می کند، لزومی ندارد که برای مخالفت خویش در پی دلیل باشید. تنها کافی است که بر موضع خود با تکرار یک جمله پافشاری کنید. استفاده از این فن سبب می شود که از بحث و جدل بی نتیجه بپرهیزید و با احترام و آرامش، در برابر دام هایی که دیگران برای سلطه بر شما می­گسترانند تا سلیقه شخصی شان را به شما تحمیل کنند، مقاومت کنید.

5bdd874576bce.jpg

گفت و گوی زیر، نمونه استفاده از صفحه خط افتاده در برابر یک فروشنده دوره گرد است:

الف) سلام قربان! مثل اینکه اینجا منتظر کسی هستید. کفش های خوب و قشنگی دارم. می خواهم نگاهی به آنها بیندازید؟

ب) نه ممنونم، علاقه ای ندارم

الف) یک نگاه که ضرری ندارد. اگر دوست نداشتی، نخر. اجباری نیست

ب) بله، اما علاقه ای ندارم.

الف) خوب اگر خودت علاقه ای نداری به نیت بچه ات، یا اگر نداری، برادر کوچک ترت نگاه کن. سایر کوچک ها خیلی قشنگ ترند.

ب) بله، اما علاقه ای ندارم.

الف) سایر پای پسرت چند است؟

ب) علاقه ای ندارم.

الف) می دانم، فقط سایر پایش را بگو.

ب) علاقه ای ندارم.

الف) عزیزجان! تو فقط همین یک جمله را بلدی؟

ب) بله، علاقه ای ندارم.

الف) خیلی خوب! مثل اینکه نمی شود با شما معامله کرد.[1]

وقتی برایتان روشن است که حق با شماست، پاسخگویی به پرسش های فرد سلطه گر ضرورتی ندارد.

2- بی توجهی انتخابی

برای برخی از افراد این پرسش مطرح است که چگونه می توان در برخورد با کسی که پیوسته مطالب پرخاشگرانه و توهین آمیز می گوید از روش ابراز وجود استفاده کرد؟

این موضوع که انسان اجازه ندهد پیوسته مضحکه حرف های زشت دیگران باشد، اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگرچه حرف های دیگران نمی تواند آسیبی ملموس به انسان وارد کند، سلطه پذیری همیشگی در برخورد با گفته های توهین آمیز دیگران می تواند بسیار زیان بار باشد. وقتی من به جمله های دیگران جرئتمندانه پاسخ نمی دهم، افزون بر آنکه به عزت نفس خود آسیب می زنم، اجازه می دهم که عوامل دیگری مانند سلامت، روابط و احترامم نیز کاهش یابد.

اجازه یافتن دیگری برای تحقیر پیاپی من، برای او نیز زیان بار خواهد بود. پرخاشگری می تواند برای فرد پرخاشگر نیز آسیب زا باشد. به همین دلیل، برای حفظ سلامت خود و فرد مقابل و برای حفظ هر نوع رابطه عملی یا بالقوه موجود میان ما، تحمل نکردن گفته های توهین آمیز پیاپی فرد مقابل، بسیار مهم است.

5bdd8763023fc.jpg

برای بازداری دیگران از بیان حرف های اهانت آمیز همیشگی، به آنان بگویید در هیچ یک از گفت و گوهای توهین آمیزشان شرکت نخواهید کرد.

سلطه پذیری همیشگی در برخورد با گفته های توهین آمیز دیگران می تواند بسیار زیان بار باشد.

رفتار آنان را به طور مشخص و با جمله ای مختصر و موجز توصیف کنید. سپس از بی توجهی انتخابی استفاده کنید؛ به این معنا که هر اظهار نظر فرد دیگر را که با حرف های نامناسب و توهین آمیز همراه است نادیده بگیرید. به پرسش های او پاسخ ندهید و از تلاش برای اثبات نادرست بودن اتهام ها به فرد مقابل یا پاسخ های مشابه خودداری کنید. وقتی که فرد مقابل به گونه ای توهین آمیز حرف می زند، از توجه مناسب به او بپرهیزید، سر خود را در پاسخ به وی تکان ندهید و تماس چشمی خود را با او قطع کنید. لبخند نزنید و به کاری که از پیش در حال انجام دادنش بوده اید ادامه دهید. با مشارکت در گفت و گو موجب تقویت فرد دیگر نشوید. چنانچه از شما پرسید که چرا حرفی نمی زنید، پیام پیشین را به اختصار بیان کنید. اما اگر هنگام پرسش، از سخنانی توهین آمیز استفاده کرد، پاسخ ندهید و تا مدتی طولانی سکوت کنید.

زمانی که فردی دیگر بدون اهانت به شما صحبت کرد به آن توجه کنید و در گفت و گو شرکت کنید. بکوشید هنگام این تبادل های کلامی، بانزاکت و معقول باشید.

مهرداد شکایت داشت که همسرش، پروانه، به جای استفاده از نامش، اغلب او را «خیکی» صدا می زند. در گفت و گوی زیر، مهرداد از این فن استفاده می کند:

پروانه: هی، خیکی، کار امروز چطور بود؟

مهرداد: وقتی مرا خیکی صدا می زنی عصبانی می شوم. بنابراین تا وقتی که از این کلمه استفاده می کنی با تو حرف نمی زنم.

پروانه: خوب، خیکی! باید اقرار کنی که در شش ماه گذشته، وزنت خیلی زیاد شده.

مهرداد: (بی توجهی انتخابی: سکوت، مشغول کردن خود به کاری که پیش تر انجام می داد.)

پروانه: پسر! چرا به یک انتقاد سازنده این قدر حساسی. فقط می خواهم کمکت کنم.

مهرداد (تکرار عبارت ابراز وجود به شکلی موجز): وقتی به من می گویی خیکی، عصبانی می شوم. بنابراین تا وقتی از چنین کلماتی استفاده می کنی، حرف نمی زنم.

پروانه سکوت می کند.

مهرداد موضوع را عوض می کند.

صبح روز بعد، هنگام صبحانه:

پروانه: امشب، چه ساعتی به خانه سلیمانی می رویم، خیکی!

مهرداد: (بی توجهی انتخابی: سکوت.)

پروانه: اوه، هنوز هم سر حرفت هستی؟

مهرداد: (تکرار موجز عبارت ابراز وجود): بله. گفتم که وقتی به من می گویی خیکی، عصبانی می شوم. بنابراین تا وقتی از چنین کلماتی استفاده کنی حرف نمی زنم.

پروانه: باشد؛ معذرت می خواهم. چندبار باید عذرخواهی کنم؟

مهرداد: یعنی دیگر به من نمی گویی خیکی!

پروانه: بله، اما می ترسم اگر مدام یادآوری نکنم، وزنت خیلی زیاد شود.

مهرداد (تغییر موضوع): خوب، الان باید بروم سرکار. ساعت 5/8 برای رفتن به مهمانی حرکت می کنیم.

پروانه: باشد

از آن پس، پروانه به شکلی توهین آمیز با مهرداد صحبت نکرد. بی توجهی انتخابی همراه با یک یا دو عبارت تکراری، رفتاری را که زوجی سال ها درباره آن به بحث و مشاجره می پرداختند، تغییر داد.[2]

منبع: خودی نشان بدهید، علی محمد صالحی

---------------------

پی نوشت ها:

[1] - نیما قربانی، مهندسی رفتار ارتباطی، ص159.

[2] - رابرت بولتون، روان شناسی روابط انسانی، ترجمه حمیدرضا سهرابی، ص263.


مطالب مرتبط