آدمی اگر اهل فضل باشد، خدا نیز با فضلش و اگر اهل حساب و کتاب باشد، با عدلش با او برخورد می کند...

  زندگی بر پایه فضل و بخشش

زندگی بر پایه فضل و بخشش

اصولی برای تعالی یک زندگی مشترک
اصل اول : اصل فضل

یکی از اصولی که رعایت آن، یک ازدواج را به تعالی می رساند، «فضل» است. در ازدواج مبنا را بر عدالت قرار ندهید؛ بلکه آن را بر مبنای فضل استوار کنید.
ازدواج معامله ی پایاپایی نیست که بگوییم: «من این کار را کردم، پس او هم باید آن کار را بکند»؛ «شأن من این است، پس او باید متناسب با شأن من این چنین عمل کند»؛ «ما این تعداد مهمانی داده ایم، پس آنها هم باید به همین تعداد مهمانی بدهند.»
در فضل، انسان همیشه به دنبال این است که به ازای هر قدمی که برایش برداشته می شود، ده قدم مقابلش را پیش بیاید. اگر معادلات زندگی خود را بر پایه ی فضل قرار دهیم، دیگر حساب و کتاب هایمان را کنار می گذاریم و نمی خواهیم که همیشه شاهین ترازوی توقعاتمان در حال تعادل بماند؛ بلکه بدون چشم داشت، بی حساب می بخشیم و بدون توقع، بزرگوارانه نثار می کنیم.
آدمی هر گونه با دیگران رفتار کند، خدا نیز همان گونه با او رفتار می کند. اگر اهل فضل باشد، خدا نیز با فضلش و اگر اهل حساب و کتاب باشد، با عدلش با او برخورد می کند. آن وقت چه کسی می تواند عدل خدا را تاب بیاورد؟

«الهی عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک؛ خدایا با فضلت با ما رفتار کن نه با عدلت.»

مطابق آیات قرآن دو مسیر وجود دارد: مسیر بهشت و مسیر جهنم؛ اما کمی که دقیق تر می شویم، می بینیم که بهشت و جهنم، آدرس آخر قرآن است. در حقیقت، مسیر بهشت و جهنم به نام آنها نامگذاری نشده است، بلکه فقط مقصد به نام آنهاست.
این بدان معناست که باید از همان آغاز راه، به علائم و هشدارها توجه کنیم تا با پیمودن مسیر درست، به آدرس آخر خود برسیم. این کار بی شباهت به رانندگی در جاده های پیچ در پیچ نیست. اگر راننده از اول راه، توجه به علائم نکند و در باند اشتباه حرکت کند، امکان رفتن به باند دیگر را نخواهد داشت و در نهایت به مقصد دیگری می رسد.

اگر می خواهیم مسافر جاده فضل باشیم، باید بدون هیچ انتظاری، یک طرفه ببخشیم و یک سویه احسان کنیم.


در آغاز راه تنها دو باند وجود دارد که باید آنها را شناسایی کنیم؛ یکی باند عدل خدا است و دیگری فضل خدا. ظاهراً هر دوی اینها در یک جاده هستند؛ اما هر چه پیش می رویم، آرام آرام یک حائلی میان آن دو کشیده می شود که نمی گذارد از یکی وارد دیگری بشویم. باندِ جاده ی فضل به بهشت منتهی می شود و باندِ جاده ی عدل به جهنم. بی شک هر که قدم در باند عدل خدا بگذارد، به جهنم می رسد؛ حتی اگر پیامبر خدا باشد.
ایوبِ نبی (علیه السلام) وقتی یک به یک همه چیزش را از دست داد و عاقبت، تحملش طاق شد، با خدا محاجّه کرد؛ که خدایا مرا محاکمه کن! خدا گفت: چه کردی؟ از اعمال خیرش گفت، خداوند فرمود: اینها را خود کردی یا ما توفیقش را به تو دادیم؟! او دید نمی تواند با عدل خدا، روبرو شود. توبه کرد و تسلیم شد. خدا هم فرمود: «نِعمَ العَبدُ إنّهُ أَوّابٌ».[1] چه خوب بنده ای بود همانا بازگشت کننده بود. توبه ی پیامبران یعنی حرکت به سوی فضل خدا.
مراقب باشیم که هیچ وقت به خاطر کارهایی که برای مردم انجام می دهیم، حساب و کتاب نکنیم. «مگر مردم در حق من چکار کردند؟»، «دیدی آخر فلانی چه طور مزد دستم را داد؟»، «من اینقدر زحمت می کشم؛ اما کسی قدر زحماتم را نمی داند.» گلایه های این چنینی، یعنی حرکت در باند عدل. اگر می خواهیم مسافر جاده فضل باشیم، باید این حرف ها را دور بریزیم. باید بدون هیچ انتظاری، یک طرفه ببخشیم و یک سویه احسان کنیم.
بیشتر ناراحتی ها و مشکلات ما، ناشی از توقعاتی است که در باند عدل دچار می شویم؛ اما در فضل دیگر توقعی از کسی نمی ماند. در مسیر فضل اول می بینیم که چقدر می توانیم و بعد انجام می دهیم.

5a88046208f9c.jpg


در عدل هر چه پول بدهیم، آش می خوریم؛ اما در فضل هر چه آش داشته باشیم به

دیگری می دهیم. در مجلس امام حسین (علیه السلام) این سروری که همه چیزش بر

پایه ی فضل است، هر چه غذا که آماده کرده باشند، به مردم می دهند و اگر

زیاد آمد، می دهند تا با خود ببرند. دقت داشته باشیم که در فضل هیچ معامله

ای در کار نیست.



منبع: کتاب سرّ دلبران (عوامل آرامش بخش و نشاط آفرین در خانواده)، امیرحسین بانکی پور فرد



-------------------------------

پی نوشت:

1- ص/44.


مطالب مرتبط