تربیت و پرورش کودکان مهم ترین وظیفۀ والدین است که لازم است در این امر مهم از تمام امکانات و فضاها بهره برده و همت خود را به کار گیرند. یکی از فضا ها و موقعیت های مهم در تربیت کودکان زمانی است که آنها...

  نقش بازی در تربیت فرزندان

نقش بازی در تربیت فرزندان

سمیه مطلبی

چکیده

تربیت و پرورش کودکان مهم ترین وظیفۀ والدین است که لازم است در این امر مهم از تمام امکانات و فضاها بهره برده و همت خود را به کار گیرند. یکی از فضا ها و موقعیت های مهم در تربیت کودکان زمانی است که آنها مشغول بازی هستند. کودکان بیشتر کودکی خود را صرف بازی می کنند و در طول این بازی ها راه و رسم زندگی را ناخواسته می آموزند. در این مقاله تلاش شده است ابتدا اهمیت تربیت در بعد جسمی و روانی کودک مورد کاوش قرار گیرد و سپس نقش بازی به صورت کاربردی در تربیت کودکان بررسی شود.

کلیدواژه: کودک، تربیت، بعد جسمی، بعد روانی، بازی.

کودک و تربیت

تربیت کودک وظیفه مهمی است که بر عهده والدین بوده و از حقوق اساسی فرزند است. تربیت، ابعاد مختلفی دارد که شامل بعد جسمی و روحی کودک می شود. در واقع والدین باید در دوران زندگی فرزندان به پرورش جسم و روح هر دو با هم توجه داشته باشند که تربیت جسم، موجب افزایش توان و قدرت بدنی کودک و تربیت روح، او را در آینده به انسانی آگاه و مسئول در برابر خداوند و جامعه تبدیل می کند. یکی از زمان های مناسب جهت تربیت صحیح، هنگام «بازی های کودکانه» است. نوع بازی هایی که فرزندان انجام می دهند در شکل گرفتن جوهر وجود آنها اثر دارد و اگر والدین دوست دارند فرزندان آنها، انسان های شایسته و کارآمدی باشند، شایسته است به کیفیت بازی اهمیت داده و در مواردی در بازی آن ها مشارکت داشته باشند.

کودک و بازی

یکی از ویژگی های دوران کودکی بازی است. در واقع کودک همراه با بازی هایش در حال آموختن است و گاه در طول بازی، آموخته های قبلی خود را تمرین می کند تا آنها در ذهنش پایدار شود. در واقع بازی در کودکان جزو نیازهای ذاتی آنها است که در سیرۀ اهل بیت (علیهم السلام) هم این موضوع دیده می شود. کودک چهار یا پنج ساله از طریق بازی با همسالانش بر مهارت های ارتباطی اش افزوده می شود و در سنین هفت، هشت سالگی، کودکان در طول بازی با یکدیگر منش ها و رفتار های تعامل با دیگران و پذیرفتن درخواست های دوستانشان را می آموزند؛ به این ترتیب مشخص می شود که در واقع، بازی به عنوان ابزاری جهت کسب آگاهی برای کودک کاربرد دارد و می تواند وسیله ای برای اهداف تربیتی نیز باشد.

کاربرد بازی ها در تربیت

صفوان جمال می گوید: از امام صادق (علیه السلام) درباره صاحب امر (امامت) پرسیدم، فرمودند: «صاحب این امر بازى و بیهوده گرى نکند»، آنگاه امام موسى کاظم (علیه السلام) که کودک بود و بزغاله اى مکى همراه داشت و به او می گفت: «پروردگارت را سجده کن» آمد. امام صادق (علیه السلام) او را در آغوش کشید و فرمودند: «پدر و مادرم فداى کسى که بازى و بیهوده گرى نکند.»[1]. در ادامه به برخی از این موارد اشاره می شود. گرچه در این حدیث گفته شده است امام اهل بازی نیست اما نکته مهم آن است که امام (علیه السلام) اگر چه کودک هستند، اما از بزغاله اى هم که وسیله بازى کودکان است، ذکر خدا و یاد ربوبیت او و خضوع در پیشگاه خداوند را استفاده می کنند. ما هم با تدابیری می توانیم چنین برنامه هایی داشته باشیم که از بازی کودکان، تربیت دینی و انسانی او را مد نظر داشته باشیم. در یک نگاه کلی، می توانیم تربیت کودکان با استفاده از شیوۀ بازی را به دو بُعد تربیت جسمانی و روحانی تقسیم بندی کنیم

