چکیده یکی از وقایع صدر اسلام مباهلة پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) به همراه اهل بیت (علیهم السلام) از جمله فاطمه (علیها السلام) با مسیحیان نجران بود. انکار حضور...

پاسخ به شبهه های حضور حضرت فاطمه علیها السلام در مباهله
۲۴ شهریور ۱۳۹۶ 363 24.4 KB 34 0

پاسخ به شبهه های حضور حضرت فاطمه علیها السلام در مباهله


چکیده
یکی از وقایع صدر اسلام مباهلة پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) به همراه اهل بیت (علیهم السلام) از جمله فاطمه (علیها السلام) با مسیحیان نجران بود. انکار حضور سرور زنان(علیها السلام) برخلاف نقلهای متواتر بوده و متأثر از شبهه هایی چون: عدم استعمال کلمة "نساء" در معنای دختر، و... است. این حضور به علت مشارکتش(علیها السلام) در دعوت نبوی و در مباهله به فرمان خدا، و نه تبعیت پیامبر(صلى اللّه علیه و آله) از فرهنگ جاهلی و دارای حکمتهای چون: اثبات صدق مدعای پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) و فضلیت اهل بیت (علیهم السلام) و... با نظمی عفیفانه بود.
این مقاله با بررسی و پاسخ مستدل به شبهه ها، معرفت صحیح و استواری را از حضرت به انسان می بخشد.
کلید واژه ها : فاطمه (علیها السلام)، شبهات مباهله، مسیحیان نجران، اهل بیت (علیهم السلام)، پاسخ به شبهه.

مقدمه
مباهلة پیامبر(صلى اللّه علیه و آله) با مسیحیان نجران واقعه ای است که حضرت به موجب آیة 61 آل عمران می بایست زنان، فرزندان و مردان خود را در آن به همراه می برد. به استناد نقل های معتبر شیعه و سنی حضرت اهل بیت(علیهم السلام) را به عنوان تنها مصداق آن گروه ها برگزید. این حضور حکمت هایی نیز داشت اما شمار اندکی از اهل سنت حضور اهل بیت (علیهم السلام) از جمله فاطمه (علیها السلام) را انکار و اکثرشان و برخی از پژوهشگران شیعه میان علت و حکمت آن خلط و بعضی دلایل نادرستی را برداشت کرده اند. اما دلایل و اشکال این آراء چیست؟ هدف از این مقاله نقد و بررسی ادلة این دیدگاه ها و پاسخ مناسب به آنهاست. اگرچه این موضوع مورد توجه دانشمندان بسیاری قرار گفته (2) اما ویژگی این اثر علاوه بر نگاه جامع به آثار پیشین، ارائة پاسخ های نوین با رویکرد تحلیلی و به روش کتابخانه ای است.

به استناد نقل های معتبر شیعه و سنی پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) فاطمه (علیها السلام) را به عنوان تنها مصداق"نساءنا"در آیة مباهله برگزید.



فرضیة تحقیق
حضور حکیمانة فاطمه (علیها السلام) در مباهله به فرمان خدا بود و انکارش فاقد اعتبار علمی بوده و نقل علل متفاوت بر این حضور، خلط بین علت و حکمتها و خطا در آنهاست.

الف- انکار حضور فاطمه (علیها السلام) در مباهله
شمار بسیار اندکی از اهل سنت حضور اهل بیت (علیهم السلام) از جمله حضرت فاطمه (علیها السلام) را در مباهله نفی و بر مدعای خود ادلة بی اساسی را اقامه کرده اند. (فی ظلال، سیدقطب ،ج1،ص605،المنار، رشیدرضا،ج3،ص264 و التفسیرالحدیث، محمد عزت دروزه ،ص159) ادله دروزه را که جامع تر است نقل می کنیم:
1- هیچ یک از این روایات در کتب صحاح نقل نشده اند مگر یک مورد که نامی از مباهله نبرده است، مسلم و ترمذی آن را این گونه نقل کرده اند: وقتی خدا آن آیه را نازل کرد پیامبر علی، فاطمه، حسن و حسین (صلوات الله علیهم) را فراخواند و فرمود: «خدایا، اینان اهل منند.» (صحیح ، مسلم،ج12،ص129؛ سنن، ترمذی،ج10،ص260). دروزه بیان نمی کند که مشارالیه "هذه الآیة" مباهله است. این روایات در سیرة ابن هشام نیز نقل نشده و تنها چیزی را که ابن هشام نقل کرده دعوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) از نجرانیان به مباهله و انصراف آنان از آن و رضایتشان به مصالحه بود. (سیرة ابن هشام، ج3، ص112) و عدم نقل ابن هشام دلیل بر عدم حضور اهل بیت (علیهم السلام) است.
دروزه در ادامه ادعای شیعه را دربارة حضور فاطمه (علیها السلام) این گونه نقل می کند: «این که پیامبر هیچ یک از همسرانش را با خود نبرد بلکه فاطمه (علیها السلام) را با خود برد نشان می دهد که معنای کلمة"نسائنا"ی آیه همسران نیست بلکه دختر است.»

