«پسر ضحاک! او بهترین و عالم ‌ترین و عابدترین فرد روی زمین است. مبادا چیزی را که در طول راه از او دیده ای، برای دیگران بگویی. می ‌خواهم فضلیت او فقط از زبان من شنیده شود.»نزدیک ‌ترین حالت بنده به خدا را زمانی می‌ دانست ...

نماز در نگاه امام رضا (علیه السلام) (1)

نماز در نگاه امام رضا (علیه السلام) (1)

نمازگزاری
امام رضا (علیه السلام) نماز را راه نزدیک ‌شدن هر انسانِ با تقوایی به خدا می­‌شمرد و می فرمود: «الصّلاةُ قُربانُ کلّ تَقی.»[1] (نماز وسیلۀ نزدیک‌ شدن به رحمت خدا برای هر شخص پرهیزکاری است‌.) می ‌گفت نماز و مداومت یاد خدا در شب و روز باعث می شود که انسان، مولا و مدبّر و خالق خود را فراموش نکند و در برابر خدا سرکشی نکند.[2] عبادت واقعی را نه به فراوانی نماز و روزه، بلکه به تفکر می دانست.[3] بر مراقبت از نمازهای پنجگانه پافشاری می کرد و می فرمود: «شیطان تا زمانی که انسان مؤمن مواظب نمازهای پنج‌ گانه اش باشد، از او می ‌ترسد، اما وقتی که حق نماز‌ها را از بین ببرد، شیطان جرأت پیدا می کند به سر وقتش برود و او را دچار گرفتاری‌ های بزرگ بکند.»[4]

فلسفۀ نماز
دربارۀ علت واجب ‌شدن نماز این‌ طور می گفت: تا بنده به خداییِ خدا توجه و اقرار کند و مبارزه با شرک و ایستادن در برابر خدا در نهایتِ فروتنی و اعتراف به گناهان و تقاضای بخششِ گناهان گذشته و گذاشتن پیشانی بر زمین، همه‌ روزه انجام شود. همچنین انسان همیشه هوشیار باشد، غبار فراموش ‌کاری بر دلش ننشیند، مست و مغرور نشود، افتاده و خاکی باشد و طالب افزایش نعمت‌ های دینی و دنیوی و علاقه‌ مند به آن شود. همین توجه به خدا و ایستادن در برابر او، انسان را از گناهان باز می دارد و جلوی انواع فساد را می گیرد.[5]

آداب نمازگزاری
برای نماز آدابی قائل بود و می فرمود: «اگر برای نماز ایستادی، تلاش کن با حالت خواب‌ آلودگی و وارفتگی و تنبلی نباشی. با آرامش و وقار نمازت را بخوان. در نماز، سر به ‌زیر و افتاده باش و برای خدا تواضع کن و از خدا بترس. در حالت ترس و امید و با طمأنینه و نگرانی، مثل بندۀ فراری و گناهکاری که جلوی مولایش ایستاده است، پیش خدای عالمیان بایست. پاهایت را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگه دار و به ‌طرف راست و چپ توجه نکن. طوری باش که انگار خدا را می‌ بینی؛ چون اگر تو او را نمی‌ بینی، او که تو را می‌ بیند.»[6] وقتی می‌ خواست وضو بگیرد، نمی ‌گذاشت کسی کمکش کند و می ‌فرمود: «وضو گرفتن هم عبادت است. دوست ندارم کسی در این کار شریکم شود.»[7]

شیطان تا زمانی که انسان مؤمن مواظب نمازهای پنج‌ گانه اش باشد، از او می ‌ترسد، اما وقتی که حق نماز‌ها را از بین ببرد، شیطان جرأت پیدا می کند به سر وقتش برود و او را دچار گرفتاری‌ های بزرگ بکند.


حالات نماز
با الهام‌ گرفتن از سیرۀ جدش، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)، اهل دعا و عبادت و نماز بود و از آن لذت می ‌برد. عبادت‌ های او باعث می ‌شد در دل مردم محبوب ‌تر شود. روزی مأمون از رجاء بن ‌ضحّاک پرسید: «حال و رفتار رضا در طول راهِ مدینه تا طوس چطور بود؟» وی وقتی به دعا‌ها و عبادت‌‌ ها و نمازهای حضرت در طول راه اشاره کرد، مأمون گفت: «پسر ضحاک! او بهترین و عالم ‌ترین و عابدترین فرد روی زمین است. مبادا چیزی را که در طول راه از او دیده ای، برای دیگران بگویی. می ‌خواهم فضلیت او فقط از زبان من شنیده شود.»[8]
نزدیک ‌ترین حالت بنده به خدا را زمانی می‌ دانست که برای خدا سجده می کند.[9] وقتی پیراهنش را به دِعبل هدیه داد، گفت: «دِعبل! قدر این پیراهن را بدان و خوب مواظبش باش که من در آن هزار شب و هر شبی هزار رکعت نماز خوانده ام و در آن هزار بار قرآن را ختم کرده ام.»[10]

