تجربه ایران از اعتماد به آمریکا در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تجربه فریبکاری و عدم تعهد آمریکا به قول و قرار هایش است. تجربه ای که در سال 67 در ماجرای آزادی گروگان های امریکایی در لبنان با همکاری ایران انجام گرفت و برای ایران هیچ دستاوردی نداشت.

کدخدای دغلباز
۱۸ دی ۱۳۹۷ 65 18.2 KB 5 0

کدخدای دغلباز

وقتی 16 مارس 1984ویلیام باکلی رئیس سیا در بیروت و چند نفر از ماموران سیاسی و امنیتی آمریکا در لبنان ربوده شدند. آمریکایی ها با نگرانی از ربودن باکلی که اطلاعات مهم و ارزشمندی از فعالیتعای سیا داشت، همه تلاش خود را برای آزادی آنان به خرج دادند. از اعزامتیمی از اف.بی .ای به بیروت برای نجات گروگانها تا کمک خواستن از موساد،که آنان نیز نتوانستند کاری از پیش ببرند. در چنین شرایطی ایالات متحده #آمریکا براین باور بود که این گروگانها در اختیار نیروهای حزب الله لبنان که آن زمان خود را جهاد اسلامی لبنان نامیده بودند هستند و آنان نیز تحت تاثیر انقلاب اسلامی قرار دارند.

در 30 دی1367 رئیس جمهور جورج بوش نخستین چراغ سبز استقبال ایالات متحده از هر گوشه کمک از طرف ایران و اقدام متقابل درباره ی بحران گروگانها را از خود نشان داد. او در سخنانش می گوید:« امروز شاهدیم، آمریکایی ها را که بدون دلیل و با وجود میل خودشان در سرزمین های خارجی نگه داری می شوند. اینجاست که همکاری می تواند نشان داده شود. این کمک در خاطر ما خواهد ماند. حسن نیت، حسن نیت به دنبال می آورد، خوش قولی دلیلی است که می تواند به شکل پایان ناپذیری ادامه پیدا کند.»

پس از این موضع آمریکایی ها، ایران حاضر می شود تا پس از عقب نشینی از درخواست های اولیه اش یعنی آزادی گروگان های ایرانی دربند اسرائیل و آزاد شدن همه دارایی های بلوکه شده ایران، به شرط بازگرداندن 10درصد دارایی های بلوکه شده ایران و پرداخت غرامت برای هواپیمای مسافربری که توسط آمریکا سرنگون شده است، به آمریکا برای آزادسازی گروگان های آنان همه تلاش خود را بکند. آمریکا نیز اعلام می کند که اگر ایران حسن نیت خود رانشان دهد، آنان نیز بصورت متقابل به خواسته های ایران توجه کنند و به آنان جامه عمل بپوشانند.

ایران از طریق اعزام یکی از فرماندهان سپاه در تماس با مقامات بلندپایه حزب الله لبنان و مذاکره با آنان زمینه آزادی گروگان های آمریکایی را فراهم میکند.

پس از آزادی روبرت پل هیل در 3 اردیبهشت و فرانک رید در 10 اردیبهشت1369، نقش ایران در آزاد سازی گروگان های غربی بر همگان آشکار می شود. آخرین گروگان آمریکایی در لبنان در 13 شهریور 1370 با دخالت ایران آزاد می گردد. در حالیکه توپ در زمین آمریکا و غرب است، اما هیچ گونه عکس العملی از سوی دولت آمریکا برای انجام تعهدات و نشان دادن حسن نیت در قبال این همکاری دیده نمی شود.

