تجمل گرایی، تنوع طلبی و اسراف از مواردی هستند که بانوان نقش کلیدی و محوری در آن دارند.

نقش آفرینی اقتصادی بانوان

نقش آفرینی اقتصادی بانوان

میزان و درجه ایمان هر فردی نقش زیادی در دوری وی از رذایل اخلاقی همچون اسراف و تجمل گرایی دارد. در این میان، زنان نقش زیادی در پرهیز از تجمل و اسراف دارند که با تأسّی به سیره فاطمی تحقق عینی این خصیصه به خصوص در محیط خانه بیشتر جلوه می کند.

قال رسول الله صلی الله علیه و آله: «الرَّجُلُ رَاعٍ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُمْ فَالْمَرْأَةُ رَاعِيَةٌ عَلَى أَهْلِ بَيْتِ بَعْلِهَا وَ وُلْدِهِ وَ هِيَ مَسْئُولَةٌ عَنْهُم‏»؛[1] پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند: مرد نسبت به خانواده اش مسئول و سرپرست است و زن سرپرست و مسئول خانواده و ناظر بر اموال همسرش است.

این حدیث مرد را مسئول کلیه امور درونی و بیرونی خانه و خانواده معرفی می کند و زن را در چهاردیواری خانه نسبت به خانه و خانواده و محافظت از اموال همسر، راعی و مسئول می داند. کمال خانواده در آینه این روایت و مانند آن به طور کامل به تصویر درآمده است. هدف زوجین در زندگی باید رسیدن به کمال و قرب الهی باشد. این دو، همچون دو بال یکدیگر را کامل کرده تا به وصال الهی برسند. رسیدن به این هدف نیاز به ابزار و وسیله دارد. تمام امکانات زندگی و وسایل آن نظیر پول و مقام، خانه و فرزند و... همه و همه در راستای رسیدن به آن مرحله کمال و قرب است. در این صورت بسیاری از مشکلات و اختلافات به وجود نمی آید و اگر موارد جزئی پیش آید، چون هدف خدایی است درون خانواده حل می شود. با این دیدگاه نه تنها کمبودها و اشکالات در وسایل و ابزارها و مسائل زندگی روزمره به هدف و اصل زندگی لطمه ای وارد نمی کند، بلکه مشکلات اقتصادی خانواده به صلح و رحمت و مودت منتهی می شود.

هدف زوجین در زندگی باید رسیدن به کمال و قرب الهی باشد.

نقش زن در فرهنگ مصرف خانواده

تعبیر در روایت «المرأة راعیه» بسیار دقیق است. «راعی» به معنای نگهبان و محافظ به کار می رود. اگر زن سید و راعی خانه و خانواده اش باشد و مدیریت آن را با یک اقتصاد صحیح به عهده گیرد، زن ایده آل اسلام است. او باید برای تمام مسئولیت های خانه وقت بگذارد و به عبارت کلی باید بر مسائل اخلاقی، روانی، تربیتی و اقتصادی خانواده اشراف داشته باشد.

برای بررسی نقش زن در اقتصاد خانه ابتدا باید فرهنگ خانواده را مورد مطالعه قرار داد. باید پیوندهایی را که فرهنگ جامعه با اقتصاد دارد، تحلیل و بررسی نمود تا نقش زن و حساسیت آن مشخص گردد. اگر فرهنگ جامعه، معرف فرهنگ فرعونی باش،د مسلم است اقتصاد آن خانواده و به دنبال آن جامعه بیمار است.

ویژگی های فرهنگ فرعونی

تنوع طلبی و تجمل پرستی یکی از مظاهر حکومت های طاغوتی است. نمونه تاریخی آن در داستان قوم موسی علیه السلام است. قران کریم خبر می دهد که بنی اسرائیل به پیامبرشان گفتند: «لَنْ نَصْبِرَ عَلى‏ طَعامٍ واحِدٍ»؛[2] ما نمی توانیم به یک غذا بسنده کنیم. این روحیه اگر بر ملتی حاکم شود، فاجعه آمیز بوده و دلیل بر ضعف فرهنگی جامعه است. روحیه فرعونی بسیار ضعیف و تحقیر شده است. جامعه تنوع طلب، اهل مبارزه نیستند، زیرا شجاعت خود را از دست می دهند.

قرآن کریم به این مطلب اشاره می فرماید آنجا که قرار است موسی علیه السلام با دشمنان بجنگد و بنی اسرائیل همراه ایشان بروند به پیامبرشان گفتند: «فَاذهَب أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ»؛[3] تو و پروردگارت به جنگ بروید و با آن ها بجنگید ما می نشینیم تا شما برگردید.

دقت کنیم یکی از علل عدم جذب ابوجهل ها و ابولهب ها به پیامبر (صلی الله علیه و آله) زندگی اشرافی و مرفه شان جذب بود، اما افرادی همچون بلال ها و مقدادها مجذوب اسلام شدند. مسأله تنوع طلبی و رفاه طلبی نه تنها برای فرد آفت است که آثار سوء آن دامن اجتماع را گرفته و منجر به سقوط جامعه می گردد. خداوند مترفین را در چنین جامعه ای واگذار می کند که در آن جامعه فسق کنند و سپس آن ها را هلاک می گرداند: «وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفيها فَفَسَقُوا فيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْميراً»[4]؛ و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم، نخست اوامر خود را براى «مترفين» (و ثروتمندان مست شهوت) آنجا، بيان مى‏داريم، سپس هنگامى كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را به شدّت درهم مى‏كوبيم.

