نقش امام موسی صدر وشهید چمران در لبنان

مجاهدین بدون مرز
۳ آبان ۱۳۹۷ 61 27.9 KB 3 0

مجاهدین بدون مرز

فعالیت ها ي امام موسی صدر و شهید چمران در لبنان

موسی صدر در 1959 وارد لبنان شد . با ورود وی مرحله ي جدیدی از زندگی شیعیان لبنان رقم خورد.« پس از ورود به لبنان تصمیم گرفت که زمام امور شیعه را در دست گیرد و در یکی از مهم ترین اقدامات خود، مجلس اعلاي شیعیان لبنان را تأسیس کرد. به رغم مخالفت سنی ها و رهبران سنتی شیعه (زمین دارها و...) با این اقدام، مارونی ها (مسیحیان) در گام ها ي اولیه امام موسی صدر را مورد تشویق قرار دادند؛ زیرا مطرح شدن شیعه را در مقابل سایر مسلمانان به نفع خود می دانستند.

و موسی صدر را به عنوان یک چهره ي ملی می شناختند. مجلس نمایندگان لبنان در 19 دسامبر 1967 تأسیس مجلس اعلاي شیعیان را تصویب کرد و در سال 1969 موسی صدر به عنوان رئیس این مجلس برگزیده شد. پس ازآن بود که لقب «امام» گرفت و نیز او را به عنوان رهبر اصلی شیعه در لبنان شناختند.

محورهاي اصلی سیاست امام موسی صدر خطوط اصلی سیاست امام موسی صدر مبتنی بر دو محور به این شرح بود:


1- عرصه فعالیت ها ي خود را چنان گسترش داد که جنوب لبنان و استان بقاع را نیز دربرگرفت و این باعث برخورد

2-امام موسی صدر به موازات فعالیت بر ضد رهبران سنتی شیعه، بر ضد جریان چپ گراي لبنان نیز به فعالیت پرداخت.

5bd1ebb396595.jpg

مستقیم او با رهبران سنی شد؛ زیرا این امر براي آن ها غیرقابل پیش بینی بود که یک روحانی شیعه از منطقه اي به منطقه دیگر جابه جا شود و مردم را بسیج کند.

به این ترتیب او شیوه جدیدي از رهبري را ابداع کرده بود که در آن مردم و قشرهاي محروم مورد توجه قرار گرفته بودند و او حامل یک پیام سیاسی و ایدئولوژیکی بر آن ها بود. این رویه درواقع امام موسی صدر را از سایر رهبران طوایف دیگر متمایز کرد. وي به عنوان یک سخنران و خطیب توانا، توده ها ي مردمی را جذب کرد و با انسجام بخشیدن به طایفه شیعه، امکان برپایی اعتصابات و تظاهرات مردمی سازمان دهی آن ها را پدید آورد؛ سپس در پی مخالفت ها ي جریان چپ گرا با حرکت ها ي سیاسی، او مصلحت دید که با یک پشتیبان خارجی ائتلاف کند و در سال 1973 حمایت سوریه را جلب کرد. وي اعلام نمود که علوي ها ي سوریه همانند سایر شیعیان هستند و چنین بود که در آغاز از کمک ها ي مالی و سیاسی و سپس از کمک ها ي نظامی حافظ اسد برخوردار شد. امام موسی صدر علاوه بر فعالیت سیاسی و بسیج مردمی، براي بازسازي و رشد و توسعه جنوب لبنان بسیار تلاش کرد. اجراي پروژه هایی در زمینه هاي آبیاري، احداث جاده، برق رسانی، ایجاد مؤسسات تربیتی و آموزشی و نیز فعالیت ها ي تبلیغی، نمونه اي از فعالیت ها ي وي به شمار می آمد.»[1]

5bd1ebf97eef2.jpg


امام موسی صدر هم چنین در جهت احیاي شیعیان و بهبود وضعیت زندگی آن ها و برابري آن ها با دیگر گروه ها، شهید مصطفی چمران را براي بهبود وضعیت آموزشی کودکان شیعه به جنوب لبنان دعوت نمودند. ایشان مسئولیت هنرستان جبل عامل «مؤسسه جبل عامل المهنیۀ» را به شهید چمران سپردند. این مؤسسه یک مدرسه ي شبانه روزي بود که کودکان یتیم شیعه در آنجا زندگی می کردند و آموزش ها ي گوناگون می دیدند. شهید چمران با ترك موقعیت اجتماعی خود به عنوان استاد فیزیک در آمریکا به لبنان آمدند و این مسئولیت را بر عهده گرفتند.

5bd1ec2267d15.jpg

مؤسسه جبل عامل المهنیۀ

شهید چمران هم چنین در طول دوره ي حضور خود در لبنان به آموزش ها ي عقیدتی و فکري شیعیان دست می زنند تا آن ها را از فقدان ایدئولوژي رهایی بخشند؛ ایشان در خصوص وضعیت مسلمانان و فعالیت ها ي امام صدر و خود براي بهبود اوضاع شیعیان چنین می گویند:

«جناح مسلمان ها متأسفانه اغلب احزاب چپ مارکسیست و بی دین و شرف هستند (نه مسلمان، نه سنی، نه درزي) ولی اسم اسلام را تباه می کنند. اکثریت مطلق این احزاب چپ را شیعیان تشکیل می دهند. با این که رهبرانشان غیر

شیعه هستند! (حزب کمونیست لبنان- رهبر آن جورج حاوي مسیحی و 95٪ اعضاء حزب شیعه) و مرابطون ناصري ها ي بیروتی که از بهترین جنگندگان بشمار می رفتند (رئیس آن ها ابراهیم قلیلات سنی متعصب و از 900 جنگنده مرابطون

