حضرت رضا (ع) سرانجام پس از تحمل چهار ماه سفر در نیمه اول سال 201 (هـ . ق) وارد مرو، مرکز حکومت مأمون شد. هنگام ورود امام به مرو...

مسیر حرکت حضرت رضا(ع) «خراسان»

مسیر حرکت حضرت رضا(ع) «خراسان»

4) حرکت به طرف خراسان

شیخ صدوق روایت می کند: حضرت رضا (ع) در آن خانه اى که در محلّه (غرّه یا قزّه) وارد شدند، دانه بادامى کاشتند که تبدیل به درخت شد و در مدت یک سال بادام داد. مردم باخبر شدند و هر که بیمارى مى ‏یافت، از آن بادام مى‏ خورد و شفا مى ‏یافت؛ کسى که چشم درد داشت، یا زن باردارى که زایمانش سخت مى ‏شد یا چهارپایى که قولنج مى‏ کرد را توسط آن بادام یا شاخه آن معالجه مى‏ کردند تا آن که فردى به نام ابوعمر درخت را برید و بر اثر آن مال و ثروت فراوانش نابود شد، دو فرزندش نیز جهت تعمیر خانه، ریشه درخت را که باقى بود قطع کردند و هر دو مبتلا به بیمارى سختى شدند و به فاصله یک سال مردند.

محدث قمى از برخى ساربانان کاروان امام‏ (ع) نقل مى ‏کند که همراه ایشان به روستاى خود ( کرَند یا کرمند اصفهان ) که رسیدیم از حضرت خواستم حدیثى را به خط خویش به من مرحمت نماید، حضرت این حدیث را هدیه نمود: کُن مُحِبّاً لِآلِ مُحَمَّدٍ وَ اِنْ کُنْتَ فاسِقاً و مُحِبّاً لِمُحِبیّهِمْ وَ اِنْ کانوا فاسِقین

یعنى دوستدار آل محمد و خاندان پیامبر باش گرچه فاسق باشى و دوستدار دوستداران آن ها باش، هرچند فاسق باشند.

5) نیشابور

حضرت در سال 200 هجرى وارد شهر نیشابور گردید و مردم نیشابور به همراهى ابو یعقوب اسحاق بن راهویه که بزرگ شهر بود تا قریه مؤیدیه که از روستاهاى نیشابور بود، به استقبال حضرت رفتند.

ابو یعقوب با آن که پیرمرد بود، افسار ناقه حضرت را به دوش گرفت و تا شهر نیشابور پیاده آمد. در شهر نیشابور حمامى است که بعدها به حمام رضا (ع) مشهور شد، در حمام حوضى بود که از چشمه ‏اى سیراب مى‏ شد. حضرت رضا (ع) در آن حوض غسل نمود و کنار آن نماز گزارد، مردم که این را دیدند، همواره در آن حوض غسل مى‏ کردند و از آن به جهت تبرک آب مى‏ خوردند و کنار آن حوض نماز مى ‏گزاردند و حوایج خود را از خداوند مى‏ خواستند و برآورده مى ‏شد. شیخ صدوق گوید: آن چشمه که به کهلان معروف است از آن زمان تاکنون مورد استقبال مردم است و از آب آن شفا مى ‏جویند.

حضرت رضا (ع) چند روزى در نیشابور ماندند و در یکى از این روزها به زیارت امام زاده محمد محروق از نوادگان حضرت سجاد (ع) رفتند. حاکم نیشابورى می گوید: حضرت رضا (ع) فرمودند: یکى از خاندان ما در اینجا مدفون است ، به زیارت ایشان مى ‏رویم و آن گاه به روضه سلطان محمد محروق در «تلاجرد» تشریف بردند و آن روضه مقدسه را زیارت کردند.

6) ده سرخ

حضرت رضا (ع) در مسیر راه نیشابور به طوس به ده سرخ یا قریة الحمرا رسید. عبدالسلام بن صالح هروى گوید: به حضرت رضا (ع) عرض کردند اى پسر رسول الله‏ (ع) ! وقت نماز ظهر است. حضرت فرود آمد و فرمود : آب بیاورید. عرض کردند : آب همراه ما نیست. آن جناب با دستان مبارک زمین را حفر کرد ، آب از زمین جوشید به مقدارى که ایشان و همراهان وضو گرفتند و اثر آن تاکنون باقى است.

هنگام عبور از ده سرخ به طرف طوس، حضرت از کوه سنگ تراشان ( کوهسنگى ) عبور کرد و عرضه داشت : خدایا ! این کوه را برکت ده ، براى مردم سودمند گردان ، غذا را در ظرفى که از این کوه تراشیده مى‏ شود مبارک گردان و دستور داد براى تهیه غذا از آن کوه دیگ هایى بتراشند و فرمود : غذاى من جز در این دیگ ‏ها پخته نشود. آن حضرت آهسته غذا مى‏ خورد و کم تناول مى‏ فرمود. از آن روز مردم به آن کوه راه یافتند و ظروف سنگى از آن تراشیدند و خداوند بر اثر دعاى حضرت به آن برکت داد.

