«ترتيل» به معناى منظم و مرتب بودن است.

منظور از «ترتیل» قرآن

منظور از «ترتیل» قرآن

«ترتيل» به معناى منظم و مرتب بودن است. آيات قرآن گرچه تدريجا و در مدت 23 سال نازل شده است اما اين نزول تدريجى روى نظم و حساب و برنامه ‏اى بوده، به گونه ‏اى كه در افكار، رسوخ كند، و دل ها را مجذوب خود سازد. از این رو در آیه چهارم سوره مزمل خطاب به پیامبر(ص) می فرماید: «يا بر نصف بيفزا»(أَوْ زِدْ عَلَيْهِ)«و قرآن را با تامل و دقت و در نهايت روشنى و فصاحت تلاوت كن»(وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا).

آنچه در این آیه روى آن تكيه شده مساله قرائت قرآن نيست، بلكه مساله «ترتيل» است. در تفسير «ترتيل» رواياتى نقل شده كه هر كدام به يكى از ابعاد وسيع آن اشاره مى ‏كند. در حديثى از امير مؤمنان على (ع) مى‏ خوانيم: «ترتيل يعنى آن را به طور روشن بيان كن، نه مانند اشعار، سريع و پشت سر هم بخوان، و نه مانند دانه ‏هاى شن آن را پراكنده ساز، لكن چنان بخوان كه دل هاى سنگين را با آن بكوبى و بيدار كنى، هرگز هدف شما اين نباشد كه حتما به آخر سوره برسيد (مهم آن است كه محتواى آيات را درك كنيد)».(1)

و نیز در حديث ديگرى از امام صادق (ع) آمده است: «وقتى از كنار آيه‏ اى مى ‏گذرى كه در آن نامى از بهشت است توقف كن و از خدا بهشت را بطلب (و خود را براى آن بساز) و هنگامى كه از آيه ‏اى مى ‏گذرى كه در آن نام دوزخ است از آن به خدا پناه بر (و خويشتن را از آن دور دار)».(2)

برپايه برخى روايات، پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) قرآن را با صداى بسيار زيبا تلاوت مى‏ كردند. براء بن عازب نقل مى‏ كند كه قرائت سوره تين را در نماز عشا از رسول الله (ص) شنيدم و نيكوتر و خوش صداتر از قرائت وى تاكنون از كسى نشنيده بودم.

و نیز نقل شده است كه امام سجاد (ع) و امام باقر (ع) خوش صداترين مردم در تلاوت قرآن بوده ‏اند، به طورى كه رهگذران و سقّاها مى ‏ايستادند تا قرائت ايشان را بشنوند و چه بسا از شنيدن صداى خوش آنان مدهوش مى ‏شدند.

قرائت آهنگين قرآن از نظم آهنگ كلام خدا سرچشمه مى ‏گيرد و در هاله ‏اى از حزن معنوى قرار دارد. از پيامبراكرم صلى الله عليه و آله روايت شده كه قرآن با حزن نازل شده و شما آن را با حزن بخوانيد و هنگام قرائت آن بگرييد و اگر نتوانيد خود را به گريستن بزنيد و در آن تغنّى كنيد كه هركس در قرآن تغنّى نكند از ما نيست.»(3)

این ها همگى گواه بر اين حقيقت است كه نبايد آيات قرآن را به عنوان الفاظى خالى از محتوا و پيام، تلاوت كرد، بلكه بايد به تمام امورى كه تاثير آن را در خواننده و شنونده عميق مى ‏سازد توجه داشت، و فراموش نكرد كه اين پيام الهى است، و هدف تحقق بخشيدن به محتواى آن است. ولى متاسفانه امروز بسيارى از مسلمانان از اين واقعيت فاصله گرفته، و از قرآن تنها به الفاظى اكتفاء نموده ‏اند، و فقط ختم سوره و ختم قرآن است، بى ‏آنكه بدانند اين آيات براى چه نازل شده؟ و چه پيامى را ابلاغ مى ‏كند؟ درست است كه الفاظ قرآن نيز محترم، و خواندن آن داراى فضيلت است، ولى نبايد فراموش كرد كه اين الفاظ و تلاوت مقدمه بيان محتوا است.

علی کفشگر فرزقی

منبع: تفسير نمونه، ناصر مکارم شیرازی،ج‏25، ص: 166 و 170

--------

پی نوشت:

1- الكافي (ط - الإسلامية)، محمد بن یعقوب کلینی،ج‏2، ص: 614

2- بحار الأنوار، محمد باقر مجلسی،ج‏89، ص: 216

3- دائرة المعارف قرآن كريم(7)، ص: 412


مطالب مرتبط