بیروت 350 نفر شیعه) این احزاب چپ از فقر و جهل و مرض و خلأ فکري استفاده کرده شیعه انقلابی و جنگجو را استعمار می کردند... تا وقتی که امام موسی صدر دست به فعالیت زد. افکار اسلامی ایدئولوژي انقلابی اسلامی مطرح شد و خلأ فکري را پر کرد... اولین و بزرگ ترین فعالیت من حدود 5 سال پیش به لبنان ایجاد سازمان ها ي اسلامی دانشجویان در بیروت و شهرهاي جنوبی لبنان و جلسه هفتگی و بحث ها و دروس اسلامی به سبک انجمن اسلامی دانشجویان در ایران و اروپا و آمریکا بود- با این ترتیب زبده ترین جوانان مسلمان شیعه را مجهز و منظم کرده و همین جوانان مو من بعداً کادرهاي ورزیده و جنگنده حرکت محرومین و امل شدند... و مردم شیعه لبنان همه به سوي حرکت محرومین و امام موسی روي آوردند ولی ما ازنظر تشکیلاتی آن ها را نپذیرفتیم زیرا نمی خواستیم سازمان به صورت دکان درآید و هر کس و ناکسی با هر فکر غلطی وارد آن شود و خداي ناکرده حزبی دیگر مثل احزاب فاسد لبنانی به وجود آید که کارشان دروغ و تهمت و کارچاق کنی و به جیب زدن اموال مردم و حکومت و تقسیم منافع است.»[2]

فعالیت ها ي امام صدر در جریان جنگ داخلی

اسرائیل با مهیا دیدن شرایط داخلی لبنان با شروع جنگ داخلی به حملات گاه وبیگاه خود به جنوب لبنان افزوده بود؛

«در چنین شرایطی امام موسی صدر به دنبال تشکیل گروهی مسلح براي دفاع از روستاهاي شیعه نشین جنوب لبنان بود. دکتر چمران کار آموزش نظامی جوانان شیعه را در یکی از روستاهاي نزدیک بعلبک آغاز کرد. امام موسی صدر ترجیح می داد که کسی از تشکیل این گروه مسلح مطلع نشود؛ اما مدتی بعد به دلیل انفجار یک مین ضدتانک در جریان آموزش او مجبور شد به طور رسمی تشکیل سازمان نظامی امل را اعلام کند»[3]. در این میان شیعیان از شرکت در جنگ داخلی پرهیز می کردند و امام موسی صدر از هر طریقی براي خاموش کردن آتش این جنگ تلاش می کرد. «از اول معارك، امام متوجه توطئه بین المللی بود و سعی می کرد که جلوي انفجار را بگیرد و توطئه را عقیم کند- و این امر را با اصرار دنبال می کرد- تا جایی که {در مسجد صفا} اعتصاب غذا نمود و چهار روز مدام روزه گرفت»[4] این اقدام مورد استقبال گروه ها ي مختلف درگیر قرار گرفت و آن ها براي مدت کوتاه آتش بس را پذیرفتند و جنگ براي بازه ي کوتاهی پایان یافت؛ هرچند این بازه مدت زیادي طول نکشید و اندکی بعد درگیري از سر گرفته شد.

مظلومیت شیعیان در جنگ و سقوط نبعه

در این جنگ مسیحیان که انتظار حمایت شیعیان از خود را داشتند با پاسخ منفی امام موسی صدر و قرار گرفتن شیعه در جناح فلسطینیان، به درگیري با شیعیان پرداختند و از سوي دیگر نیز گروه ها ي چپ لبنانی و فلسطینی در پی اختلافات داخلی در فتح به کوبیدن شیعیان می پرداختند. توضیح آنکه »مسیحی ها انتظار داشتند که شیعه ضد سنی و فلسطینی باشد و در سنگر مسیحی ها بجنگد. معتقد بودند که در دنیاي عرب، مسیحی و شیعه اقلیت هستند و این دو اقلیت باید همدست باشند تا محو نگردند و سابقاً نیز سعی می کردند تا نظر شیعه را جلب کنند و عده زیادي از بزرگان شیعه نیز از همکاري با سنی ها و فلسطینی ها ابا داشتند. اما آقاي صدر رهبر شیعیان یک موضع تاریخی و رسمی و انقلابی گرفت. پشتیبان بی چون وچرا و بی قیدوشرط مقاومت فلسطینی شد. در جناح سنی ها قرار گرفت و عملاً ضد مسیحیان وارد جنگ شد و

بزرگ ترین جنگندگان بیروت و لبنان (غیر از مقاومت فلسطین فتح) فقط و فقط شیعیان بودند (نه سنی و نه درزي) و

مسیحیان می گفتند اگر موسی صدر به طرفداري فلسطینی ها وارد معرکه نمی شدند هیچ گاه حوادث به اینجا نمی کشید و هیچ وقت مقاومت قادر نبود در مقابل مسیحی ها بایستد- اما شیعیان بودند که تعادل قوا را به هم زدند حقیقت نیز همین

بود-لذا مسیحی ها ي افراطی دست به کشتار شیعیان زدند ذبح ها و خطف ها و تخریب خانه ها ي شیعیان معروف است. در

کجاله در اوایل جنگ در عرض یک هفته 200 شیعه را سر بریدند (و خود من در این روزها معجزه آسا از چنگشان در کجاله گریختم!)»[5]




[1] . میرباقري، یزدان، حماسه ي مقاومت اسلامی در جنوب لبنان، مؤسسه مطالعات اندیشه سازان نور ،1382، صص 36- 38.

[2] . چمران، مصطفی، گزارشی از لبنان، ص 10.

[3] . مستند 80 سال مقاومت، قسمت پنجم.

[4] چمران، پیشین، ص 43.

[5] چمران، پیشین، ص 9.


مطالب مرتبط