امام رضا (علیه السلام) رو به رأس الجالوت کردند و فرمودند: «تسألنی أو أسئلک؟»[1] من از تو سؤال کنم یا تو سؤال می کنی؟ رأس الجالوت گفت: «من سؤال می کنم و فقط جوابی را می پذیرم که یا از تورات باشد یا از انجیل و یا از زبور داوود یا صحف ابراهیم و موسی.» و حضرت فرمودند: ...

مناظره امام رضا علیه السلام با رأس الجالوت (بزرگ یهودیان)

مناظره امام رضا علیه السلام با رأس الجالوت (بزرگ یهودیان)

امام رضا (علیه السلام) رو به رأس الجالوت کردند و فرمودند: «تسألنی أو أسئلک؟»[1] من از تو سؤال کنم یا تو سؤال می کنی؟ رأس الجالوت گفت: «من سؤال می کنم و فقط جوابی را می پذیرم که یا از تورات باشد یا از انجیل و یا از زبور داوود یا صحف ابراهیم و موسی.» و حضرت فرمودند: «جوابی را از من نپذیر مگر این که از تورات موسی یا انجیل عیسی یا زبور داوود باشد.»[2]

رأس الجالوت پرسید: «چگونه نبوت محمد(صلی الله علیه وآله وسلم) را ثابت می کنی؟» امام رضا (علیه السلام) فرمودند: «موسی بن عمران، عیسی بن مریم، داوود خلیفه خدا در زمین به نبوت او گواهی داده اند.» حضرت رضا (علیه السلام) گواهی موسی بن عمران (علیه السلام) را این چنین اثبات کردند؟

«آیا قبول داری که موسی به بنی اسرائیل سفارش کرد و گفت پیامبری از فرزندان برادران شما خواهد آمد او را تصدیق کنید و از او اطاعت کنید حال اگر خویشاوندی میان اسرائیل و اسماعیل و رابطه بین آن دو را از طرف ابراهیم می دانی، آیا قبول داری که بنی اسرائیل برادرانی غیر از فرزندان اسماعیل نداشتند؟ رأس الجالوت گفت: «بله، این گفته ی موسی است و آن را رد نمی کنیم.» حضرت پرسیدند: «آیا از برادران بنی اسرائیل پیامبری غیر از محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) آمده است؟» گفت: «نه»[3]

وقتی راس الجالوت از امام (علیه السلام) خواست که صحت این مطلب را از تورات برایش آشکار کنند، امام رضا (علیه السلام) فرمودند: آیا منکر این مطلب هستی که تورات به شما می گوید: «جَاءَ النُّورُ مِنْ جَبَلِ طُورِ سَیْنَاءَ وَ أَضَاءَ لَنَا مِنْ جَبَلِ سَاعِیرَ وَ اسْتَعْلَنَ عَلَیْنَا مِنْ جَبَلِ فَارَانَ» نور از کوه طور سینا آمد و از کوه ساعیر بر ما درخشید و از کوه فاران بر ما آشکار شد[4] رأس الجالوت گفت: «با این کلمات آشنا هستم اما تفسیرش را نمی دانم.» حضرت فرمودند: «اما نوری که از طرف سینا آمد، واضح است همان وحی است که بر موسی بن عمران در طور سینا نازل شد و اما روشن شدن کوه ساعیر اشاره به همان کوهی است که در آنجا بر عیسی بن مریم وحی شد، و منظور از کوه فاران، کوهی است در اطراف مکه که با شهر مکه یک روز فاصله دارد.»

سپس امام(علیه السلام) به جمله هایی از کتاب اشعیای نبی و حیقوق نبی استدلال کردند و فرمودند: «داوود نیز در زبورش که می خوانی، می گوید خداوندا کسی را مبعوث کن که سنت را بعد از فترت احیا کند آیا کسی را سراغ داری جز محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) که این کار را انجام داده باشد؟

رأس الجالوت گفت: «چه مانعی دارد که این شخص عیسی بوده باشد؟»

حضرت فرمودند: «آیا تو نمی دانی که عیسی هرگز با سنت تورات مخالف نبود و همواره آیین او را تأیید می کرد و در انجیل نیز آمده است که بارقلیطا بعد از او (مسیح) می آید و همه چیز را برای شما تفسیر می کند.»