شمار بسیار اندکی از اهل سنت حضور اهل بیت (علیهم السلام) از جمله فاطمه (علیها السلام) را در مباهله نفی و بر مدعای خود ادلة بی اساسی را اقامه کرده اند.

وی در نقض دیدگاه شیعه می نویسد: «شیعه در تفسیرشان از این غافل شده اند که ممکن نیست پیامبر(صلی الله علیه و اله) برخلاف قرآن عمل کرده و تنها دخترش را به عنوان زنانش نام ببرد. زیرا منظور قرآن از کلمة (نساء النَّبیّ) در آیات28-30 سورة احزاب همسرانش است.»
2- دروزه در ادامه حضور فاطمه و حسنین (علیهم السلام) را تلویحًا نفی می کند چرا که روایت نشده نجرانیان زنان و کودکان را با خود برده باشند. [پس پیامبر(صلی الله علیه و اله) هم زن و کودکی را با خود نبرده است.]
3- دروزه در ادامه شبهة رشیدرضا را نیز اضافه می کند که الفاظ "أبناءنا، نساءنا و أنفسنا" هرکدام بر بیش از یک تن دلالت دارند و پیامبر (صلی الله علیه و اله) مأمور بود مطابق آیه عمل کند. (المنار، رشیدرضا،ج3،ص264) دروزه روایات متواتر فریقین را در تفاسیر و منابع حدیثی از جعلیات شیعه بر می شمرد که در منابع اهل سنت راه یافته و مصداق "نساءنا" را به استناد عرف اهل زبان عرب همسران پیامبر (صلی الله علیه و اله) بر می شمرد.

پاسخ به شبهه ها
در پاسخ به شبهه ها باید گفت:
1- شبهة اول کذب عیان است زیرا در متن حدیث صحیح مسلم، پیش از نام اهل بیت (علیم السلام) آیه مباهله آمده است؛ متن حدیث چنین است: «از عامر بن سعد بن ابی وقاص از پدرش گفت: معاویه بن ابوسفیان امارت [منطقه ای] را به او داد. پس گفت: چرا ابوتراب را دشنام نمی دهی؟ گفت: تا وقتی که سه فضلیتی را که از رسول خدا (صلى الله علیه واله) در باره اش شنیده ام بیاد می آورم هرگز دشنامش نمی دهم چرا که اگر یکی از آنها نصیبم می گشت از شتران نیکو هم برایم بهتر می بود: ...وقتی این آیه: "بگو: بیایید فراخوانیم پسرانمان و پسرانتان[تا آخر آیه] نازل شد پیامبر (صلى الله علیه واله) علی ، فاطمه ، حسن و حسین (علیهم السلام) را خواند و عرض کرد: خدایا، اینان اهل منند.»(3) (صحیح مسلم،ج12،ص129،ح4420،و نیز: سنن ترمذی، ج13،ص331،ح4090)

ادعای عدم نقل حضور حضرت فاطمه (علیها لسلام) در مباهله در منابع حدیثی اهل سنت، کذب عیان است.

حاکم نیشابوری نیز این متن را در المستدرک علی الصحیحین نقل کرده است. (المستدرک علی الصحیحین ٰحاکم نیشابوری، ج11،ص26) (4) این روایات در منابع بسیار دیگری هم نقل شده اند.(ر.ک: فاطمه و مباهله با کفر، رضایی، یادداشتها،ش4، rezvanelm.aq.ir)
پیداست آن رفتار پیامبر (صلى الله علیه واله) پس از نزول آیه مباهله، در پاسخ به فرمان خدا و آماده شدن برای مباهله است و در واقع بیان عملی مصادیق آیه است. این شیوة بیانی را در آیات دیگر هم شاهدیم مانند آیة "وامر أهلک بالصلاة واصطبر علیها"(طه: 132) که پیامبر(صلى الله علیه و اله) پس از نزول آن به مدت هشت ماه هنگام نماز بر در خانه علی (علیه السلام) می رفت و ندا می داد: "الصلاة رحمکم الله" و آیة تطهیر (احزاب: 33) را هم می خواند.(سیوطی،الدرالمنثور،ج7،ص46) نمونة دیگر، آیة"و أنذر عشیرتک الأقربین" (شعراء: 214) که حضرت (صلى الله علیه و اله) پسران عبدالمطلب را برای دعوت به اسلام در منزل خود گرد آورد. (تاریخ ابن خلدون، ج2، ص409)
2- در پاسخ به ادعای دروزه در عدم استفاده معنای دختر از "نساءنا"، باید گفت: اولاً: صحابه، تابعان، مورخان و مفسرانی که عرب اصیلند هیچ اشکالی در استعمال "نساء" در معنای "بنت: دختر " نمی دیدند. ثانیًا: ادعای دروزه بر خلاف شواهد قرآنی است. زیرا کلمة"نسائنا" در آیات بسیاری در معنای "دختر" استعمال شده است. برای مثال آیة: «و إذ نجیناکم من ال فرعون یسومونکم سوء العذاب یذبّحون أبناءکم و یستحیون نسائکم» (بقره: 49) به اتفاق مفسران فریقین منظور از "نسائکم" دخترانند. (تسنیم،جوادی آملی، ج76،ص24؛ تفسیرکبیر،رازی، ج2،ص96 و...)

