یکى از غالیان به حضرت رضا (ع) گفت: یونس بن ظبیان ( از متهمان به غلوّ ) گفته است: شبى در طواف بودم که از بالا سر و صدایى شنیدم: اى یونس...

  مقابله با غلوّ و غالیان

مقابله با غلوّ و غالیان

یکى از غالیان به حضرت رضا (ع) گفت: یونس بن ظبیان ( از متهمان به غلوّ ) گفته است : شبى در طواف بودم که از بالا سر و صدایى شنیدم : اى یونس منم که خدایى جز من نیست، مرا عبادت کن و نماز را براى یاد من برپا دار. سرم را که بلند کردم ناگهان ابوالحسن برایم ظاهر شد. حضرت رضا (ع) با شنیدن این سخنان چنان ناراحت شد که به آن مرد فرمود : از نزد من بیرون رو، خداوند تو را و هر که این را به تو گفته است و یونس بن ظبیان را هزار لعنت کند که به دنبال آن هزار لعنت باشد و هر لعنتى تو را به قعر جهنم فرو برد، گواهى مى ‏دهم که جز شیطان نبود که او را صدا زد... و چون به حضرت رضا (ع) گفتند : برخى از کسانى که خود را طرفدار شما مى‏ دانند، مى‏ پندارند که این صفات - الهى - صفات على (ع) است و اوست آن الله رب العالمین؛ حضرت رضا (ع) با شنیدن این کلمات بند بند بدن مبارکش به لرزه افتاد و غرق در عرق شد و فرمود : سبحان الله ! منزه است خداوند از آنچه ستمکاران و کافران مى ‏گویند، آیا نه این بود که على خورنده‏ اى از خورنده ‏ها و نوشنده‏ اى از نوشنده‏ ها و ازدواج کننده ‏اى از ازدواج کننده‏ ها و... بود ؟ آیا او نبود که در مقابل پروردگار خود در حالى که خاضع و ذلیل بود به نماز مى ‏ایستاد و به سوى او راز و نیاز مى ‏کرد ؟ آیا کسى که این صفات را دارد، خداست ؟

امروز که دشمنان بیش از پیش به دنبال بهانه براى حمله به مکتب اهل بیت (ع) هستند، وظیفه هر شیعه ‏اى به ویژه علمای اعلام « اعزّهم الله تعالى » آن است که در مقابل برخى مطالب غلوّآمیز به ویژه اشعار ناصواب بایستند و از حریم اهل بیت ‏(ع) دفاع کنند؛ شاعران و مداحان متعهد نیز افراد غالى و منحرف را از خود دور نمایند و مردم نیز با هوشیارى به این گونه افراد تذکّر و هشدار دهند.


منبع :
حکایت آفتاب، تالیف سید محمد نجفی یزدی، تهیه و تدوین اداره امور فرهنگی آستان قدس، نشر قدس رضوی.



مطالب مرتبط