آیات قرآن، آرام خبر از قیامتی می دهند که سراسر حسابرسی است.

هیس! آیات فریاد نمی زنند!

هیس! آیات فریاد نمی زنند!

تکیه داده بود به میز مغازه اش و بلند بلند داد می زد تو این گرونی منو از قیامت می ترسونی؟ کدوم قیامت بابا،‌ قیامت منم، ‌جیبم قیامته.

وقتی آیات خدا لای برگه های خاک خورده ی قرآن روی میزش دارند آرام نگاهش می کنند. آری آیات قرآن از لای این کاغذها فریاد نمی زنند. فعلا دنیاست و تو با همه توان می توانی معاد را و حسابرسی و قیامت را انکار کنی.


کی میره این همه راه رو!!!

مشتری از او می پرسد این پیراهن را همین مغازه ی کناری، ده هزار تومان ارزان تر می فروشه، ‌فروشنده نگاهی به من می اندازد و می گوید آن پارچه، این پارچه نیست. اگر مغازه ی بغل گفت که این پارچه اش شبیه اینه دروغ گفته.

مشتری مجاب می شود و خرید می کند و می رود، من می مانم و فروشنده که دوست من است.

نوید جان ولی واقعا اون پارچش با این پارچش فرق داره؟ بادی به غبغب می اندازد و فاتحانه می گوید نه بابا!

ساده ای توام ... این ها کلک های فروشه!!

می خواهم چیزی بگویم ولی حس می کنم خیلی دیر شده، ‌این لقمه ها و این مال های حرام اولین کاری که می کند، پرده ی گوش را سوراخ می کند و دیگر توانایی شنیدن را از صاحبش می گیرد.

این چندمین باری است که از این جنس تذکر داده ام...


خودم هم فروشنده ی خوبی نیستم!

داشتم به کار زشت دوستم فکر می کردم که دیدم خودم هم فروشنده ی خوبی نیستم و چه زمان های بسیاری که ارزان به شیطان فروختم و برای مومنین و دوستانم همان را به چند برابر قیمت عرضه کردم.

5bea7da702668.jpg


آیات فریاد نمی زنند!

آری، آیات قرآن آرام خبر از قیامتی می دهند که سراسر حسابرسی است و همه اش پاسخ دادن به ذره ذره اعمال ماست ولی اینجا لای برگ ها، آیات قرآن آرام نگاهمان می کنند. «قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ لاَ رَيبَ فِيهِ وَ لَكِنَّ أَكَثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ».[1]

«بگو الله شما را زنده مي‌کند سپس مي ميراند، آن گاه همه را در رستاخيزي فراهم مي‌آورد كه ترديدي در آن نيست؛ اما بيشتر مردم درنمي يابند». این سکوت خاصیت دنیاست و بی توجهی به آن نتیجه اش سنگینی گوش و سیاهی قلب و از بین رفتن آخرتی است که دیگر فرصت جبرانی برای آن نیست.

داوود صدوقی



پی نوشت ها:

[1]. جاثيه (45)، آیه 26


مطالب مرتبط