ادعای عدم استعمال "نسائنا" در معنای "دختر" بر خلاف شواهد قرآنی است. زیرا کلمة "نسائنا" در آیات بسیاری در آن معنا استعمال شده است.

و نیز در آیة «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا کَثِیرًا وَنِسَاءً ا» (نساء:1) "نساء" به معنای دختران است. (کشاف،زمخشری، ج1،ص369؛ المیزان،طباطبایی، ج4،ص28 و...) ثالثًا: در آیة28 سورة احزاب به صراحت از زنان پیامبر به" ازواجک" نام برده شده و"نساءالنّبیّ" که در آیة 30 آمده به همان ازواج باز گشته است. علاوه بر آن، توصیه های اخلاقی آن آیات مناسب زنانی است که جهالت هایی را مرتکب می شوند که به هیچ وجه حضرت فاطمه (علیها السلام) را که سرور زنان جهانیان بود شامل نمی شود و این موارد قرائنی بر انصراف نساءالنبی بر همسران پیامبر است. اما در آیة مباهله قرائنی وجود ندارند که دلیل بر انصراف"نساءنا" به همسران پیامبر باشد؛ علاوه بر آن، مفسران اجماع دارند که منظور از "نساءالنبیّ" در این آیات همسران پیامبر است. (المیزان،طباطبایی، ج16،ص163؛ تفسیرکبیر،رازی، ج12،ص384 و...) اما در خصوص انصراف "نساءنا"در آیة مباهله به زنان پیامبر اجماع ندارند. بلکه اجماع مفسران، محدثان و مورخان فریقین بر انحصار انطباق "نساءنا" در آیة مباهله بر حضرت فاطمه (علیها السلام) است و دیدگاه های مخالف اجماع بسیار نادرند و مبتنی بر نظر شخصی و در واقع اجتهاد به رأی و باطلند لذا اجماع را نقض نمی کنند.
3- در پاسخ شبهة نفی حضور فاطمه و حسنین (علیهم السلام) در مباهله بدلیل عدم حضور زنان و کودکان نجرانیان، باید گفت: اولاً: نجرانیان دربارة اعتقادات خود یقین نداشتند به این دلیل یک شب از پیامبر مهلت خواستند تا در بارة پیشنهاد مباهله بیندیشند و در نهایت تصمیم بر انصراف از مباهله گرفتند لذا لزومی نداشت که زنان و کودکان را به همراه آورند.

در آیة مباهله قرائنی وجود ندارند که دلیل بر انصراف"نساءنا" به همسران پیامبر باشد.


ثانیًا: سیدبن طاووس روایت صحیحی(5) را دربارة حضور زنان و کودکان نجرانیان به این مضمون نقل کرده است: «...وقتی سید و عاقب (بزرگان مسیحیان نجران) آن را [آمادگی پیامبر و اهل بیت (صلوات الله علیهم)] دیدند با دو پسرشان محسن و عبدالمنعم و سارا و مریم بیرون آمدند....» (اقبال الأعمال،ابن طاوس، ص511) جعفر مرتضی عاملی نیز با توجه به فرهنگ آن زمان در به همراه بردن خانواده در سفرها ی بی خطر رخداد مباهله را از این امر مستثنی نمی داند. پس بعید نیست که نجرانیان زنان و کودکان خود را آورده باشند اگرچه در تاریخ نقل نشده باشد.( الصحیح من سیرة النبی الأعظم (صلی الله علیه و اله)، هاشم معروف، ج29،ص7) ثالثًا: بالفرض که نجرانیان زن و فرزندی با خود نبرده باشند اما این شبهه ناشی از عدم تشخیص مفهوم از مصداق است. زیرا در کلام بلیغ اگر طبع و ظاهر حال اقتضای حکمی را داشته باشد اما عالم خارج اقتضای حکم دیگر، هر چند مخالف، را داشته باشد، دلیل بر کذب گوینده نخواهد بود؛ مورد آیة مباهله همین مجرا را دارد. پس اگر در طرف رسول خدا (صلی الله علیه و اله) به جای زنان یک زن و به جای مردان یک مرد و به جای فرزندان دو فرزند حضور یافتند و در طرف نجرانیان تنها چند مرد و بدون زن و فرزند حاضر شدند، کلام (روایات مباهله) دروغ نیست؛ مؤید بر این بیان عدم اعتراض طرفین مباهله بر وضعیت همراهیان است که نه نجرانیان به پیامبر (صلی الله علیه و اله) اعتراض کردند که چرا فقط اهل بیت (علیهم السلام) را آورده و نه پیامبر (صلی الله علیه و آله) به نجرانینان اعتراض کرد که چرا زنان و کودکان خود را نیاورده اند. (رک: طباطبایی،المیزان، ج3،ص379)

در کلام بلیغ اگر طبع و ظاهر حال اقتضای حکمی را داشته باشد اما عالم خارج اقتضای حکم دیگر، هر چند مخالف را، داشته باشد، دلیل بر کذب گوینده نخواهد بود؛ مورد آیة مباهله همین مجرا را دارد.