بنابراین برای جلوگیری و دفع عذاب از جامعه باید کنترل اقتصادی و فرهنگ سازی از خانه و خانواده آغاز گردد تا کم کم به افراد جامعه تسری پیدا نموده و انسان ها تقویت شوند وگرنه مسیر جامعه به طرف تنوع طلبی و تجمل پرستی کشیده خواهد شد و روشن است که اشخاص مصرفی و زیاده طلب نمی توانند حقیقت را بشنوند و حق در زندگی آن ها جا نمی گیرد. این افراد به طور دائم در پی فرونشاندن عطش مصرف زدگی شان هستند در حالی که قرآن برای آن ها مسیر را مشخص نموده است.

5cf3817f938c5.gif

بهره مندی از مواهب الهی در قرآن

استفاده مشروع از مباحات و طیبات مورد تأکید قرآن است. خداوند می فرماید: «خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَميعاً»؛[5] آنچه در زمین است برای انسان خلق شده است. خداوند نه تنها زمین را تحت سلطه انسان قرار داده که مژده بهره مندی از برکات آسمان ها را نیز داده است: «أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ...».[6] مهم ترین استفاده بشر از نعمت های الهی مسأله خوردنی ها است که به عنوان روزی طیب نصیب بشر می گردد. خداوند در این باره می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ»؛[7] ای کسانی که ایمان آورده اید از نعمت های پاکیزه ای که روزی شما کرده ایم بخورید. در جایی دیگر به صورت استفهام انکاری پندار کسانی که بهره مندی از نعمت های دنیوی را ناروا می دانند زشت می شمارد و می فرماید: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللَّهِ الَّتي‏ أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذينَ آمَنُوا»؛[8] بگو: «چه كسى زينت هاى الهى را كه براى بندگان خود آفريده، و روزي هاى پاكيزه را حرام كرده است؟!» بگو: «اينها در زندگى دنيا، براى كسانى است كه ايمان آورده‏اند».

با توجه به این آیه ها می توان گفت خداوند به برکت بندگان مؤمنش روزی را در دنیا آفریده و فراهم کرده، بنابراین دیگران به برکت مؤمنان از این روزی ها استفاده می کنند.

نتیجه آنکه اسلام و قرآن هیچ مخالفتی با استفاده از نعمت های دنیوی و بهره مندی از مباحات و طیبات ندارند. عبودیت، اخلاق، تقوا و ایمان هیچ گونه منافاتی با این گونه بهره برداری ها ندارد. حتی در بعضی موارد بر آن تأکید می فرماید: «يا بَني‏ آدَمَ خُذُوا زينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُسْرِفيِنَ».[9] اى فرزندان آدم! زينت خود را به هنگام رفتن به مسجد، با خود برداريد! و (از نعمتهاى الهى) بخوريد و بياشاميد، ولى اسراف نكنيد كه خداوند مسرفان را دوست نمى‏دارد! اما باید توجه داشت که استفاده نادرست از نعمت ها می تواند یکی از محل های ورود شیطان باشد.

استفاده نادرست از نعمت ها می تواند یکی از محل های ورود شیطان باشد.

جهاد اقتصادی بانوان

تجمل گرایی، تنوع طلبی و اسراف از مواردی هستند که بانوان نقش کلیدی و محوری در آن دارند.اگر زنان ما به دنبال اسراف و زندگی تجملی نروند و ساده زیستی را ملاک کار قرار دهند، تحول بسیار مهمی در جامعه رخ می دهد. نیم نگاهی به زندگی حضرت زهرا علیها السلام می تواند درس خوبی باشد. با وجود این که مادر ایشان حضرت خدیجه علیها السلام از ثروت بسیاری برخوردار بود، اما زندگی حضرت فاطمه علیها السلام بسیار ساده بود. خدیجه علیها السلام تمام ثروت خود را در راه تعالی اسلام بذل کرد. حضرت زهرا علیها السلام نیز تحت تربیت چنین مادری دل به زیور دنیا نبست.

بررسی جریان زندگی حضرت فاطمه علیها السلام می تواند نقش ایشان را در مدیریت منزل نشان دهد. در تفاسیر ذیل آیه 9 سوره حشر: «وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ آنان را بر خود ترجیح می دهند گرچه خودشان را نیاز شدیدی باشد، آمده است که کسی خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: گرسنه ام. پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد از منزل غذایی بیاورند ولی در منزل غذا نبود. فرمودند: چه کسی ایشان را مهمان می کند؟ علی علیه السلام او را به منزل خود برد اما جز مقدار کمی غذا برای کودکان چیز دیگری در منزل نبود. بچه ها سر سفره نشستند بی آنکه چیزی از غذا بخورند و در ظاهر دهان خودشان را تکان می دادند و مهمان گمان کرد آن ها نیز غذا می خورند.[10] در جریان نزول سوره هل اتی نیز چنین فضایی را مشاهده می کنیم. قرآن می فرماید با این که خودشان طعام را دوست دارند اما آن را به فقیر و مسکین و اسیر می دهند.[11]

همین دو آیه کافی است که نسبت به زندگی حضرت تا حدودی آگاه شویم. البته مؤمن نباید خود و خانواده اش را به مشقت اندازد. زیرا در میان خانواده بچه های کوچک و پیرانی هم هستند که تحمل گرسنگی را ندارند. حاصل آنکه مدیریت اقتصادی بانوان در خانواده راه خوبی برای برون رفت از مشکلات امروز جامعه است.

منبع: نشریه شمیم نرجس، ش37، ص6 تا 9.



پی نوشت ها:

[1] ابن ابی جمهور، عوالی اللئالی، 1405، ج1، ص255.

[2]. بقره:61.

[3]. مائده: 24.

[4]. اسراء: 16.

[5]. بقره: 29.

[6]. لقمان: 20.

[7]. بقره: 172.

[8]. اعراف: 32.

[9]. اعراف: 31.

[10]. مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، 1371، ج23، 5191.

[11]. انسان: 8.


مطالب مرتبط