بازی و تربیت جسم کودک

برای داشتن فرزندی سالم نیاز است بازی هایی را برای او ترتیب دهیم که به افزایش قدرت بدنی اش کمک کند. البته این امر را می توانیم با آموزش بُعد روحی فرزند نیز همراه کنیم. برای مثال رسول خدا (صلی الله علیه و آله) روزى بر امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) که داشتند بازى مى کردند عبور کردند، حضرت آن دو را در آغوش گرفتند و بر پشت نهادند و هرکدامشان را بر یک شانه خود قرار دادند. فردى در راه به حضرت رسید و گفت: چه مرکب خوبى هستى. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «و چه دو سوارکار خوبى. این دو نوجوان گلهاى خوش بوى من در دنیا هستند.» گفت: وقتى رسول خدا با امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام) به خانه فاطمه آمدند، فرمودند: «کشتى بگیرید.» ایشان با یکدیگر کشتى گرفتند.[2] در این ماجرا ملاحظه می کنیم که ایشان هر دو بُعد جسمی و روحی را با هم در نظر داشتند و علاوه بر ذکر فضایل این بزرگواران که گلهای خوش بویی هستند، آنها را به مسابقه کشتی فراخواندند.

بازی هایی که موجب تربیت جسمی کودکان می شوند، زیاد هستند ولی در عصر حاضر و تغییر سبک زندگی از سنتی به نوین، بازی های مرسوم گذشته کمرنگ شده است. اگر فضایی جهت تخلیۀ تحرکات کودکان نباشد، ممکن است انرژی کودکان به صورت اعمال خشونت آمیز بروز کند. توجه به تربیت جسم کودک و گزینش بازی های مناسب وظیفة مهمی است که والدین و متولیان امر باید حتماً به آن توجه کرده و با برنامه ریزی و مدیریت، از امکانات محیط زندگی برای پرورش و تربیت جسم کودک بهره ببرند.

بازی و تربیت روحی کودک

در تربیت کودک باید به یاد داشته باشیم که او از رفتار و گفتار اطرافیان اثر می گیرد و همواره خلق و خوی اطرافیان در شکل گیری شخصیت او نقش دارد؛ پس در وهلۀ اول انتخاب دوستان مناسبِ شخصیت او ضروری و لازم است.

بدون شک بازی ها که بیشترین زمان بیداری کودک را به خود اختصاص می دهند، در روند تکامل روحی او اثربخش هستند. بازی ها معمولاً بسیار متفاوت هستند و می توانیم با توجه به هدف تربیتی خود در آموزش، ـ مستقیم یا غیرمستقیم ـ نکات آموزشی خود را انتقال دهیم. ارزش هایی چون عدالت، راستگویی، دوری از فریب کاری، شهامت، شجاعت و مهربانی را به راحتی می توان با روش بازی به صورت غیرمستقیم به کودکمان آموزش دهیم. گاهی با ورود خود به بازی های کودکان و همراه شدن با آنها می توانیم اهداف خود را پیگیری کنیم. کودکی که بیشتر بازی هایش بازی های رایانه ای و تماشای برنامه های خشن و پرهیجان است، خود را در تصورش، جای قهرمان محبوبش قرار داده و معمولاً علاقه به إعمال خشونت و زورگویی در او شکل می گیرد. این تمایلات او به علت روح خشن حاکم بر برنامه ها و بازی های رایانه ای موجود است.

البته در عصر حاضر در کنار بازی های فیزیکی، با تدابیر خوبی می توان بازی های رایانه ای را به سمتی سوق داد که جنبۀ تربیتی و مهارت افزایی برای کودک داشته باشند. این برنامه را می توانیم در فضای مجازی هم اجرا کنیم. اکنون در زمانه ای هستیم که به ناچار با این فناوری ها روبرو هستیم و دشمن آن را ابزاری برای تخریب شخصیت دینی کودکان و نوجوانان ما قرار داده است و از این طریق فرهنگ خود را به اقشار مختلف جامعۀ ما انتقال می دهد. پس لازم است که ما در جهت عکس آن ها عمل کنیم و این فناوری را در جهت اهداف خودمان استفاده کنیم.

بازی و آموزش (ارزش های اعتقادی و مسائل علمی)

بازی های زیادی وجود دارد که والدین می توانند از آن ها بهره برده و تعالیم دینی و فرهنگی را به کودک خود آموزش دهند. کودک در طول بازی، جبری را احساس نمی کند و این بسیار زمان خوبی برای یاددهی تعالیمی مانند نماز و حجاب به اوست. همچنین در سنین کودکی پاره ای از قوانین علمی و مفاهیم ریاضی را می توان با روش بازی به کودک آموخت و حتی می توان وسایلی در جهت تأمین این نیازها تولید کنیم. حال به برخی از ارزش ها که در حین بازی می توان به صورت ترفند به کودک انتقال داد، اشاره می کنیم.