4- علامه طباطبایی در پاسخ به شبهة عدم انطباق جمعیت اهل بیت (علیهم السلام) بر گروه های سه گانة آیة مباهله، می فرماید: «صدق کلام موقوف بر متعدد بودن ابناء و بسیار بودن نساء و انفس نیست، چون مقصود نهائى از این نفرین این است که یکى از دو طرف با همه نفراتش از صغیر و کبیر و مرد و زن براى همیشه هلاک گردد، مفسرین هم اتفاق دارند و روایات هم متفقند، تاریخ هم مؤید است که رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله)، وقتى براى مباهله حاضر مى شد کسى به جز على، فاطمه و حسنین (علیهم السلام) را با خود نیاورد، پس از ناحیه آن جناب کسى حضور به هم نرسانید مگر دو مرد، دو پسر و یک زن و با آوردن اینان رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله) امر پروردگارش را امتثال نمود.
علاوه بر اینکه اصولاً مراد از لفظ آیه چیزى است، و مصداقى که حکم آیه به حسب خارج منطبق بر آن است چیزى دیگر، و این بار اول نیست که خداى تعالى حکم یا وعده و وعید را که بر حسب خارج بر یک نفر منطبق است به صورت دسته جمعى حکایت مى کند.»(المیزان،طباطباییٰ ج3، ص225)، مثلا در آیة زیر"الذین" به صیغه جمع آمده است: «إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ» (مائده:55) اما شأن نزول و تنها مصداقش علی (علیه السلام) است؛ و این گونه آیات بسیارند.

علامه طباطبایی در پاسخ به شبهة عدم انطباق جمعیت اهل بیت (علیهم السلام) بر گروههای سه گانة آیة مباهله می فرماید: «صدق کلام موقوف بر متعدد بودن ابناء و بسیار بودن نساء و انفس نیست

5- در پاسخ به این شبهه که روایات حضور اهل بیت (علیهم السلام) از جعلیات شیعه است که به کتب اهل سنت هم راه یافته، باید گفت: اولاً: هیچ دلیل و مستند علمی و تاریخی بر تأثیر پذیری محدثان اهل سنت از شیعه وجود ندارد و این سخن ادعایی شخصی و بی اعتبار است. ثانیاً: این مدعا قائلانی از دانشمندان حدیث اهل سنت ندارد. ثالثاً: اگر این سخن را بپذیریم نمی توان بین احادیث مباهله با سایر احادیث موافق با شیعه تفاوت قائل شد و آنها نیز از نظر او باید مخدوش باشند.

ب- شبهه های مرتبط با علت و حکمت حضور اهل بیت (علیهم السلام)
مطابق نص آیة مباهله، پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله) می بایست مردان، زنان و فرزندان خود را برای مباهله با خود می برد و به فرمان قدسی خدا می بایست علی بن ابی طالب، فاطمه دختر خود و حسن و حسین نوه های خود (علیهم السلام) را به عنوان تنها مصداق گروه های سه گانة آیه بر می گزید. بنا براین اهل بیت (علیهم السلام) شریک در مباهله بودند. همچنین اهل بیت شریک در مدعای پیامبر نیز بودند زیرا با توجه به صیغة جمع"کاذبین: دروغگویان "پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) مطابق امر خدا می بایست لعنت خدا را بر دروغگویان می فرستادند و نسبت کذب به کسی داده می شود که ادعایی کرده باشد؛ نجرانیان مدعی الوهیت عیسی و در مقابل پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) همگی مدعی نفی آن بودند چرا که اگر پیامبر به تنهایی طرف مباهله نجرانیان می بود لازم بود عبارتی که قابل انطباق بر مفرد نیز باشد به کار می رفت یعنی "من کان کاذبًا". (رک: المیزان، طباطبایی، ج3، ص225)

مشارکت در "دعوت نبوی و در مباهله" علت حضور اهل بیت (علیهم السلام) از جمله فاطمه (علیها السلام) در آن رخداد بوده است.

افزون بر آن عامل مهم مباهله دعوت پیامبر از نجرانیان به ترک اعتقاد به الوهیت عیسی (علیه السلام) و روی آوردن به توحید و اعتقاد به خدای یگانه بود؛ پس حضور اهل بیت (علیهم السلام) به همراه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) به دلیل مشارکت در دعوت دینی نیز بود و این دو مشارکت در واقع دو دلیل برای حضور اهل بیت (علیهم السلام) در مباهله بوده است.
البته این حضور حکمت هایی چون: اثبات صدق مدعای پیامبر (صلى اللّه علیه و آله)، فضیلت اهل بیت (علیهم السلام)، اثبات استقامت و پایداری در ایمان و ایثار اهل بیت (علیهم السلام)، زمینه سازی خلافت و امامت ایشان (علیهم السلام)، و...داشت. اما ممکن است شبهه هایی احتمالی بر عده ای دربارة علت و حکمت حضورشان (علیهم السلام)، عارض شوند که قابل پاسخند. این شبهه ها عبارتند از:
1- خلط میان علت و حکمتهای حضور
برخی چون سید بن طاوس (اقبال الأعمال، سید بن طاوسٰ ص511)، علامه مجلسی (بحارالأنوار، مجلسیٰ ج21، ص282) مدعی اند که علت آوردن اهل بیت (علیهم السلام) در مباهله، نشان دادن میزان صداقت پیامبر در ادعای خود به صورتی که برای اثبات حقانیت وحی در بطلان الوهیت عیسی (علیه السلام) حاضر است نه تنها خود بلکه عزیزان و نزدیکترین افراد به خود را هم فدا کند.
در نقد این برداشت می توان گفت: این نظر که مستندی قرآنی و روایی ندارد می تواند یکی از حکمتهای آوردن اهل بیت (علیهم السلام) باشد؛ اما دلیلی که از آیه به دست می آید چنان که از المیزان نقل شد، همان مشارکت آن بزرگواران در دعوت الهی و در نتیجه در مباهله است.

