می توانیم با احترام به پدر و مادر، صله رحم و یا کمک به نیازمندان درهای آرامش را باز کنیم.

نکند جایی سوراخ دعا را اشتباه گرفته باشیم!

نکند جایی سوراخ دعا را اشتباه گرفته باشیم!

استاد ما هر از گاهی، نکات جالبی لابلای درس می گفت. یک روز در کلاس از ما پرسید: شما اگر در کارتان به مشکل برخوردید، مثلاً با یک پرسش دشوار رو به رو شدید، چه می کنید؟ ما هم که به خیالمان، استاد پرسشی آبکی مطرح کرده است، بی درنگ پاسخ دادیم: خب فکر می کنیم، مطالعه می کنیم، از دیگران مشورت می گیریم و ...

استاد گفت اگر باز هم حل نشد چه؟ برخی که فکرشان به معنویت نزدیک تر بود، گفتند: وضو می گیریم و دو رکعت نماز می خوانیم و از خداوند علیم و حکیم می خواهیم راه را نشان مان دهد. استاد گفت: «درست است! من هم همه این کارها را می کنم؛ اما اخیراً روش مجرب دیگری هم یافته ام.

کنجکاوی ما حسابی گل کرد و بی صبرانه منتظر کشف مهارت استاد بودیم. او ادامه داد: به همسرم می گویم امشب یا امروز، فلان کار خانه را من به جای شما انجام می دهم؛ برای نمونه، ظرف می شویم یا جارو می زنم و در همین حین، پرسشی را که ذهنم را درگیر کرده است، بالا و پایین می کنم. انگار نوری در تاریکی ذهنم درخشیده باشد، فکرم قوت می گیرد و معمولاً پاسخی در خود می یابم.»

ما می توانیم با یک کمک ساده به همسر، با یک احترام و یاری پدر و مادر، با یک صله رحم و با یک خیرات و کمک به نیازمندان، درهای آرامش را به روی خودمان باز کنیم اما به دنبال راه های دیگری هستیم که هرگز ما را به مقصد نمی رسانند.

ما می توانیم با احترام به پدر و مادر، صله رحم و یا کمک به نیازمندان به آرامش برسیم

5cf37bea3296e.jpg

پژوهشگران در تحقیقات خود، دو گروه را با هم مقایسه کردند؛ یک گروه کسانی که سال های پایانی عمرشان را تنها صرف گردش و تفریح و خوش گذرانی کرده بودند و گروه دیگر کسانی که در سال های پایانی عمرشان، به امور خیریه پرداخته بودند. این تحقیق سالیانی به درازا کشیده بود و اینک آزمودنی های آن (یعنی افراد همان دو گروه) در قید حیات نبودند. نتیجه جالب بود: میانگین عمر گروه دوم (خیرین) بیش ازگروه اول بود.

چنین مضامینی که بیانگر اشتباه تشخیص انسان هاست، در روایات نیز بسیار آمده است؛ برای نمونه، خداوند به حضرت داوود (ع) وحی فرمود: از داوود! من پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم؛ ولی مردم آن ها را در پنج چیز دیگر می جویند و نمی یابند: علم را در گرسنگی و تلاش و کوشش قرار دادم؛ ولی مردم آن را در سیری و راحتی می جویند و نمی یابند.

عزت را در اطاعت از خودم نهاده ام؛ ولی مردم آن را در خدمت به سلاطین طلب می کنند و نمی یابند.

بی نیازی را در قناعت قرار دادم؛ ولی مردم آن را در مال زیاد می جویند و نمی یابند.

رضایت خودم را در نارضایتی هوای نفس نهاده ام؛ ولی مردم آن را در رضایت نفس طلب می کنند و نمی یابند.

راحتی و آسایش را در بهشت قرار داده ام؛ اما مردم آن را در دنیا می جویند و نمی یابند.[1]

بد نیست گاهی به این بیندیشیم که نکند جایی، سوراخ دعا را اشتباه گرفته باشیم. بکوشیم با کمک قرآن و گنجینه روایات به این مهارت برسیم که در هر موقعیت، دعایی که باید بکنیم و رفتاری را که واقعاً حلال مشکل ماست، شناسایی کنیم؛ آن وقت انتظار نتیجه خوشایند را داشته باشیم.

منبع: نشریه خانه خوبان، احمد انتصاری

--------------------------------------------

پی نوشت ها:

[1]. بحارالانوار، ج75، ص453.


مطالب مرتبط