هیچ، در مقابل حسن نیت ایران

پس از تلاش‌های ایران برای دریافت پاسخ، برنت اسکوکرافت مشاور امنیت ملی وقت آمریکا با اعضای شورای امنیت ملی آمریکا جلسه می‌گذارد و پس از جلسه تصمیم گرفته می‌شود که آمریکا به زیر میز توافقات فی‌ما‌بین تهران ــ واشنگتن بزند. آنان به‌بهانه انجام حرکت‌های تروریستی از جمله ترور مخالفان حکومت و همچنین فتوای چند سال گذشته #امام_خمینی(ره) درخصوص ارتداد سلمان رشدی، بهبود روابط را بسیار بسیار سخت ‌دانستند و مدعی می شوند که تهران عملاً به وعده‌هایی که پیشتر مبنی بر حسن‌نیت داده بود، عمل نکرده است.آمریکائی‌ها گفتند: «ما گفتیم‌ نشان دادن حسن‌نیت باعث حسن‌نیت متقابل می‌شود‌، ولی نگفتیم اگر ایرانیان گروگان‌ها را آزاد کنند‌، بدون توجه به باقی قضایا‌، به این اقدام پاسخ مطلوب و مساعد می‌دهیم‌. ما گفتیم حسن‌نیت به‌دنبال خود حسن‌نیت می‌آورد‌. انجام دادن وقایع تروریستی دیگر‌، ‌تعریف آمریکا از حسن‌نیت نیست.»

پس از آزادی گروگان‌ها و رسیدن آنها به واشنگتن، مقامات کاخ سفید سرخوش از یک معامله تمام‌برد و بی‌هزینه بودند اما اوضاع در ایران عکس آن بود چرا که به‌ازای آزادی گروگان‌های آمریکایی، هیچ امتیازی شامل حال ایران نشد و ما فقط یک پل برای رسیدن کاخ سفید به اهدافش شده بودیم.

محمد جواد ظریف در کتاب(آقای سفیر) به خوبی به خلف وعده آمریکایی ها ومتعهد نبودن آنان به تعهداتشان در این ماجرا اشاره می کند و می نویسد:« آمریکایی‌ها پیغام داده بودند: اگر شما به آزادی گروگان‌های آمریکایی کمک کنید، ما حسن‌نیت خواهیم داشت، که به‌معنای آزاد کردن دارایی‌های ایران و از این‌گونه کارها بود. اما به قولشان عمل نکردند. هشت گروگان آمریکایی آزاد شدند. این یکی از نشانه‌های عدم پایبندی آمریکایی‌ها به تعهداتشان بود که در مرحله آخر گفتند به‌دلایل انتخاباتی نمی‌توانند قولشان را عملی کنند.»

دولت ایران را گمراه کردم

این بدعهدی و بی اعتمادی به امریکا را سید حسین موسویان دیپلمات سابق ایران که مسئول پروژه آزادی گروگان های آمریکایی بوده است و اکنون در آمریکاست، در کتاب خود (ایران و آمریکا) اینگونه بیان می کند:« اسکو کرافت مشاور امنیت ملی آمریکا در فروردین 1371 (پس از جلسه با اعضای شورای امیت ملی کاخ سفید)رسما به دمنیکوپیکو (نماینده آمریکا در مذاکرات)اعلام می کند که هیچ اقدام متقابلی در هیچ فرصت نزدیکی برای ایران انجام نخواهد شد. پیکو به دلیل ناکامی معامله و از اینکه زودتر به ایرانی ها نگفته بود که هیچ معامله ای در میان نیست، اظهار تاسف کرد. او ادامه داد:«دلیل این اقدام آمریکا هر چه بود، اما عملیات سه ساله در بیروت که بر مبنای اعتماد ساخته شده بود به ناگاه باد هوا شد. سهوا و از روی خامی، آن گونه که در عمل نشان داده شد، من کل دولت ایران را گمراه کردم.»

با همه این تفاصیل رویکرد تعامل و ارتباط گیری با آمریکا با وجود گام های عملی از سوی ایران و نشان دادن حسن نیت بی نتیجه باقی می ماند و تجربه ای تلخ اما درس آموز را از بی اعتمادی به ایالات متحده آمریکا و خلف وعده شیطان بزرگ پیش روی #ملت_ایران قرار می دهد.


مطالب مرتبط