نماز اول ‌وقت
روشش این بود که بر خواندن نماز در اول ‌وقت اصرار می کرد؛ به طوری که تأخیر انداختن بدون عذر نماز را جایز نمی ‌دانست.[11] روزی در خراسان و ‌هنگام نماز، امام به ابراهیم ‌بن ‌موسی فرمود: «اذان بگو.» او از امام‌ اجازه خواست که صبر کند تا همراهان هم برسند. حضرت فرمود: «خدا تو را بیامرزد. نمازِ اول‌ وقت را بدون عذر تأخیر نینداز و نمازت را اول ‌وقت بخوان.» ابراهیم، بی‌‌ معطلی بلند شد و اذان گفت و آن‌ ها نماز را اول‌ وقت خواندند.[12] در هر زمان و مکانی به نماز اول ‌وقت توجه می کرد و حتی در وسط گفت‌ و گوهای علمی و جلسه‌ های ارشاد و وعظ نیز آن‌ را رها نمی ‌کرد. یکی از نشست‌ های مناظره و بحث او با عمران صابی در حالِ برگزاری بود. عمران از دانشمندان بزرگ بود و دربارۀ توحید، با حضرت گفت‌ و گو می ‌کرد.
در این جلسه که مأمون نیز حضور داشت، امام پرسش‌ های عمران را با حوصله و شمرده ‌شمرده و با استدلال‌ های واضح پاسخ می ‌داد و او را به‌‌ سمت توحید و یگانگی خدا هدایت می‌ کرد. هنگامی که بحث و مناظره به اوج خود رسید، وقت نماز شد.
حضرت به مأمون نگاهی کرد و فرمود: «وقت نماز رسید.» عمران صابی که به حقایقی دست یافته بود، از امام این ‌طور خواست: «آقای من! گفت ‌و گو و پاسخ‌ هایت را قطع نکن. دل من آمادۀ پذیرش حرف‌ های شماست.» حضرت فرمود: «نماز را می‌ خوانیم و بعد به گفت ‌و گو ادامه می‌ دهیم.» آن وقت امام و همراهان به خواندن نماز مشغول شدند و پس از نماز، حضرت به گفت‌ و گو با عمران ادامه داد.[13]

امام رضا (علیه السلام) بر خواندن نماز در اول ‌وقت اصرار می کرد؛ به طوری که تأخیر انداختن بدون عذر نماز را جایز نمی ‌دانست.


راز تأکید بر خواندن نماز در اول‌ وقت را چنین بیان می کرد: «مردم نماز را در سه حالت می‌ خوانند: بعضی‌ ها اول وقت، بعضی‌ ها آخر ‌وقت، بعضی‌ ها هم بین اول و آخر وقت. آن کسی که اول وقت نماز می خواند، رضوان ‌الله شاملش می ‌شود. کسی که وسط می خواند، مشمول عفو خدا و آن‌ کسی که آخر ‌وقت می‌ خواند، مشمول غفران‌ الله می‌شود. مطمئناً اول وقت بهترین زمان است.»[14]

منبع کتاب بر مدار آفتاب؛ ترسیم زندگی بر مدار حیات رضوی، محمد حسین پور امینی، معاونت تبلیغات و ارتباطات اسلامی آستان قدس رضوی


-------------------------------------------------------
پی نوشت ها:
[1]. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۷.
[2]. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۲۹۴.
[3]. محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی، الکافی، ج۲، ص ۵۵.
[4]. همان، ج‌۳، ص۲۶۹.
[5]. ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج۱۶، ص۲۹۴.
[6]. منسوب به علی ‌بن ‌موسی ‌الرضا (علیه السلام)، فقه الرضا (علیه السلام)، ص۱۰۱.
[7]. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۹، ص۱۰۴.
[8]. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، عیون اخبار الرضا (علیه السلام)، ج۲، ص۱۸۳.
[9]. محمد بن ‌یعقوب‌ بن ‌اسحاق کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۶۴.
[10]. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۷۹، ص۳۰۹.
[11]. منسوب به علی ‌بن‌ موسی ‌الرضا (علیه السلام)، فقه الرضا (علیه السلام)، ص۷۱.
[12]. قطب ‌الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۱، ص۳۳۸؛ محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴۹، ص۴۹.
[13]. محمد بن علی بن بابویه (شیخ صدوق)، التوحید، ص۴۳۵.
[14]. منسوب به علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، فقه الرضا (علیه السلام)، ص۶۷.




مطالب مرتبط