رأس الجالوت گفت: «آری می دانم.»

امام (علیه السلام) فرمودند: «از همه این ها گذشته من از تو سؤالی دارم، بگو ببینم پیامبرت موسی بن عمران به چه دلیل فرستاده خداست؟»

رأس الجالوت گفت: «او کارهای خارق العاده ای انجام داده است که هیچ یک از انبیای پیشین انجام نداده اند.»

امام (علیه السلام) فرمودند: مثلاً چه کاری؟

رأس الجالوت گفت: «شکافتن دریا و تبدیل عصا به مار عظیم و زدن بر سنگ و جاری شدن چشمه ها از آن و ید بیضا و امثال آن.»

امام (علیه السلام) فرمودند: «راست می گویی این ها دلیل خوبی بر نبوت اوست، آیا هر کس که دست به خارق عادتی زند که دیگران از انجام آن ناتوان باشند و دعوی نبوت کند، نباید پذیرفت؟»

رأس الجالوت گفت: "نه، چراکه موسی نظیر و مانند نداشت و اگر کسی همان معجزاتی را بیاورد که موسی آورده است باید پذیرفت و گرنه لازم نیست.

امام (علیه السلام) فرمودند: «پس چگونه پیامبران پیشین را که قبل از موسی آمدند، پذیرفته اید در حالی که نه دریا را شکافتند و نه دوازده چشمه آب از سنگ بیرون آوردند، ید بیضایی هم مانند موسی یا تبدیل عصا به مار عظیم نداشتند؟»

رأس الجالوت (سخن خود را تغییر داد و) گفت: «من گفتم هرگاه کسی خارق عادتی انجام دهد که مردم از انجام مثل آن عاجز باشند باید پذیرفت، هر چند مثل معجزه موسی نباشد.»

امام (علیه السلام) فرمودند: «پس چرا اقرار به نبوت حضرت مسیح (علیه السلام) نمی کنید که مردگان را زنده می کرد و نابینا و بیماران صعب العلاج را شفا می داد و...؟»

رأس الجالوت گفت: «می گویند چنین کارهایی کرده است، ولی ما هرگز ندیده ایم!»

امام(علیه السلام) فرمودند: «آیا معجزات موسی را با چشم خود دیده ای؟ آیا غیر این است که افراد موثق از یاران موسی خبر داده اند و این خبر به طور متواتر به دست ما رسیده است؟»

رأس الجالوت گفت: «آری.»

امام (علیه السلام) فرمودند: بنابراین اگر همین اخبار متواتر از معجزات مسیح خبر دهد، چگونه ممکن است نبوت او را تصدیق نکنید؟

امام (علیه السلام) فرمودند: «کار محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) نیز چنین است؛ او یتیم و فقیر و درس نخوانده بود اما قرآنی آورد که اسرار تاریخ انبیای پیشین دقیقاً در آن تبیین شده و از حوادث گذشته و آینده خبر داده است و نیز از آنچه مردم در خانه های خود می گفتند یا انجام می دادند، پیامبر از آن پرده بر می داشت و معجزات بسیار دیگر.»

در این جا رأس الجالوت از سخن بازماند!

مناظره امام رضا (علیه السلام) با هربذ (بزرگ زرتشتیان)

نوبت به هربذ که بزرگ زرتشتیان بود، رسید. حضرت از او درباره علت پیامبری زرتشت سؤال کردند. او گفت: «چیزهایی آورده است که دیگران نیاورده اند، البته ما خود ندیده ایم اخباری از گذشتگان ما در دست است.» حضرت فرمودند: «دیگر امتها هم دلیل پذیرش را همان اخباری می دانندکه از گذشتگان به آنان رسیده است. پس عذر شما در عدم ایمان نیاوردن به آن ها چیست؟» هربذ خشکش زد و نتوانست جوابی دهد.[5]


منبع : مجموعه ره توشه- کتاب برهان قاطع- معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی


[1] - شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(علیه السلام)، ج1، ص427.

[2]- همان، ص333.

[3] - همان، ص343.

[4] - هاشمی، مصطفی خالقداد، توضیح الملل، ج1، ، ص200.

[5] - همان، ص340.


مطالب مرتبط