1- آموزش خداشناسی و امامت

هنگام تفریح و بازی کودک در طبیعت، زمان خوبی است که توجه او را به اطرافش جلب کنیم. به طور مثال حشره ای را از نزدیک به او نشان دهیم یا توجه او را به خورشید، ستارگان، گل ها، سنگ ها و ... جلب کنیم و در مورد خالق یکتا برای کودک توضیح دهیم و خورشید و ستارگان و ماه را مثالی از امامان (علیهم السلام) معرفی کنیم که اگر این اجرام نباشند، زندگی معنای خود را از دست می دهد.[3]

2- آموزش نماز

مادر می تواند در طول بازی با کودک خود همراه شود، نقش فرزند را برعهده بگیرد و از کودکی که نقش مادر را دارد، بخواهد با هم به مسجد بروند. تکرار این بازی ها یا مسابقه وضو گرفتن بین کودک و والدین یا همسالانش در تکمیل این آموزش ها مؤثر هستند.

3- آموزش حجاب

تهیه چادر زیبا و متناسب کودک و استفاده آن در زمان بازی در علاقه مندی او به حجاب اثرگذار است.

4- آموزش احترام و رعایت ادب

در طول بازی دو یا چند کودک همسال، والدین با آموزش دادن آداب اجتماعی به کودکان خود و تشویق آنها به رعایت حال دوستان خود، به کودک می فهمانند بازی دلچسب بازی ای است که همه در طول آن ادب را رعایت کنند.

5- آموزش گذشت و مهربانی

وقتی همسالان با هم بازی می کنند بسیار اتفاق می افتد که از یکدیگر ناراحت شده و با هم به مشکل می خورند، والدین می توانند در این زمان با آموزش گذشت کردن و مهربان بودن به کودک خود او را به سازش با همسالان دعوت کنند.

6- آموزش رعایت مساوات و عدالت

وقتی همسالان باهم بازی می کنند بهترین زمان آموزش مساوات است. بارها در زمان بازی بین کودکان بحث پیش می آید و والدین با تشویق آنان به عدالت این مهم را به او یاد می دهند.

7- علاقه مندی به کار و تلاش در آینده

کودکان در طول بازی از رفتار بزرگ ترها تقلید می کنند. باید سعی کنیم در بازی های تقلیدی آنان را به سمت کار و تلاش هدایت کنیم. مثلاً کودک نقش یک نانوا یا کشاورز را بازی کند، همچنین او را به سمت بازی هایی هدایت کنیم که برای انجامش نیاز باشد تلاش کند.

کتابنامه:

1- کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی (ط – الإسلامیه)، 8 جلد، دارالکتب الإسلامیة، ایران؛ تهران، چاپ چهارم، 1407ق.

2- کلینى، محمد بن یعقوب، أصول الکافی، ترجمه مصطفوى، 4 جلد، کتاب فروشی علمیه اسلامیه، ایران؛ تهران، چاپ اول، 1369 ش.

3- هلالى، سلیم بن قیس، تاریخ سیاسى صدر اسلام، ترجمه کتاب سلیم، 1 جلد، انتشارات رسالت قلم، ایران؛ تهران، چاپ اول، 1377ش.




[1]ـ کلینی، محمدبن یعقوب، أصول الکافی، ترجمه مصطفوى، ج‏2، ص87

[2]ـ هلالی، سلیم بن قیس، تاریخ سیاسى صدر اسلام، ترجمه کتاب سلیم، ص130

[3]ـ قال الرضا (علیه‌السلام): ِ «الْإِمَامُ کَالشَّمْسِ الطَّالِعَةِ الْمُجَلِّلَةِ بِنُورِهَا لِلْعَالَمِ‏ وَ هِیَ فِی الْأُفُقِ بِحَیْثُ لَا تَنَالُهَا الْأَیْدِی وَ الْأَبْصَارُ لْإِمَامُ الْبَدْرُ الْمُنِیرُ وَ السِّرَاجُ الزَّاهِرُ وَ النُّورُ السَّاطِعُ وَ النَّجْمُ الْهَادِی فِی غَیَاهِبِ‏ الدُّجَى وَ أَجْوَازِ الْبُلْدَانِ وَ الْقِفَارِ وَ لُجَجِ‏ الْبِحَار ...»؛ امام مانند خورشید طالع است که نورش عالم را فرا گیرد و خودش در افق است بنحوى که دستها و دیدگان بآن نرسد، امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره‏ایست راهنما در شدت تاریکى‏ها و رهگذر شهرها و کویرها و گرداب دریاها./ کلینی، محمدبن یعقوب، أصول الکافی، ترجمه مصطفوى، ج1، ص286


مطالب مرتبط