پروردگارا! شاید تو مرا از دَرِ خانه ات راندی؛ شاید دیدی که من حقّ تو را سبک شمردم، تو مرا مطرود کردی؛ یا دیدی که من چون از تو اِعراض کردم ، با من عداوت داری؛ یا چون دیدی که من در مقام دروغ گویان هستم، مرا ...

  حضور قلب در نماز از دعای ابوحمزه ثمالی
۱۴ دی ۱۳۹۶ 122 13 KB 18 0

حضور قلب در نماز از دعای ابوحمزه ثمالی

دعای نورانی ابوحمزه ثمالی مسئله حضور قلب در نماز را به صورت باز و عقلی تحلیل می کند. همه ما با این مشکل روبرو هستیم، شاید اُوحدی از انسان ها مستثنی باشند ولی همه در نماز حضور قلب نداریم. وقتی وارد نماز شدیم، در طلیعه نماز ممکن است با حضور و نیّت وارد بشویم، ولی باز حواس مان جمع نیست، پراکنده است. این نماز که ستون دین است، پراکنده انجام می شود. آن وقت دینی که ستونش پراکنده باشد، محصولش هم پراکندگی خواهد بود. اگر چنانچه ستون پراکنده باشد، مستقیم و استوار نباشد، آن خیمه هم مستقیم و استوار نیست.
ما چه کنیم که در نماز مشکل غفلت نداشته باشیم، یک تمرکزی داشته باشیم؛ وجود مبارک امام سجاد علیه السلام طبق این تحلیل می فرماید که انسان بیرون نماز را باید مواظب باشد، نه درون نماز. درون نماز یک چهار پنج دقیقه بیش نیست. اگر کسی درون نماز بخواهد در تمام این چهار پنج دقیقه خودش را کنترل بکند، شاید خیلی سخت نباشد، ولی عمده بیرون نماز است. به بیرون نماز اگر حالاتی، احوالی، گفته هایی، رفته هائی، نوشته هایی و مانند آن داشت و انجام داد، همه این خاطرات می ریزد در صحنه نفس انسان. آنگاه همه اینها در حالت نماز ظهور پیدا می کند.
مثلاً اگر کسی کتابخانه ای داشته باشد و دَرِ کتابخانه به کوی و بَرزن باز باشد، بچّه ها و خردسالانِ گذر، از این دَرِ باز استفاده کنند، وارد کتابخانه بشوند، شخصی محقّق بیاید و درِ کتابخانه را ببندد و بخواهد مطالعه کند، بگوید: من یک ساعتی که در این کتابخانه نشسته ام، باید آرام باشم، این کار را صحیح انجام نداد. برای این که در غیر وقت مطالعه در را باز گذاشت، همه بچّه ها ریختند در کتابخانه، در سالن مطالعه. آنگاه در آن یک ساعتی که محقّق می آید و می نشیند، می خواهد مطالعه کند، این سالن کتابخانه پر از بچّه ها و سر و صدا است. قبل از این که این محقّق بیاید در کنار میز مطالعه اش بنشیند، باید در را ببندد که بیگانه ها و بچّه های خردسال نیایند.
این مجاری ادراکی و تحریکی ما نباید به روی بیگانگان باز باشد که آنها هر چه خواستند از راه درک و حرکت ما وارد نفس و ذهن و قلب ما بکنند، آنگاه ما در حال نماز بخواهیم مطمئن باشیم و حضور قلب داشته باشیم. این چنین نیست! عمده بیرون نماز است. غذا خوردن ها، رفتن ها، نگاه کردن ها، گفتن ها، شنیدن ها، پوشیدنی ها، همه و همه اینها اَدخِلْنِی مُدْخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ[1] ، در آغاز و انجامش تک تک این گفتار و رفتار و نوشتار و مانند آن حضور و ظهور دارد.
