احساس ارزشمندی و توانمندی فرزندان به میزان زیاد به نوع ارزیابی ما بستگی دارد که در قالب کلماتی ساده به گوش آن ها مخابره می شود

واژه ها بی جان نیستند!

واژه ها بی جان نیستند!

در ارتباط بین اعضای خانواده، تکراری ترین مسئله، حرف هایی است که بین اعضای خانواده رد و بدل می شود. برخی از این حرف ها باعث می شوند همه اعضای خانواده از هم روحیه بگیرند و آماده فعالیت های مهم و بزرگ شوند و در برخی دیگر از گفت و گوها، زمینه بروز تنش های سخت و طولانی مدت به وجود می آید. افراد خانواده به خصوص فرزندان نوجوان و جوان که بر طبل استقلال فکری می کوبند و به قول خودشان دنیا دیده اند – البته از پشت قاب شیشه ای و به لطف نرم افزارهایی مثل اینستاگرام و ...- در این خانواده ها روحیه منفی گرفته و ترکش های آن را در شکل های مختلف نثار خانواده می کنند. بر این اساس، به نظر دقت در گفت و گوهای خانوادگی، مسئله ای به صرفه و منطقی است و لازم است نکته های زیر را درباره آن مراعات کنیم.

1- از اطرافیان بد نگوییم: زمانی که در خانه نسبت به اقوام بدگویی می شود، ضمن این که مرتکب گناه بزرگی چون غیبت شده ایم، امنیت روانی فرزندان مان را هم به خطر انداخته ایم. خودتان را جای دختر نوجوان تان بگذارید که بر اساس اطلاعات منفی شما نسبت به دایی، خاله، عمو و عمه حسابی دچار بدبینی شده است و به گمان خودش اگر مشکلی در زندگی برایش به وجود بیاید، فرد امینی را در فامیل نمی شناسد که بتواند به کمک آن از دیوار مشکلات عبور کند. او با احساس تنهایی رنج آوری روبروست که آینده زندگی احساسی اش را دچار چالش می کند. در کنار این، وقتی والدین به عنوان دو شخصیت الگو به راحتی درباره دیگران قضاوت منفی می کنند، از ثمره کامل بودن خودشان هم می کاهند.

5d00a9f167c89.jpg

2- منفی بافی نکنیم: برخی از خانواده ها از این که نوجوان و جوان شان هیچ انگیزه ای برای پیشرفت ندارند، گلایه دارند و نوبت های متعدد مشاوره ای را برای حل مسائل دنبال می کنند. وقتی هم دنبال ریشه مشکلات می گردند، دنیای دیجیتال یا دوستان فرزندشان را نفرین می کنند که دسته گل شان را از درس خواندن دور کرده اند. در حالی که ریشه مشکل را باید جای دیگری جست و جو کرد. زمانی که در منزل و گفت و گوهای خودمانی مرتب از مشکلات موجود در کشور به بدترین روش صحبت می کنیم و درس خواندن را نوعی اشتباه معرفی می کنیم یا زمانی که پدر خانواده مرتب از شغل و فعالیت هایش گلایه می کند، طبیعی است که فرزندان این خانواده به تدریج از نگاه مثبت به آینده و زندگی پرتلاش دور می شوند و خود را با مخدرهایی چون تلفن همراه، تبلت و فضای مجازی مشغول خواهند کرد.

3- احترام آموختنی است: از بی احترامی نسبت به خودمان شاکی هستیم و آن را به پای زمانه می گذاریم. شاید ریشه دقیق تری داشته باشد که ای کاش می شد یک هفته گفت و گوهای داخل خانه را ضبط می کردیم تا بتوانیم بهتر آن را بیابیم. طبیعی است که زن و شوهر روزهای خوب زیادی را با هم دارند ولی مشکل در لحظه های سخت و روزهای دشوار است که یکی از والدین روحیه مناسبی ندارند و واکنش های منفی با ماندگاری طولانی برای فرزندان را رقم می زنند. زمانی که الگوها را مراعات نکنند، انتظاری از بینندگان این رفتارها نیست!

4- بچه ها از اشتباه ما هم درس می گیرند: والدین معصوم نیستند ولی خطاکاران در گروه های مختلف دسته بندی می شوند. بهترین گروه از خطاکاران کسانی هستند که وقتی به اشتباه شان پی بردند، در صدد جبران برمی آیند و عذرخواهی برای آن ها کار دشواری نیست. زبانی که به بدترین کلمات در دعوای خانگی چرخیده، قدرت چرخش عالی برای بهتر گفتن را هم دارد. کافی است او را مأمور جبران کنیم. زمانی که اشتباه خود را با کلمات زیبا، ترمیم می کنیم، به فرزندان مان می آموزیم مانند ما باشند.

5- وعده بیجا ندهیم: ما مجبور نیستیم به فرزندان خود وعده های فراوان بدهیم ولی موظفیم به همه وعده هایی که داده ایم، عمل کنیم. این قانونی است که در آموزه های دینی درباره تربیت به آن تصریح شده است. فرزندان به دلیل اعتمادی که به ما دارند، روی وعده های ما مثل یک چک تضمینی حساب باز می کنند و زمانی که این چک پاس نشود، هم اعتبار خود را از دست می دهیم و هم خوش بینی آن ها را نسبت به دیگران کم می کنیم.

5d00aa127d17c.jpg

6- مشکلات را به فرزندان نکشانیم: استرس های زیادی در طول روز به سمت ما می آیند که بخش زیادی از آن ها ممکن است به محیط کار، مدیریت مالی زندگی یا مرتبط با اتفاق هایی باشد که در فامیل نزدیک افتاده است. در چنین شرایطی است که افراد آماده سرازیر کردن خشم درونی خود به فرزندان هستند و واژه های تلخ و تند ممکن است به صورت اتوماتیک به سوی فرزندانی شلیک شود که کوچک ترین اشتباهی نداشته اند. بهتر است برای پیشگیری از این مسئله، شناخت خودمان را نسبت به اتفاق هایی که در درون مان می افتد بیشتر کنیم و زمان ها و موقعیت هایی را که در آن دچار رفتارهای پیش بینی نشده می شویم را به خوبی بشناسیم.

5d00aa2f3cb9f.jpg

7- همه واژه ها ثبت می شوند: یکی از زیبایی های زندگی معنوی، باور به این مسئله است که تمام واژه هایی که از زبان ما خارج می شوند، ثبت می شوند و روزی صورت حساب آن برای ما آماده خواهد شد. ممکن است یک کلمه زندگی فردی را متحول کند و برعکس، برخی واژه ها، خوشبختی را از دیگران بگیرد. یادمان باشد حافظه آدم های اطراف ما به هیچ وجه ساده و فراموشکار نیست. احساس ارزشمندی و توانمندی فرزندان به میزان زیاد به نوع ارزیابی ما بستگی دارد که در قالب کلماتی ساده به گوش آن ها مخابره می شود

8- موضع گیری عاقلانه داشته باشیم: برخی از فرزندان نسبت به چرخش های 180 درجه ای والدین شان شوکه می شوند. والدین دمدمی مزاج فرزندان خود را در ابهام شدیدی فرو می برند و قدرت پیش بینی را از آن ها می گیرند. به همین خاطر، مراقب سبد کلمات خود در موقعیت های گوناگون باشیم. پیشنهاد می شود که هم در زمانی که روحیه عالی است از دادن صفات غیرواقعی به فرزندان پرهیز کنیم و هم زمانی که حوصله خودمان را هم نداریم.

منبع: نشریه خانه خوبان (شماره 115)، ابراهیم اخوی


مطالب مرتبط