حضور اهل بیت (علیهم السلام)، حکمت هایی چون: اثبات صدق مدعای پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) ، فضیلت، استقامت و پایداری در ایمان ، ایثار، زمینه سازی خلافت و امامت ایشان (علیهم السلام)، و... داشت.



2- شبهة حضور به دلیل فرهنگ زمانه
ابن طاوس حضور فاطمه و حسنین (علیهم السلام) را در مباهله به فرهنگ جاهلی در به همراه بردن زنان و کودکان در جنگها با هدف استقامت جنگجویان، تشبیه کرده و اهمیت مباهله را مانند جنگ دانسته و عمل پیامبر را در به همراه بردن یکی از همسران خود در غزوات مؤیدی بر این تشبیه آورده است. (اقبال الأعمالٰسیدبن طاوس، ص511)
در پاسخ به این شبهه باید گفت: اولاً: دین عدالت گستر اسلام خط بطلان بر هر فرهنگ ظالمانه کشیده است و استفاده از افراد ناتوان در جنگها از جمله زنان و کودکان از مصادیق بارز ظلم به شمار می آید. چرا که احتمال هرگونه خطری بر آنان، حتی قتل، وجود دارد. ثانیًا: فرهنگ حجاب و عفتی که در اسلام ترویج شده است مانع از آن است که زنان را در معرض خطر تجاوز دشمن قرار دهند. ثالثًا: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) با استفاده از وعده های الهی برای جهادگران که در آیات بسیاری از قرآن آمده به تقویت روحیه و استقامت رزمندگان اسلام می پرداخت و در هیچ آیه ای نیامده که آن حضرت (صلی الله علیه و اله) از فرهنگ جاهلی برای این کار استفاده کرده باشد. رابعاً: روایتی نقل نشده که انگیزة پیامبر (صلی الله علیه و اله) را از بردن یکی از همسران در جنگها تقلید از آن فرهنگ جاهلی معرفی کرده باشد.

حضور فاطمه و حسنین (علیهم السلام) در مباهله متأثر از فرهنگ جاهلی نبود.

3- انکار فضیلت بودن حضور
ممکن است کسی بگوید: همة مسیحیان اعم از زن و مردشان ادعای الوهیت عیسی (علیه السلام) را می کردند. در مقابل، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) و همة مؤمنان به خدای یگانه معتقد بودند و الوهیت غیر او را نفی می کردند. بنابراین حضور اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان شریک در ادعا فضیلتی محسوب نمی شود و پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) آنان را تنها به عنوان نمونه ای از مؤمنان با خود بردند. افزون بر این، ادعا غیر از دعوت است [و موضوع مباهله ادعای نفی الوهیت عیسی(علیه السلام) بود.] (المیزان، طباطبایی، ج3، ص225)
در نقد این سخن باید گفت: اولاً: اگر آوردن اهل بیت (علیهم السلام) به عنوان نمونه بوده پس پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) می بایست حداقل دو مرد، بیش از دو زن و سه فرزند را می آورد اما از اکتفا به اهل بیت (علیهم السلام) روشن می شود که حضرت به منظور صدق اطاعت فرمان خدا کسانی جز آن بزرگواران (علیهم السلام) را سراغ نداشت. (همان،ص226) همچنین مخاطب نجرانیان فقط پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) بوده زیرا در محاجه با نجرانیان فقط حضرت بود که به استناد نزول وحی، الوهیت عیسی (علیه السلام) را نفی می کرد لذا فقط برای محاجه با او آمده بودند و کاری به سایر مؤمنان نداشتند پس اقدام پیامبر به آوردن اهل بیت (علیهم السلام) به این جهت بود که آن ادعا همچنان که به او قائم بود به آنان نیز قائم بود. (همان)

اقدام پیامبر به آوردن اهل بیت (علیهم السلام) به این جهت بود که ادعای نفی الوهیت عیسی(علیه السلام) همچنان که به او قائم بود به آنان نیز قائم بود.