7) طوس

سپس حضرت رضا (ع) در ادامه ی سفر، به طوس رسید و در منزل حمید بن قحطبه که باغ بزرگى بود و مقبره هارون در آن جا بود، اقامت کرد. جایى که حضرت بارها درباره آن سخن گفته بود و از دفن شدن خود کنار هارون خبر داده بود. حضرتش چون داخل خانه شد نزد قبر هارون رفت و با دست مبارک خطى به یک طرف قبر کشید و فرمود : این جایگاه ، تربت من است . من در این جا به خاک سپرده مى‏ شوم و به زودى خداوند متعال این مکان را محل رفت و آمد شیعیان و دوستان من قرار مى‏ دهد. به خدا سوگند اگر شیعه ‏اى مرا زیارت کند و بر من درود فرستد، شفاعت ما اهل بیت و آمرزش و رحمت خداوند بر او واجب مى‏شود.

سپس حضرت، روى مبارک را به قبله کرد ، نماز خواند و دعا کرد، آن گاه سر به سجده نهاد که در آن پانصد تسبیح گفت و مراجعت نمود.

8) سرخس

از برخى گزارش‏ ها استنباط مى ‏شود که در این شهر حضرت رضا (ع) را به شدت تحت نظر گرفته‏ بودند و اجازه ملاقات با وى را به کسى نمى ‏دادند. در گزارش زیر از منزل حضرت به زندان تعبیر شده است.

عبدالسلام بن صالح گوید: به در خانه ای که حضرت رضا (ع) در سرخس در آن جا حبس ( زندانى ) بود آمدم، از نگهبان اجازه خواستم وى گفت: نمى‏ شود، گفتم: چرا ؟ گفت: چون ایشان در شبانه روز هزار رکعت نماز مى‏ خواند و سپس اندکى از کیفیت عبادت حضرت گفت، به او گفتم : از حضرت بخواه وقتى براى ملاقات به من بدهد، رفت و از حضرت اجازه گرفت. وارد شدم دیدم حضرت در جاى نماز نشسته و متفکر بود؛ عرض کردم : اى پسر پیامبر (ع)! این چیست که مردم از شما نقل مى‏ کنند؟ فرمود: چه چیزى؟ عرض کردم : از شما نقل مى‏ کنند که فرموده ‏اید : مردم بندگان ما هستند!

حضرت فرمود : اللهم فاطر السماوات والارض عالم الغیب. اى اباصلت ! تو شاهدى که من هرگز چنین نگفته‏ ام، و از هیچ یک از پدران خود ( نیز ) نشنیده ‏ام و تو مى‏ دانى آن ستم‏ ها را که از این امت بر ما وارد شده است، این سخن ‏ها نیز از همان ستم هاست. سپس فرمود : اى عبدالسلام، اگر آن طور که مى ‏گویند مردم مخلوق ما باشند، ما آن ها را به طرف چه کسى دعوت مى ‏کنیم؟

عرض کردم : اى پسر رسول الله (ع) راست مى‏ گویى. حضرت فرمود : اى عبدالسلام، آیا تو آن چه را که خداوند متعال براى ما از ولایت و امامت واجب کرده است منکرى، آن گونه که دیگران انکار مى ‏کنند؟ عرض کردم : معاذ الله ! بلکه من به ولایت و امامت شما اعتراف مى ‏کنم.

به هر حال زندانى شدن حضرت رضا (ع) در سفر به مرو با توجه به نقشه مأمون براى ولایت عهدى و تجلیل‏ هاى ظاهرى وى و سفارشات او در احترام حضرت، بعید مى ‏نماید و این امکان وجود دارد که راوى، از برخى محدودیت‏ هایى که براى حضرت در نظر گرفته شده بود، به زندان تعبیر کرده باشد. یا آن گونه که برخى احتمال داده‏ اند این حادثه در سفر بعدى یعنى هنگام بازگشت حضرت از مرو که سیاست ‏هاى مأمون تغییر کرده بود، رخ داده باشد.

به هنگام خروج حضرت رضا (ع) از سرخس، احمد بن عبید می گوید : جدّم مى ‏گفت، من مأمور خدمتگزارى به حضرت در نیشابور بودم و تا یک منزل بعد از سرخس حضرت را مشایعت کردم و در نظر داشتم تا مرو نیز وی را همراهى کنم؛ یک منزل پس از سرخس، حضرت سر از کجاوه بیرون آورد و فرمود: اى بنده خدا برگرد، تو وظایف خود را درباره ما انجام دادى و با ما به خوبى معاشرت کردى و مشایعت اندازه معینى ندارد. ( یعنى به ثواب رسیدى )

9) مرو

حضرت رضا (ع) سرانجام پس از تحمل چهار ماه سفر در نیمه اول سال 201 (هـ . ق) وارد مرو، مرکز حکومت مأمون شد. هنگام ورود امام به مرو، مردم با شور و احساسات فراوان مقدم امام را گرامى داشتند به گونه ‏اى که مرو تا آن روز چنان شادى و هیجانى به خود ندیده بود. انبوه جمعیت تا بیرون شهر به استقبال آمده بودند. امام‏ (ع) پس از عبور از میان صفوف فشرده مردم در منزلى که نزدیک قصر حکومتى براى ایشان آماده شده بود، مستقر گردید.


مطالب مرتبط