انسان خاطرات خوبی دارد. در نماز نه تنها مزاحمی ندارد، بلکه معین و معاونی هم خواهد داشت. ولی اگر در خارج نماز مواظب خود نبود، هر خاطره ای را به ذهن راه داد، هر غذایی را خورد، هر حرفی را زد، هر جائی را نگاه کرد، هر کسی را نگاه کرد، هر چیزی را هم دید، چنین اَنبانی هرگز به انسان اجازه حضور و ظهور قلب نمی دهد.
ملاحظه فرمودید که امام سجاد چگونه این مسئله عمیق را تحلیل می کند؛ عرض می کند:
"الهی! إنّی کلَّمَا قُلتُ قَدْ تَهَیَّأتُ وَ تَعَبَّأتُ وَ قُمْتُ لِلْصَّلوهِ بِینَ یدیک وَ ناجَیتُک ألقَیتُ عَلَیَّ نُعاساً." [2]
خدایا! چه طور شد که هر وقت می خواستم مناجات کنم، دعا کنم، دعای کمیل بخوانم، مناجات شعبانیّه داشته باشم، ذکر داشته باشم، نمازی داشته باشم، زیارت عاشورائی داشته باشم، حواسم جمع نیست؟! یا خوابم می آید، یا اگر خوابم نمی آید، حالت پینگی و چُرت است، یا اگر اینها نیست، شادابم، وقتم و نیرویم درباره خاطرات تلخ دیگر صرف می شود. آن لذّت مناجات را از من می گیری، یا مناجات نمی کنم، یا مناجات بی محتوا دارم. چه طور شد خدایا، هر وقتی ما گفتیم سریره من صالح است و به محفل توّابین نزدیکم، یک بَلیه ای، یک آفت و آسیب و گزندی می رسد که پای مرا می لغزاند و نمی گذارد که من به محفل نورانی آنها راه پیدا کنم.
پروردگارا! شاید تو مرا از دَرِ خانه ات راندی؛ شاید دیدی که من حقّ تو را سبک شمردم، تو مرا مطرود کردی؛ یا دیدی که من چون از تو اِعراض کردم، با من عداوت داری؛ یا چون دیدی که من در مقام دروغ گویان هستم، مرا مورد بی مهری قرار دادی و ترک کردی؛ یا دیدی که نعمت های تو را شکر نمی کنم، مرا محروم کردی؛ یا دیدی که در مجالس علماء و اندیشوران حاضر نیستم، مرا طرد کردی؛ یعنی به جای این که در محافل علماء شرکت کنم، چیزی یاد بگیرم، در مجالس دیگران شرکت می کنم. یا دیدی در بین غافلین به سر بردم، از رحمت خاصّه مرا ناامید کردی؛ یا دیدی با مجلس های طنزگویان و بذله گویان و بَطّالین که عمری را به بطالت می گذرانند، آنجا صرف کردم، مرا مورد بی مهری قرار دادی؛ بِینِی وَ بِینِک خَلَّیتَنِی؛ یا نه، اصلاً دوست نداری صدای مرا بشنوی؛ برای این که این حرف، این حنجره در غیر راه تو صرف شده است. دوست نداری چهره ام را در مجلس توّابین ببینی، برای این که در مجلس بَطّالین دیدی. دوست نداری که مرا در مجلس پرهیزکاران ببینی، چون دیدی که من در مجلس علماء حضور ندارم، مرا دور کردی. شاید به جرم و جریرت مرا مکافات کردی، یا در اثر کم حیائی من، مرا مجازات کردی؛
ببینید تمام این علل و عوامل؛ ترک واجب، فعل حرام، فکر فعل مکروه و مانند آن باعث می شود که انسان یا توفیق مناجات و نماز ندارد، یا اگر توفیقی پیدا کرد و یک مناجات و نمازی داشته باشد، نماز بی حال و بدون حضور انجام می دهد.
امیدواریم توفیق حضور نصیب همه ما بشود. [3]

[1]. سوره اسراء/ آیه 80
[2]. دعای ابوحمزه ثمالی، مفاتیح الجنان؛ اعمال سحرهای ماه مبارک
[3]. شرح دعای ابوحمزه ثمالی، آیت الله جوادی آملی


مطالب مرتبط