ثانیاً: مباهله در موضوع نبوی به منزلة ارائة معجزه برای اثبات نبوت است.(6) و یقینی را به اعتقادات می طلبد که به منزلة تلقی وحی از جانب خدا باشد پس افزون بر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) تنها کسانی می توانند در مباهله شرکت کنند که شریک در دعوت نبوی باشند و از چنان یقینی برخوردار باشند و به استناد روایات متواتر، اهل بیت (علیهم السلام) محل فرود آمدن وحی باشند.(من لایحضره الفقیه، ابن بابویه قمی،ج2،ص609). فاطمه (علیها السلام) تا نبوت فاصله ای نداشت جز آن که زن بود در زیارتش آمده :«اللهم، ... و أرخَیتَ دونَها حِجابَ النُبُوَّةَ؛خدایا، ... حجاب نبوت را در برابرش سست کردی» (اقبال الأعمال، سید بن طاوس، ص624) امام خمینی(قدس سره) نیز فرمود: «فاطمة زهرا (علیها السلام) ... زنى که اگر مرد بود نبى بود، زنى که اگـر مرد بود به جاى رسول الله (صلى اللّه علیه و آله) بود.» (صحیفة نور، ج6، ص17)
بنابراین فاطمه (علیها السلام) از بالاترین یقین برخوردار بود و به نص قرآن رسیدن به درجة یقین از عوامل رستگاری است. (بقره: 4) بنابراین حضور در مباهله فضیلتی بزرگ است. ثالثاً: روایات (رک: تحف العقول ، حرانی،ص429 و...) و دیدگاههای تفسیری متعددی بر فضیلت بودن این حضور دلالت دارند. (کشاف،زمخشری، ج1،ص283؛ المیزان، طباطبایی،ج3،ص354؛ و...).

4- شبهة حلقة وصل امامت و نبوت
بعضی با استناد به یکی از روایات نظم حضور اهل بیت (علیهم السلام) در مباهله که فاطمه (علیها السلام) میان پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) و علی (علیه السلام) قرار گرفته بودند، برداشت اشتباهی کرده که این نظم اشاره دارد که فاطمه (علیها السلام) حلقة وصل امامت و نبوت است.( موسوی نژاد، فاطمه حلقه وصل امامت و نبوت،سایت iqna.com).

مباهله در موضوع نبوی به منزلة ارائة معجزه برای اثبات نبوت است و یقینی را به اعتقادات می طلبد که به منزلة تلقی وحی از جانب خدا باشد؛ فاطمه (علیهم السلام) چنین یقینی داشت.


در نقد این برداشت باید گفت: اولاً: شکی نیست که فاطمه (علیها السلام) همسر امام علی (علیه السلام) و مادر یازده امام دیگر (علیهم السلام) است. اما نظم حضور اهل بیت (علیهم السلام) در روایات متفاوت نقل شده است. از مجموع پنج روایت که اشاره به نظم دارند، سه حدیث فاطمه (علیها السلام) را پشت سر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) و یک حدیث پشت سر علی (علیه السلام) گفته اند.(7)
ثانیاً: روایت مورد استناد آن پژوهشگر مجهول و مفرد است و نمی توان چنان برداشتی را کرد. بلکه از اکثر روایات به دست می آید که حضرت فاطمه (علیها السلام) پشت سر مردان (پیامبر و علی (صلوات الله علیهما)) قرار داشت و می توان حکمت این نظم را احترام به عفت و محجوبیت زن دانست.

نظم حضور فاطمه (علیها السلام) در مباهله نشان دهندة احترام به عفت و محجوبیت زن است.


نتیجه گیری
مباهلة پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) با مسیحیان نجران واقعه ای تاریخی است که به استناد نقل های معتبر شیعه و سنی، فاطمه (علیها السلام)، در آن حضوریافت.اما اندکی از مفسران اهل سنت بدلایل ادبی حضورش (علیها السلام) را انکار کرده اند. برخی از علمای شیعه وسنی نیز شبهه های مرتبط با علت و حکمت حضور اهل بیت (علیهم السلام) مطرح کرده اند مانند: خلط میان علت حضور با حکمتهای آن و خطا در کشف حکمتها مانند: حضور به دلیل فرهنگ زمانه، ٰانکار فضیلت بودن حضورٰ حلقة وصل امامت و نبوت باتوجه به نظم مذکور در یک روایت.
در مجموع این مقاله ضمن دفاع از جایگاه فاطمه (علیها السلام) در مباهله و نفی هرگونه خدشه ای بر حضور آن حضرت، و تفکیک علت حضور از حکمتها و نقد حکمتهای نادرستٰ انگیزة تدبر در آیة مباهله و تتبع منابع فریقین را در خوانندة طالب حقیقت ایجاد می کند تا علاوه بر کشف صحیح حکمت های بیشتر، خود به نادرستی هرگونه شبهه ای پی ببرد.

باید به این حقیقت اعتراف کنیم که ما از احاطه بر عمق یک فضیلت (شرکت در مباهله) فاطمه (علیها السلام) در مانده ایم ؛

و در نهایت از معرفت صحیح و استواری نسبت به اهل بیت (علیهم السلام) به خصوص حضرت فاطمه (علیها السلام) برخوردارگردد.
و در پایان باید به این حقیقت اعتراف کنیم که ما از احاطه بر عمق یک فضیلت (شرکت در مباهله) فاطمه (علیها السلام) در مانده ایم ؛ هنوز پرسش ها و شبهه های بسیاری در بارة آیة مباهله وجود دارند که پاسخ منطقی و مستدل را می طلبند برای نمونه: معنای مشارکت فاطمه (علیها السلام) در دعوت نبوی و شواهد تاریخی آن چیست؟ نوع، مقدار و منبع معرفت نجرانیان از فاطمه (علیها السلام) چه بود که با دیدن او و خانواده اش از مباهله منصرف شدند؟ ریشة برخی از شبهه ها، مانند نفی حضور اهل بیت (علیهم السلام)، اختلاف در تاریخ وقوع مباهله است، حقیقت امر چیست؟

