على بن ابى حمزه گفت: ما از پدران شما روایت داریم که کارهاى امام (غسل ، کفن ، نماز و دفن) را جز امام، متولّى نمى‏شود ( یعنى اگر شما ...

مذاکره حضرت رضا (ع)

مذاکره حضرت رضا (ع)

مذاکره حضرت رضا (ع) با سران واقفیه

در روایت است که سه نفر از سران واقفیه به نام‏ هاى على بن
ابى حمزه و احمد بن سرّاج و حسین بن هاشم معروف به ابن المکارى نزد حضرت
رضا (ع) آمدند. على بن ابى حمزه به حضرت گفت : پدرت چه شد؟ فرمود : از دنیا
رفت. پرسید : با مرگ ؟ فرمود : آرى. گفت : به چه کسى وصیت کرد ؟ فرمود :
به من. گفت : پس آن امامى که اطاعت او از جانب خداوند واجب است شمایید ؟
فرمود : آرى.

آن دو نفر دیگر گفتند : خداوند به شما قدرت داده است، حضرت
فرمود : واى بر تو، چه قدرتى ؟ آیا مى ‏خواهید به بغداد روم و به هارون
بگویم من امام واجب الاطاعه هستم، به خدا که وظیفه من این نیست، آن چه به
شما گفتم به این جهت بود که به من خبر رسید شما دچار تفرقه شده‏ اید،
خواستم تا سرّ شما به دست دشمنان نیفتد. على بن ابى حمزه گفت : شما چیزى را
ظاهر کرده‏ اى که هیچ یک از پدران شما علنى نمى‏ کرد و به زبان نمى‏ آورد.
حضرت فرمود : چنین نیست، به خدا سوگند که بهترینِ پدرانم رسول الله (ص) به
زبان آورد وقتى خداوند به او دستور داد تا اقوام نزدیک خود را بیم دهد و
او چهل نفر از خاندان خود را دعوت کرد و به آن ها گفت : من فرستاده خدا بر
شمایم و آن که بیش از همه تکذیب کرد و به او حمله ور شد، عمویش ابولهب بود.
پیامبر (ص) به آن ها فرمود : اگر ابولهب یک خراش به من بزند، من پیامبر
نیستم و این اوّلین نشانه پیامبرى من است که براى شما اظهار مى ‏کنم. (سپس
حضرت رضا (ع) فرمود) و من نیز مى‏گویم : اگر هارون یک خراش بر من وارد کند،
من امام نیستم و این اولین نشانه امامت است که براى شما اظهار مى ‏کنم.

على بن ابى حمزه گفت : ما از پدران شما روایت داریم که
کارهاى امام (غسل ، کفن ، نماز و دفن) را جز امام، متولّى نمى ‏شود ( یعنى
اگر شما امام بودى باید این امور را در مورد پدرت موسى بن جعفر (ع) انجام
مى ‏دادى با آن که شما در مدینه بودى و ایشان در بغداد) حضرت فرمود : آیا
حسین بن على (ع) امام بود یا نه ؟ گفت : آرى. فرمود : عهده‏ دار کار او که
بود ؟ گفت : على بن الحسین. فرمود : على بن الحسین کجا بود ؟ او که در دست
عبیدالله بن زیاد گرفتار بود ؟ گفت : او مخفیانه آمد و امور پدر را انجام
داد و برگشت. حضرت فرمود : اگر على بن الحسین (که در زندان و اسیر بود)
توانست به کربلا بیاید و کارهاى پدر را انجام دهد، صاحب این امر - یعنى
حضرت رضا(ع) - نیز مى‏ تواند (از مدینه) به بغداد آید و متولّى کار پدر شود
و برگردد با این که او در زندان و اسارت نیست...



منبع:
حکایت آفتاب، تالیف سید محمد نجفی یزدی، تهیه و تدوین اداره امور فرهنگی آستان قدس، نشر قدس رضوی.


مطالب مرتبط