...........................................................................................................................................
فهرست منابع
1- قرآن کریم
2- الإقبال بالأعمال الحسنه، سید بن طاووس، علی، چ2، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1367. CD جامع الأحادیث
3- ایسرالتفاسیر، أسعد حومد، CD المکتبة الشامله
4- بحارالأنوار، مجلسی ، محمدباقر ، لبنان ، مؤسسه الوفاء ، 1404ق. CD جامع الأحادیث
5- تاریخ الحضارة الإسلامیة، ابن خلدون، CDالمکتبة الشامله
6- تحریر التنویر، ابن عاشور، CD المکتبة الشامله
7- تحف العقول، حرانی، حسین بن شعبه، چ2، قم،اسلامی،1404ق.
8- تفسیر امام حسن عسکری (علیه السلام)، قم، مدرسه امام مهدی (عجل الله فرجه)، 1409ق. CD جامع الأحادیث
9- تفسیر تسنیم، جوادی آملی،عبدالله، CDالمکتبة الشامله
10- التفسیرالحدیث، محمد عزت، دروزه، قاهره، دار احیای کتب عربی، 1383ق. CD المکتبة الشامله
11- التفسیرالکبیر، رازی،فخرالدین، CDالمکتبة الشامله
12- تفسیرالمنار، رشید بن علی رضا، محمد، مصر، بنیاد کتاب، 1990م. CD المکتبة الشامله
13- سنن، ترمذی، CDالمکتبة الشامله
14- السیره النبویة، ابن هشام، CDالمکتبة الشامله
15- صحیح ، مسلم، CD المکتبة الشامله
16- الصحیح من سیرۀ النبی الأعظم (صلى اللّه علیه و آله)، عاملی، جعفرمرتضی، بیروت، مرکز تحقیقات اسلامی، چ5، 1425ق. CD المکتبة الشامله
17- صحیفةنور، مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی(قدس سره)،تهران، CD المکتبة الشامله
18- فاطمه حلقه وصل امامت و نبوت، موسوی نژاد، ،سایت iqna.com
19- فاطمه(علیها السلام) و مباهله با کفر ،رضایی،مائده، (10/1/1393) rezwanelm.aqr.ir
20- فی ظلال القرآن،سید قطب، CD المکتبة الشامله
21- کافی، کلینی،محمدبن یعقوب،چ4، تهران،دارالکتب الاسلامیه،1365.
22- الکشاف عن حقائق التأویل، زمخشری،جارالله، CD المکتبة الشامله .
23- المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری CD المکتبة الشامله
24- من لایحضره الفقیه، قمی، علی بن بابویه(شیخ صدوق)،چ3، قم،اسلامی،1413ق.
25- المیزان، طباطبایی ، محمدحسین ، قم ، اسماعیلیان، 1361.
26- الدر المنثور،سیوطی،جلال الدین، CDالمکتبة الشامله
...................................................................................................................................
کتابشناسی
1- المیزان، طباطبایی ، محمدحسین ، قم ، اسماعیلیان، 1361.
2- الصحیح من سیرۀ النبی الأعظم (صلى اللّه علیه و آله)، عاملی، جعفرمرتضی، بیروت، مرکز تحقیقات اسلامی، چ5، 1425ق. CD المکتبة الشامله
3- الإقبال بالأعمال الحسنه، سید بن طاووس، علی، چ2، تهران، دارالکتب الإسلامیه، 1367. CD جامع الأحادیث
4- بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر، لبنان، مؤسسه الوفاء، 1404ق. CD جامع الأحادیث
5- فاطمه (علیها السلام) تجلی تمام زنان مقدس قرآنی، سلمان پور، محمدجواد، (1/12/1392) www.havzeh.ir
6- بررسی آیۀ مباهله، الهیان، مجتبی، پژوهش های دینی، سال2، ش4، بهار1385، ص62 ـ 49.
7- مقامات فاطمه (علیها السلام)، بحرانی، CDالمکتبة الشامله
8- فاطمه (علیها السلام) حلقه وصل امامت و نبوت، مصاحبه با حجه الاسلام امین السادات موسوی نژاد، خبرگزاری قرآنی ایکنا به نقل از خبرگزاری فارس، 10/12/1392
9- نگاهی به جایگاه فاطمه (علیها السلام) در آیه مباهله، خبرگزاری قرآنی (ایکنا) 10/12/1392
10- تفسیر آیه مباهله از دیدگاه اهل بیت (علیهم السلام) و اهل سنت، ایلقار اسماعیلزاده، گوگل،10/12/1392
11- نگاهی به جایگاه فاطمه (علیها السلام) در آیه مباهله از دیدگاه اهل سنت، محمد یعقوب بشوی
12- مباهله، روشن ترین دلیل باورهای شیعه، عبدالکریم پاک نیا، سایت گوگل 10/12/1392
13- آیه مباهله، مهدی شجاعی، بشارت، ش1. گوگل 10/12/1392
14- بررسی آیه مباهله، مجتبی الهیان، گوگل10/12/1392
................................................................................................................................................
پی نوشت
1- فمن حاجک من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالو ندع أبناءنا و آبناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة الله علی الکاذبین؛ پس هرکس بعد از آن که علم بر تو آمد با تو به مجادله بپردازد پس بگو بیایید فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را فراخوانیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قراردهیم.
2- علامه محمدحسین طباطبایی بیشتر شبهه ها را با عنوان فرض و احتمال مطرح و پاسخ گفته است. (نک : المیزان ، ج3 ، صص 223-227و230-244)
3- «عَنْ عَامِرِ بْنِ سَعْدِ بْنِ أَبِی وَقَّاصٍ عَنْ أَبِیهِ قَالَ أَمَرَ مُعَاوِیَةُ بْنُ أَبِی سُفْیَانَ سَعْدًا فَقَالَ مَا مَنَعَکَ أَنْ تَسُبَّ أَبَا التُّرَابِ فَقَالَ أَمَّا مَا ذَکَرْتُ ثَلَاثًا قَالَهُنَّ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ فَلَنْ أَسُبَّهُ لَأَنْ تَکُونَ لِی وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ حُمْرِ النَّعَمِ.سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ یَقُولُ لَهُ خَلَّفَهُ فِی بَعْضِ مَغَازِیهِ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ یَا رَسُولَ اللَّهِ خَلَّفْتَنِی مَعَ النِّسَاءِ وَالصِّبْیَانِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّی بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نُبُوَّةَ بَعْدِی وَسَمِعْتُهُ یَقُولُ یَوْمَ خَیْبَرَ لَأُعْطِیَنَّ الرَّایَةَ رَجُلًا یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَیُحِبُّهُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ قَالَ فَتَطَاوَلْنَا لَهَا فَقَالَ ادْعُوا لِی عَلِیًّا فَأُتِیَ بِهِ أَرْمَدَ فَبَصَقَ فِی عَیْنِهِ وَدَفَعَ الرَّایَةَ إِلَیْهِ فَفَتَحَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَلَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَةُ" فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَکُمْ"دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ عَلِیًّا وَفَاطِمَةَ وَحَسَنًا وَحُسَیْنًا فَقَالَ اللَّهُمَّ هَؤُلَاءِ أَهْلِی»
4- «عامر بن سعد، عن أبیه قال: لما نزلت هذه الآیة: "ندع أبناءنا وأبناءکم ونساءنا ونساءکم و أنفسنا و أنفسکم " دعا رسول الله (صلى الله علیه واله) علیا و فاطمة وحسنا وحسینا (علیهم السلام)، فقال: اللهم هؤلاء أهلی: «وقتی این آیه:"بگو: بیایید فراخوانیم پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را [تا آخر آیه] نازل شد پیامبر(صلى الله علیه واله) علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را خواند و عرض کرد: خدایا، اینان اهل منند.»
5- سید بن طاووس در آغاز نقل روایت رخداد مباهله در بارة صحت آن می نویسد: «روینا ذلک بالأسانید الصحیحة و الروایات الصریحة إلى أبی المفضل محمد بن عبد المطلب الشیبانی رحمه الله من کتاب المباهلة و من أصل کتاب الحسن بن إسماعیل بن أشناس من کتاب عمل ذی الحجة فیما رویناه بالطرق الواضحة عن ذوی الهمم الصالحة لا حاجة إلى ذکر أسمائهم لأن المقصود ذکر کلامهم»(إقبال‏الأعمال،ص: 496)
6- شرط معجزه داشتن سبب طبیعی نیست. مثلا برخی معجزه ها با نفرین پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) محقق می شد.(رک: شرح تجرید الاعتقاد، طوسی، ص488)
7- در بعضی آمده علی جلو، فاطمه پشت سر و حسنین (علیهم السلام) سمت راست و چپ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) (فرات کوفی، تفسیر، ص87) و در برخی فاطمه پشت سر علی (علیه السلام) و در یکی هم میان پیامبر و علی(علیه السلام) (مجلسی، بحارالانوار، ج21، ص280) و در روایتی دیگر دست علی در دست پیامبر (صلى اللّه علیه و آله) ، حسنین جلو و فاطمه (علیهم السلام) پشت سر حضرت (صلى اللّه علیه و آله) (مجلسی، بحارالانوار، ج21، ص344) و در روایت دیگر با همین نظم امام علی (علیه السلام) سمت راست حضرت (صلى اللّه علیه و آله) (قرار داشت. (تفسیر امام، ص656) و در روایتی آمده که پیامبر(صلى اللّه علیه و آله) علی (علیه السلام) را سمت راست خود، حسن را سمت راست علی (علیه السلام) و حسین (علیه السلام) را سمت چپ و فاطمه (علیها السلام) را پشت سر خود قرار داد. (شواهد التنزیل، ج1، ص163) در روایت تفسیر قمی فقط به همراهی اهل بیت (علیهم السلام) با حضرت (صلى اللّه علیه و آله) و بدون ذکر نظم خاصی اشاره شده است. (ج1،ص105)

مائده رضایی - مدرس و محقق حوزه علمیه خواهران


مطالب مرتبط